وظیفه سالک تسلیم بودن در برابر اراده و مشیّت الهی
17بعد مرحوم آقا تعریف میکردند که مرحوم انصاری میگفتند که، این تو این کارش هم آمده است به حضرت ابراهیم کلک بزند، میخواهد آن یأس و ناامیدی را در قلب حضرت ابراهیم بکارد میخواهد به حضرت ابراهیم بگوید هیچ به این عبادتت دلگرم نباش، هیچ به این موقعیتت دلگرم نباش فردا خدا هم میزند همچین در سرت تو را میآوردت پایین! یعنی این در این کارش هم آمده است میخواهد کلک بزند اصلًا وجودش این است نصیحت از این نمیآید نصیحت از این برنمیآید.1
اما خدا نه! خدای متعال وعدهاش وعدهی چه است؟ صدق است و امر کرده است به ما که اینطور باشیم انا عند ظنّ عبدى المؤمن بى2 بندهی مؤمن من، هر گمانی که به من دارد من همانم نزد او، اگر به من گمان خوب دارد من برای او خوبم اگر به من گمان بد دارد من برای او بَدَم حالا که اینطور است اینقدر خدا در را باز کرده است اینقدر خدا .... چرا ما نسبت به خدا وثوق نداشته باشیم؟ چرا ما آن جهات ضعف و نقطهی ضعف وجودی خود را بیاییم و به حساب خدا بگذاریم بگوییم خدا به ما توجه نمیکند؟ کی گفته است؟ مثل یک مریضی که برود دکتر، آن مرض بر او غلبه کند هی دکتر میگوید آقا برو به این نسخه عمل کن، نه آقای دکتر شما هم نمیتوانید برای ما کاری انجام بدهید آمپولهایت هم نمیتواند برای ما کاری [انجام بدهد] میگوید بابا تو اگر اینجا آمدی خب من بهت میگویم برو این کار را بکن، نه آقا دیگر از ما گذشته! خب این قدر بگو نه آقا نه آقا تا بمیری! خودش دارد میگوید برو بکن دیگر، خودش میگوید برو این را انجام بده دیگر، خودش میگوید برو این نسخه را عمل کن. خدای متعال وقتی که میگوید: ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكمْ3 أنا عند ظنّ عبدى المؤمن وعدهی من صدق است وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِينَّهُمْ سُبُلَنا4 آیا کشک گفته است یا درست گفته است؟ آیا دروغ گفته است یا نه؟ بله ما ضعیفیم ما نقص داریم ما هزارتا گرفتاری داریم همه قبول، بدترش را هم داریم ولی صحبت در این است آن هم که دیگر دروغ نگفته است آنکه راست میگوید چرا ما بیاییم و آن جنبهی ضعف را بر خود حاکم کنیم و بعد به پای خدا بگذاریم؟ چرا آن جنبهی عنایت و صدق و وثوق او را نیاییم بر خودمان غالب کنیم و حاکم کنیم؟ بله کلام ما و عرض ما به پروردگار این است که ما بیچارهایم ما بدبختیم ما گناه کاریم بدتر از آنچه که خودمان خیال میکنیم هم هستیم خب دیگر بالاتر از این؟ ولی بالأخره بندهی تو هستیم مال بد هم بیخ ریش صاحبش! حالا که اینطور شده باید خلاصه خودت یک کاریش بکنی میخواستی خلق نکنی ما بالأخره از بندگی تو که بیرون نیامدیم ولی باید در اینجا مواظب باشیم ها.
- مطلع انوار، ج ٢، ص ٣١٥: حضرت آقا- روحى فداه- فرمودند كه: شبى كه حضرت رسول صلّى الله عليه و آله و سلّم معراج فرمودند، صبح آن شب شيطان نزد آن حضرت آمد و عرض كرد: يا رسول الله ديشب ديدى منبرى بلندكه در آسمان واژگون شده بود؟ فرمودند: بلى. عرض كرد: اين منبر متعلّق به من بود، من در بالاى آن منبر نشسته و ملائكه را موعظه مىنمودم و هر وقت تسبيح از دست من مىافتاد فوراً ده هزار ملك هجوم آورده و او را به من مىدادند! يا رسول الله مىدانى چرا منبرم واژگون شد و مرا از بهشت بيرون كردند؟ براى آنكه من به خود مغرور شدم؛ يا رسول الله مبادا تو به خودت مغرور گردى!
در اينجا حضرت آقا- روحى فداه- فرمودند: كه شيطان مجسّمه شرّ است و ابداً محال است از او خيرى تراوش كند؛ اين كلامى را كه به پيغمبر اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم گفته ظاهرش نصيحت است، ولى براى اغواى پيغمبر آمده كه در وجود آن حضرت ايجاد يأس كند؛ و ضمناً بفهماند كه هر قدر درجهات رفيع و منزلتت عالى گردد، در عين حال اين خدا خدائى است كه يكمرتبه ممكن است تو را از درگاه خود دور كند. - ١. الكافى (ط- الإسلامية)، ج ٢، ص: ٧٢: عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ عَنْ أَبِى الْحَسَنِ الرِّضَا ع قَالَ: أَحْسِنِ الظَّنَّ بِاللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ: أَنَا عِنْدَ ظَنِّ عَبْدِىَ الْمُؤْمِنِ بِى إِنْ خَيْراً فَخَيْراً وَ إِنْ شَرّاً فَشَرّاً.
- سوره غافر (٤٠) آيه ٦٠.
- سوره عنكبوت (٢٩) آيه ٦٩.
- مطلع انوار، ج ٢، ص ٣١٥: حضرت آقا- روحى فداه- فرمودند كه: شبى كه حضرت رسول صلّى الله عليه و آله و سلّم معراج فرمودند، صبح آن شب شيطان نزد آن حضرت آمد و عرض كرد: يا رسول الله ديشب ديدى منبرى بلندكه در آسمان واژگون شده بود؟ فرمودند: بلى. عرض كرد: اين منبر متعلّق به من بود، من در بالاى آن منبر نشسته و ملائكه را موعظه مىنمودم و هر وقت تسبيح از دست من مىافتاد فوراً ده هزار ملك هجوم آورده و او را به من مىدادند! يا رسول الله مىدانى چرا منبرم واژگون شد و مرا از بهشت بيرون كردند؟ براى آنكه من به خود مغرور شدم؛ يا رسول الله مبادا تو به خودت مغرور گردى!

