اهمیت مساله حسن ظنّ به برادر مومن
16ولی امام سجاد علیه السّلام میفرمایند نه! خدایا تو میدانی که در دل من چه میگذرد و یقینی بمعرفتک منی من یقین دارم تو خوب من را میشناسی تو نسبت به من معرفت داری معرفتت چه است أن لا رب لی غیرک میدانی که در ضمیر من این است که من غیر از تو کسی را ندارم نه غیر از تو کسی را دارم و لا اله الا انت هیچ خدایی جز تو نیست وحدک لا شریک لک تو فقط واحدی.
این وحدتی که تو داری نه در کنار سایر وَحَدات است بلکه وحدت حقه است وحدتی است که اِثنین ندارد دو ندارد ما هر کدام برای خودمان واحدیم یک، دو، سه، چهار، هر کدام یک، یک هستیم این دو و سه و چهار و پنج و ده، تمام اینها همان یک است ما چیزی به نام دو نداریم چیزی به نام ده نداریم دهی وجود ندارد پنجی وجود ندارد هرچه وجود دارد در عالم یک است منتهی این یک را با یک دیگر در کنار هم میگذارید یک اسم جدیدی برای اینکه یک چیزی را تکرار نکنید یک اسم برای هر دو میآورید به جای اینکه نگویید یک، یک، یک، یک، یک، خب چه میگویید؟ یکدفعه میگویید پنجتا، آدم که نمیتواند صد مرتبه بگویید یک، یک یک تا صد، چه خبر است؟ حالا هزارتا، یک اسم صد میآورد، دیگر در اینجا صدتا، اگر بگویند آقا در اینجا چندتا است؟ اگر عدد صد نبود میگفتیم یک، یک، یک، یک، تا صد تمام بشود ولی یکدفعه میگوییم صدتا، پس این صد و نود و پنج و ده، وجود خارجی ندارند آنچه که وجود خارجی دارد فقط واحد است اما واحدی است که تکرار میشود در اعیان تکرار میشود تمام اینها…
ما الآن یکیایم اما تمام سلولهای بدن ما همه یک هستند هر سلولی برای خودش یک است سلول بعد برای خودش یک است یک میلیون سلول میشود یک انگشت، ده میلیون سلول میشود یک دست صد میلیون سلول فرض کنید میشود یک آدم اینها همه چه هستند؟ همه یک، یک، هستند ولی یک در کنار همند ولی خدا یکی است که چیزی را نمیشود در کنارش گذاشت، نمیشود گفت خدا یک است ولی در قبال او یک دیگر هم وجود دارد در قبال خدا چه وجود دارد؟ خدا هست یا نه؟ خب هست آیا غیر از خدا ذاتی هست که بتواند در کنار خدا قرار بگیرد؟ نه نیست. بگوییم آسمان و زمین، آسمان و زمین هم اثر خدا است نه اینکه جدای از اوست. هرچه شما در عالم فرض کنید همه اثری از آثار اوست پس دیگر برای خدا دو وجود ندارد.

