اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهمیت مساله حسن ظنّ به برادر مومن

13990
سال 1423
نسخه عربی

اهمیت مساله حسن ظنّ به برادر مومن

12
  • ولی حضرت سجاد در اینجا در عین حال خودش را هم دارد معرفی می‌کند، می‌گوید خدایا تو می‌دانی که در قلب من چه می‌گذرد و می‌دانم أن لا رب لی غیرک هیچ پروردگار و ربّی غیر از تو ندارم این کاش ما هم همین‌طور بودیم ای کاش این در وجود ما بود که لا رب لی غیرکاست ولی اینجوری نیست در وجود ما، در وجود ما آنقدر ارباب است، برادر ما رب است پشت و پناه ما، پدر ما رب است، فلان کس حرف بزند ما پدرمان است، برادرمان است، خواهرمان است، قوم و خویشمان است فلان کس‌ها هستند، روی این برنامه می‌چینم اگر این‌طور شد آن کار را می‌کنیم اگر آن‌طور شد آن کار را می‌کنیم فلان کس هوای ما را دارد خب تو اگر [با] آن‌ها هم نبودی با خدا اینجوری حرف می‌زدی؟ اگر آن‌ها را نداشتی اگر فلان رابطه را نداشتی با خدا این‌طوری حرف می‌زدی؟ هان؟ یا نه؟ بیا درست فکر کن یک‌دفعه می‌بینی خدا آمد ها! چنان گذاشت توی کاسه‌ی من و سرکار که تمام آن روابطی که در نظرمان بود همه‌ی این‌ها شد حباب، همه‌ی این‌ها شد بی‌اثر. یکی از آن افرادی که مورد اعتماد ما بود دیگر به ما توجهی اصلاً [نکرد] ارزش این که سرش را هم به طرف شما برگرداند نداد، این‌قدر فقط سرش را برگرداند بگوید با شما کاری ندارم، گذاشت رفت ما این‌ها را تجربه کردیم ها، بنده یکی تجربه کردم،‌ اصلاً انگار نه انگار که بین این حقیر، مسکین، سراپا تقصیر و آن شخص، پانزده سال سابقه‌ رفاقت بوده آن هم چه رفاقتی انگار نه انگار یک همچین کسی به نام جناب طهرانی وجود دارد در دنیا، صاف آمد خدا به ما نشان داد.

  • گفت این اربابٌ متفرّقون همین أَ أَرْبٰابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اَللّٰهُ اَلْوٰاحِدُ اَلْقَهّٰارُ1 أَ أَرْبٰابٌ مُتَفَرِّقُونَ نه اینکه خدایان، آن یک معنای آیه است. یزدان و اهرمن و خدای باران و خدای خورشید و خدای برف و خدای آتش و... نه خدا در اینجا دارد می‌گوید أَ أَرْبٰابٌ مُتَفَرِّقُونَ آن‌هایی که در ذهنت درست کردی روابطی که در ذهن درست کردی برای هر کدام یک خدا درست کردی آمدی ذهن خودت را از این خدایان پر کردی از این توجهات پر کردی به جای اینکه در کارت صبح از منزل می‌آیی بیرون، فقط امیدت به من باشد فقط این باشد، الآن به دفتر فلان آقا می‌روم به جای اینکه در فلان کارت فقط توجهت به من باشد فلان کس هوای من را دارد به جای اینکه در کارت فقط خدا را در نظر بگیری من فلان قوم و خویشم اگر این قضیه اتفاق بیفتد پشت و پناه من است! بیچاره‌ی‌ بدبخت این‌ها همه در فعل خود وابسته‌ی به غیرند این‌ها استقلال ندارند همین آقا فردا می‌آید تا ببیند یک قضیه‌ای اتفاق افتاده است تا بیاید ببیند یک مسئله‌ای اتفاق افتاده، عجیب آقا عجیب عجیب خیلی عجیب است!

    1. سوره‌ يوسف (١٢) آيه ٣٩.