
رسیدن به قرب خداوند متعال امری اکتسابی یا خدادادی؟
موضوع اين جلسه: آيا سعادت و شقاوت اختياري است. فقره دعاء: اللَهم انت القائل و قولك حق و وعدك صدق... ان اللَه كان بكم رحيماً. 1 رسیدن به عالیترین مراتب کمال و قرب پروردگار متعال آیا امری است اکتسابی ویا غیر اکتسابی وخدادادی. 2 تاکید اولیاءالهی بر عدم افشاء اسرار افراد ولو دشمن انسان باشد. 3 انجام برخی از امور خلاف شرع و حرام و سرپوش گذاشتن بر آنها با توجیهات شرعی ودینی 4 توضیحی در ارتباط با حقیقت معنای تولّی و تبّری و لزوم تمسّک افراد به آن 5 فرد شیعه ای که چشمان خود را در قبال مسائل حقّ می بندد و پا روی آنها می نهد ،دشمن اهل بیت علیهم السلام می باشد. 6 حکایت عبدالملک مروان وملازمت او با مسجد وتلاوت قرآن قبل از رسیدن به خلافت وجنایات بی حدّ وحصر او. 7 هدایت ورحمت پروردگار متعال اختصاص به افراد خاص نداشته هرکس که خود را در مسیر آن قرار دهد شامل می شود. 8 خداوند متعال غنی بالذات است واگر همۀ عالم کافر شوند به او ضرری نمی رسد.
رسیدن به قرب خداوند متعال امری اکتسابی یا خدادادی؟
توضیحات:
موضوع اين جلسه: آيا سعادت و شقاوت اختياري است. فقره دعاء: اللَهم انت القائل و قولك حق و وعدك صدق... ان اللَه كان بكم رحيماً. 1 رسیدن به عالیترین مراتب کمال و قرب پروردگار متعال آیا امری است اکتسابی ویا غیر اکتسابی وخدادادی. 2 تاکید اولیاءالهی بر عدم افشاء اسرار افراد ولو دشمن انسان باشد. 3 انجام برخی از امور خلاف شرع و حرام و سرپوش گذاشتن بر آنها با توجیهات شرعی ودینی 4 توضیحی در ارتباط با حقیقت معنای تولّی و تبّری و لزوم تمسّک افراد به آن 5 فرد شیعه ای که چشمان خود را در قبال مسائل حقّ می بندد و پا روی آنها می نهد ،دشمن اهل بیت علیهم السلام می باشد. 6 حکایت عبدالملک مروان وملازمت او با مسجد وتلاوت قرآن قبل از رسیدن به خلافت وجنایات بی حدّ وحصر او. 7 هدایت ورحمت پروردگار متعال اختصاص به افراد خاص نداشته هرکس که خود را در مسیر آن قرار دهد شامل می شود. 8 خداوند متعال غنی بالذات است واگر همۀ عالم کافر شوند به او ضرری نمی رسد.
رسیدن به قرب خداوند متعال امری اکتسابی یا خدادادی؟
20آقایان این مسئله مسألهی مهم است، ما نمیخواهیم به طرف او برویم اما اگر برویم میدهد. چند مرتبه در این شبها این مطلب را من گفتهام که رفتن به طرف خدا کشک نیست که همینطوری آدم بگوید ما رفتیم. خدا وقتی که میگوید بیا به طرفم راه قرار داده است منتهی ما میخواهیم بیراهه بزنیم گردن خدا هم میاندازیم، ای بابا اینکه به ما اعتنا نمیکند! بیراهه ندارد، خدا راه قرار داده است، تو از این راه بیا اگر نتیجهاش را ندیدی به من لعنت بفرست. به قول مرحوم شیخ بهائی، که یک دستورالعملی هست برای بعضی از قضای حاجات، مثلًا سه روز روزه بگیرید من سابق در [نوشتهجات] مرحوم آقا خوانده بودم اگر کسی این را انجام بدهد و به نتیجه نرسد من را لعنت کند.1 مرحوم شیخ بهائی میگوید.
خدا میگوید آن راهی را که من گفتهام به تو، آن راه را بیا، نه اینکه راه خودت را برو بعد من را دنبال خودت بکش! نه! آن راهی را که من به تو گفتهام آن راه را برو ببین به نتیجه میرسی یا نمیرسی؟ اگر نرسیدی بیا من را بگذار کنار اما اگر به نتیجه رسیدی و دیدی نه، مطلب همینطور هست، دیگر در این موقع نباید خودت را گول بزنی مرحوم آقای حداد رضوان اللَه علیه میفرمودند این سلوک عجب اکسیری است که تا شخص میآید و یک مقداری مشغول میشود آثار در صورتش ظاهر میشود، این با قبلش فرق میکند این با یک ماه قبلش فرق میکند کاملًا مشخص است ولی همین افراد، ایشان میفرمایند، نمیدانم این چه سرّی است که بعد میفهمد تغییر را میبیند وضعیت را میبیند یکدفعه بلند میشود دوباره میرود تو همان مسائل و فلان و کمکم آن حالت را دیگر از دست میدهد این میشود چه؟ کفران؛ کفران نعمت آن است که انسان بعد از اینکه متوجّه شد که مطلب کجا است و حق کجا است و تغییر و تحوّل را دید، در مقام بر نیاید و مسائل و جوانب، او را از رسیدن به حق باز بدارد.
- ٢. سر الفتوح ناظر بر پرواز روح، ص: ١١٢
پرواز روح، صفحه ٧٤:
... گفتم: در محضر يكى از علماى معروف طهران كسى روح مرحوم شيخ بهايى را حاضر كرده بود و از او سؤالاتى مىكرد. يكى از افرادى كه در مجلس حاضر بود نقل كرد كه من در كتابى ديده بودم كه شيخ بهايى فرموده:« اگر كسى براى امر مهمّى روزى صد مرتبه تا ده روز كه از روز چهارشنبه شروع كند و روز جمعه ختم كند، با حضور قلب اين دعا را بخواند، اگر حاجتش برآورده نشد، مرا لعنت كند ...»
آن شخص مىگفت:« من اين دعا را ده روز خوانده بودم، ولى از روز جمعه شروع كرده و روز چهارشنبه ختم نموده بودم و فكر مىكردم ختم را درست انجام دادهام و حاجتم برآورده نشده بود، مىخواستم شيخ بهايى را لعن كنم، دلم نمىآمد.
در آن مجلس كه روح شيخ بهايى را حاضر كرده بودند، بدون آنكه كسى از اين مطلب اطّلاعى داشته باشد، ناگهان آن كسى كه روح شيخ را حاضر كرده بود، به من رو كرد و گفت: شيخ مىگويد: اختتامُه يومُ الجمعة؛ (يعنى بايد پايان ختم روز جمعه باشد.) من يكمرتبه متوجّه اشتباه خود شدم و دانستم اينكه حاجتم برآورده نشده به خاطر اين است كه من روز جمعه شروع كردهام و روز چهارشنبه ختم نمودهام و حالا شيخ بهايى مرا متوجّه كرد.»
مرحوم علّامه طهرانى، قدّس الله نفسه الزّكيه:
*- ختم آن روز يكشنبه مىشود، و يا آنكه بايد سيزده روز خوانده باشد، نه دَه روز.
- ٢. سر الفتوح ناظر بر پرواز روح، ص: ١١٢
