رسیدن به قرب خداوند متعال امری اکتسابی یا خدادادی؟
16یکی از رفقای ما خدا حفظش کند الآن در طهران است و ما از او میشنیدیم سابق، که گاهی اوقات به همین رفقا و اینها میگفت شما قدر این آقا را نمیدانید من میدانم که پدرم درآمده است هزار جا رفتم، شما نمیدانید من میدانم که پدرم درآمده که یک عمرم را این طرف و آن طرف و کجاها گذراندم تازه رسیدم به یک همچنین مرد.
آدم نمیفهمد، خدا گوش آدم را میگیرد و آدم را دور خودش میچرخاند وقتی سرش به سنگ خورد تازه آن وقت متوجّه میشود که «قدر عافیت آن کس داند که محنت کشیده باشد»1 حکایت آن [را] دارید که تو کشتی سوار شده بود در گلستان سعدی هست و اینها و از دریا و این حرفها میترسید، ها بابا در کشتی هستی دیگر چرا میترسی؟ نه میترسید چشمش تا به آب میافتاد وای وای، گفتند آقا بیندازینش تو دریا، انداختنش تو دریا، رفت آن طرف و یک چندتا مشک آب خورد و همین که داشت غرق میشد گرفتنش و آوردنش و نشست و خلاصه حال آمد و فلان، عجب! واقعاً چه کیمیایی است این کشتی واقعاً چه اکسیر ....! اینکه داشت داد میزد چرا؟ چون تو دریا نیفتاده حالا که تو دریا افتاده است میفهمد این کشتی چه خبر است چه نعمت است و چه واقعاً رحمت الهی است.
این حالت رحمت نباید از انسان زایل بشود این غلبهی رحمت پروردگار نباید از انسان زایل بشود اگر سالک حالت یأس برایش پیدا بشود این حالت برای سلوکش قطعاً مضرّ است همیشه انسان باید امیدوار به رحمت خدا باشد.
منتهی آن رحمت خدا اقسامی دارد گاهی اوقات با شیرینی است گاهی اوقات یک قدری هم تفاوت میکند و اینها همهاش مفید است یعنی هر دو رحمت است مألش برگشتش به رشد است در این چرخش و در این حرکت، برگشتش به چه است؟ برگشتش به رشد است یک شعری دارد خیلی شعر خوبی است مرحوم آقا میرزا محمد رضای قمشهای ایشان میگویند:
- مصدر؟؟؟

