اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

رسیدن به قرب خداوند متعال امری اکتسابی یا خدادادی؟

14817
سال 1423

رسیدن به قرب خداوند متعال امری اکتسابی یا خدادادی؟

20
  • آقایان این مسئله مسأله‌ی مهم است، ما نمی‌خواهیم به طرف او برویم اما اگر برویم می‌دهد. چند مرتبه در این شب‌ها این مطلب را من گفته‌ام که رفتن به طرف خدا کشک نیست که همین‌طوری آدم بگوید ما رفتیم. خدا وقتی که می‌گوید بیا به طرفم راه قرار داده است منتهی ما می‌خواهیم بیراهه بزنیم گردن خدا هم می‌اندازیم، ای بابا اینکه به ما اعتنا نمی‌کند! بیراهه ندارد، خدا راه قرار داده است، تو از این راه بیا اگر نتیجه‌اش را ندیدی به من لعنت بفرست. به قول مرحوم شیخ بهائی، که یک دستورالعملی‌ هست برای بعضی از قضای حاجات، مثلًا سه روز روزه بگیرید من سابق در [نوشته‌جات‌] مرحوم آقا خوانده بودم اگر کسی این را انجام بدهد و به نتیجه نرسد من را لعنت کند.1 مرحوم شیخ بهائی می‌گوید.

  • خدا می‌گوید آن راهی را که من گفته‌ام به تو، آن راه را بیا، نه اینکه راه خودت را برو بعد من را دنبال خودت بکش! نه! آن راهی را که من به تو گفته‌ام آن راه را برو ببین به نتیجه می‌رسی یا نمی‌رسی؟ اگر نرسیدی بیا من را بگذار کنار اما اگر به نتیجه رسیدی و دیدی نه، مطلب همین‌طور هست، دیگر در این موقع نباید خودت را گول بزنی مرحوم آقای حداد رضوان اللَه علیه می‌فرمودند این سلوک عجب اکسیری است که تا شخص می‌آید و یک مقداری مشغول می‌شود آثار در صورتش ظاهر می‌شود، این با قبلش فرق می‌کند این با یک ماه قبلش فرق می‌کند کاملًا مشخص است ولی همین افراد، ایشان می‌فرمایند، نمی‌دانم این چه سرّی است که بعد می‌فهمد تغییر را می‌بیند وضعیت را می‌بیند یک‌دفعه بلند می‌شود دوباره می‌رود تو همان مسائل و فلان و کم‌کم آن حالت را دیگر از دست می‌دهد این می‌شود چه؟ کفران؛ کفران نعمت آن است که انسان بعد از اینکه متوجّه شد که مطلب کجا است و حق کجا است و تغییر و تحوّل را دید، در مقام بر نیاید و مسائل و جوانب، او را از رسیدن به حق باز بدارد.

    1. ٢. سر الفتوح ناظر بر پرواز روح، ص: ١١٢
      پرواز روح، صفحه ٧٤:
      ... گفتم: در محضر يكى از علماى معروف طهران كسى روح مرحوم شيخ بهايى را حاضر كرده بود و از او سؤالاتى مى‌كرد. يكى از افرادى كه در مجلس حاضر بود نقل كرد كه من در كتابى ديده بودم كه شيخ بهايى فرموده:« اگر كسى براى امر مهمّى روزى صد مرتبه تا ده روز كه از روز چهارشنبه شروع كند و روز جمعه ختم كند، با حضور قلب اين دعا را بخواند، اگر حاجتش برآورده نشد، مرا لعنت كند ...»
      آن شخص مى‌گفت:« من اين دعا را ده روز خوانده بودم، ولى از روز جمعه شروع كرده و روز چهارشنبه ختم نموده بودم و فكر مى‌كردم ختم را درست انجام داده‌ام و حاجتم برآورده نشده بود، مى‌خواستم شيخ بهايى را لعن كنم، دلم نمى‌آمد.
      در آن مجلس كه روح شيخ بهايى را حاضر كرده بودند، بدون آنكه كسى از اين مطلب اطّلاعى داشته باشد، ناگهان آن كسى كه روح شيخ را حاضر كرده بود، به من رو كرد و گفت: شيخ مى‌گويد: اختتامُه يومُ الجمعة؛ (يعنى بايد پايان ختم روز جمعه باشد.) من يك‌مرتبه متوجّه اشتباه خود شدم و دانستم اينكه حاجتم برآورده نشده به خاطر اين است كه من روز جمعه شروع كرده‌ام و روز چهارشنبه ختم نموده‌ام و حالا شيخ بهايى مرا متوجّه كرد.»
      مرحوم علّامه طهرانى، قدّس الله نفسه الزّكيه:
      *- ختم آن روز يك‌شنبه مى‌شود، و يا آنكه بايد سيزده روز خوانده باشد، نه دَه روز.