رسیدن به قرب خداوند متعال امری اکتسابی یا خدادادی؟
12اینی که الآن شما امشب اینجا آمدهاید کسی شما را مجبور کرد؟ کسی مرا مجبور کرد؟ نه، من میتوانستم بگویم که ببخشید آقایان بنده نمیآیم، کسی ما را مجبور برای آمدن [به] اینجا نکرد کسی شما را هم مجبور برای آمدن [به] اینجا نکرده است. نه به طَمَع مالی نه به طمع دنیایی، برای چه؟ برای اینکه بیایید یک دو صفحه قرآن بخوانید و بعد دعای افتتاح بخوانید و دعای افتتاح گوش بدهید و بعد هم حالا یک چند کلمهای از بیان قاصر و عقل ناقصمان و سعه و ظرف محدود ما هم یک مطلبی بشنوید، همین، هیچ چیز دیگر که در اینجا نیست همینی که ما در اینجا آمدهایم یعنی چه؟ یعنی خدا نظر دارد چه برویم حالا دنبالمان این بگردیم که در عالم خلقت روی که خدا انگشت گذاشته است؟ به من و شما چه مربوط است روی که انگشت گذاشته است روی چه کسی نگذاشته است؟ الآن ما آمدیم یا نه؟ این عمل و این حرکت آیا در ما هست یا نه؟ این فکر آیا در ما هست یا نه؟ یعنی از آنجا اشاره شده است دیگر، دیگر ما دنبال چه داریم میگردیم؟ این معنا معنای فضل و رحمت پروردگار است.
اللَهمَّ إِنِّى أَسْأَلُک بِرَحْمَتِک الَّتِى وَسِعَتْ کلَّ شَىْءٍ1 معنایش این است یعنی رحمت الهی بر همهی افراد است منتهی یکی آن رحمت را میگیرد، یکی از آن رحمت رد میشود او را نمیگیرد او را رد میکند و برای خدا هم باکی نیست برای خدا هم باکی نیست.
مگر حتماً خدا به کسی التزام داده است که هر کسی که توی این دنیا آمده است به کمال برساند؟ حالا اگر نرساند از خدا کم میآید؟ نه آقا آنکه غنای به ذات دارد چه حالا این موجودش به کمال برسد یا نرسد برای او چه فرق میکند؟ بیچاره آن کسی که نرسد و خوشبخت آن کسی که برسد برای او اگر تمام دنیا به کمال برسند یا یک نفر از اول خلقت آن وقتی که به قول آقایانِ امروزی همهی مادهی عالم انرژی بود حالا ما نمیدانیم درست است یا نه؟ اینها همه فرضیه است کشک است اگر همهی عالم انرژی بود تا همه بعداً انرژی میشوند یک نفر یک سلول به کمال نرسد این دو مرتبه نسبت به خدا یک سر سوزنی تفاوت ندارد یک سر سوزن! چرا؟ چون غنای ذاتی دارد غنای ذاتی دارد مثل چه میماند؟ مثل اینکه شما یک مالی را در کنار خودتان قرار دادید و چندتا بچه هم اینجا هستند به هر کدام از اینها یک مقدار از این مال میدهید اینها هم میگذارند توی جیبشان یا میگذارند توی قلّکشان به هر کدام بدهید از این در هم نمیتوانند ببرند بیرون، این طرف و آن طرف بیاندازند وقتی بهشان میدهی میگویی آقا این را به تو میدهم به شرطی که در قُلّک خودت بیاندازی این را میاندازد همه را در قلک، قلک همهاش پیش شما است پس چه پول اینجا باشد پس چه تو قلک باشد چه فرق میکند؟ وقتی اینجا باشد مجتمع است وقتی تو قلک باشد پراکنده است همهاش هم قلکها دست شماست. مسألهی کمال عالم وجود و عدم کمالش قضیهاش مثل همین است.
- مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد، ج ٢، اعمال شب نيمه شعبان، ص: ٨٤٤؛ و إقبال الأعمال (ط- القديمة)، ج ٢، ص ٧٠٦؛ و گويد كه: من در روايت ديگر ديدهام كه در شبهاى جمعه نيز خوانده شود.

