حق وعمل به آن پایه واساس مكتب عرفان
15آیا منظور حضرت سجاد این است که شریک در خلقت نیست اینکه خیلی مسخره است. یعنی حضرت سجاد میخواهند سر خدا منت بگذارند نعوذ باللَه و بگویند خدایا تو شریک در عالم خلق نداری یعنی من مثل زرتشتیها و ثنویون نیستم که قائل به یزدان و اهریمن باشم، یک خدا این طرف یک خدا آن طرف! این را حضرت سجاد میخواهد بگوید؟ این که دیگر خیلی بازی است میگوید خدایا شریک در خلقت برای تو نیست دو ذات نداریم سه ذات نداریم، ذات ذات واحد است لا شریک لک که حضرت سجاد میفرماید شریک در صفات و افعال است یعنی تو در هیچ مراتب از مراتب وجود شریک نداری نه در ذات، و نه در صفت، و نه در فعل، تمام افعالی که در عالم خارج اتفاق میافتد این مصدرش از ذات تو نشأت میگیرد اینطور نیست که این صحبتی را که من دارم میکنم این صحبت من، قدرتی باشد و فعلی باشد در کنار فعل خدا. آن نیتی که من دارم میکنم آن نیت بالأخره یک فعلی است دیگر از افعال، اتفاقاً خیلی هم فعلش قوی است آن نیت من یک فعلی است در کنار فعل خدا، خدا اراده میکند من هم اراده میکنم، اینطور نیست بلکه شریکی در عالم وجود، در آنچه که در عالم وجود اتفاق میافتد به همهی مراتب خودش، برای تو نیست این معنا را من به آن یقین دارم حالا که یقین دارم بسیار خُب، خدایا خودت گفتی اللَهم انت القائلُ و قولک حق و وعدک صدق خدایا خودت گفتی حالا که من این را میدانم حالا میآئیم یقهات را میچسبیم مَرد است و حرفش، خودت گفتی میخواستی نگویی، خودت گفتی ماه رمضان میآید من رحمتم شامل همه میشود خودت گفتی که من میبخشم خودت گفتی من توّابم خودت گفتی اگر شخصی بگوید «یا اللَه» من لبیک میگویم اینها را همه را خودت گفتی، من که از پیش خودم نگفتم این ادعیهی حضرت سجاد است اینها همه از آنجا آمده است دیگر، قرآن هم که دیگر صراحت دارد این حرفها را خودت زدی قولت هم حق است و عدهات هم صدق است و حرفی [است که] مو لای درزش هم نمیرود وَ سْئَلُوا اللَه مِنْ فَضْلِهِ از فضل خدا بپرسید سؤال کنید إِنَّ اللَه كانَ بِكمْ رَحِيماً خداوند رحمتش شامل حال شما خواهد شد.

