حق وعمل به آن پایه واساس مكتب عرفان
17مجلس تمام گشت و به آخر رسید عمر *** ما همچنان در اول وصف تو ماندهایم 1 چند مطلب باز بود راجع به نکاتی که ما میخواستیم بگوییم حالا إنشاءاللَه برای فردا شب اگر توفیق داشته باشیم، نمیدانیم به چه نحوی خواهد بود علی کل حال مسئله فعلًا به اینجا رسید تا خداوند توفیق بدهد که ما به این مطالبی که حضرت میفرمایند به این مطالب متحقِّق بشویم یعنی انسان واقعاً احساس میکند اگر مطبی قرار است باشد همینهاست و غیر از این هم هیچی نیست غیر از مکتب امام سجاد هیچ خبری نیست همه پوشال، همه پُف دریا است.
خبر اگر هست فقط تو مکتب امام سجاد است و در مکتب اهل بیت است و آمدن در اینجاست و رو آوردن در اینجاست و بار انداختن در اینجاست و رکون در اینجاست این یک چیزهایی است که فهمیدیم دیگر، حالا ما هم به حضرت سجاد همین را میگوییم میگوییم بسیار خب خود شما به ما یاد دادید ما هم یاد گرفتیم.
یقین داریم که هرچه هست اینجاست شما میگویید یقین داریم که خدا یکی است ما هم همین را میگویئم ما هم به شما همین را میگوییم میگوییم ما این را یقین داریم این را میتوانیم بگوییم شوخی نداریم تو قضیه، حالا خلافش میکنیم یک چیز دیگر است ها، یواشکی خودمان را تبرئه نکنیم، نه آقا ما لگد میاندازیم شلوغ و اینها زیاد میکنیم ولی از نظر مسئلهی التزام جوانحی و قلبی یقین داریم حق اینجاست و یقین داریم که راه راه ائمه است و یقین داریم که نجات فقط در مکتب ائمه است و فقط در ولایت ائمه است و فقط در متابعت ائمه است و فقط در محبت به ائمه است و فقط در ولاء به ائمه [است.] این را ما یقین داریم حالا که یقین داریم بسم اللَه، از بزرگان بخشش و رحمت و عنایت، از افراد ناقص هم مثل ما چه؟ شیطنت و شلوغ [کردن]، شما کار خودت را بکن ما هم کار خودمان. شما امام سجاد به بزرگی خودت، ما هم به کوچکی [خودمان.] هر کی بیاید کار خودش را انجام بدهد، دیگر ما چه بگوییم غیر از این؟
- .« كليات سعدى» طبع و تصحيح فروغى، گلستان، ص ٣. شماره صفحات تصحيح شود

