اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حیات حیوانی و عقلانی

و جایگاه صمت در سیر و سلوک

14978
سال 1424
نسخه عربی

حیات حیوانی و عقلانی

13
  • مرحوم آقا از این افراد تعبیر به بادکنک می‌کردند.بادکنک چیست آقا؟ همه‌اش درون آن باد است دیگر. خیلی بزرگ است. از این بادکنک‌ها بعضی‌ها هست، سابق ما می‌دیدیم، نمی‌دانم دیگر حالا هست یا نه؟ در همان زمان سابق وقتی که در مراسم همراه این طناب‌ها یک بادکنک خیلی عجیبی خیلی بزرگ، [ما می‌دیدیم]. ولی همه‌اش [باد است]. حرکت می‌کند مردم را متوجّه می‌کند این‌طرف، آن‌طرف جمع می‌شوند نگاه می‌کنند یک سوزن تِق بزنید یک دفعه پوچ! تمام شد. هیچی [نمی‌‌ماند]، این‌ها همین هستند. باد و بود زیاد است. مجالس، سمینار، بیا ‌و ‌برو سخنرانی کن فلان کن بالا [برو]، جشن بگیرند چه‌کار بکنند. اهداء جایزه بکنند، مَردِ سال معرفی بکنند چه کنند. بندۀ خدا کلاه سر شما گذاشته‌اند با آن عمامه‌ات. کلاه سر شما گذاشته‌اند که به نافت رسیده است، خبر نداری مسکین. خوشحال از بادۀ پیروزی و معرفی‌شدن!

  • ظواهر فریبنده دنیا و کیاست اولیای الهی

  • می‌خواستند این کلاه را سر مرحوم علامه طباطبایی -رضوان الله علیه- هم بگذارند. مرحوم آقا نقل می‌کردند که آقای مطهّری پیش علامۀ طباطبائی آمد و گفت: «آقا مبادا این کار را انجام بدهید، مبادا بیایید، این‌ها می‌خواهند آن ارزش و آن بهاء و عظمتِ یک عالمِ روحانی را در این دادوستدهای دنیوی و بهیمیّت و اعتبارات دنیوی قربانی کنند» و مرحوم علامۀ طباطبائی نپذیرفتند. دنبال مرحوم آقا هم آمده بودند. در همان زمان سابق آن فروزان‌فرِ کذایی که هر وقت اسم او می‌آمد مرحوم آقا می‌فرمودند: «لعنة الله علیه». ایشان می‌فرمودند: «این‌ها از آن حرامزاده‌هایی هستند که نقشه‌های زیرکانۀ فراماسونری بر علیه اسلام را این‌ها دارند پیاده می‌کنند، ولی متأسفانه عده‌ای، از آن‌ها به تکریم و تعظیم یاد می‌کنند! حتّی همین الان! چند مرتبه همین فروزان‌فر دنبال مرحوم آقا فرستاد که استادی دانشکدۀ الهیات و این‌ها را آقا قبول بکنید. ایشان فرمودند: «بنده در همین مسجد نماز می‌خوانم و اگر قرار بر تبلیغ باشد برای افراد بیان می‌کنم.»