نظرلطف و رحمت پروردگار متعال نسبت به همه بندگان
13یک وقت در یکی مجلسی بودیم در زمان سابق، در همین ماه رمضان بود. عدهایی دعوت داشتند. بعضی از افراد، بعضی از اعیان، از علماء، از معاریف که الآن هم بعضی از آنها به رحمت خدا رفتند. یک شخصی از آقایان که فعلاً هم حیات دارد از آقایان معروفین هم هست. این روکرد و این سوال را از مرحوم آقا کرد که اینجا که حضرت سجاد میفرمایند ورفعنی مع هوان قوم آخرین این یعنی چه؟ حضرت در اینجا میخواهند بگویند خدایا مرا بالا ببر و دیگران را بیاور پایین. معنای آن این است دیگر. خدایا مرا بالا ببر و دیگران را بیاور پایین. یعنی من بشوم رئیس. من بشوم رئیس و دیگران همه بشوند مرئوس. من بشوم آقا و دیگران همه بشوند بنده. من بشوم مولا و دیگران همه بشوند عبد. این است معنای آن. یک شخصی در آنجا بود آن به همین کیفیت معنا کرد. گفت خب بله چه اشکالی دارد حالا؟ حضرت میخواهد بفرماید آقایی را به لباس ما بپوشان، بر قامت ما بپوشان، خب این فرقی نکرد از نظر معنا، حالا شما تعبیر را عوض کردید ولی بالأخره تفاوتی در معنا ندارد. یعنی دیگران را بیاور پایین ما را بکن رئیس آنها؟ امام میآید این را بگوید؟ بگوید همه را بیاور پایین ما بشویم رئیس آنها نمیگوید دیگر امام، بعد رو کرد به مرحوم آقا و گفت که آقا این درست است این حرفی که مثلاً چیز شده است؟ مرحوم آقا در محذور گیر کرده بودند نمیتوانستند بگویند درست است نمیتوانستند بگویند غلط است! خب آن یک شخص معروفی بود البته به رحمت خدا رفته است. حالا بگویند خب خیلی به آن برمیخورد، ایشان همینطور گفتند حالا شاید این نحو مثلاً معنا کنیم که خدایا اگر مشیّت تو تعلّق گرفته است که عدّهایی را پست، نه به معنای پست، معنای وضیع و پایین قرار بدهی مرا در زمره آنان قرار نده. مثل اینکه بگوییم خدایا اگر مشیّت تو تعلق گرفته است که نقمت و عذاب خود را بر افرادی بیاوری، ما را جزو آنها قرار نده. خب این خیلی خوب است دیگر، دعای بسیار خوبی. اگر تقدیر تو تعلق گرفته است که قومی را دچار نقمت و عقوبت بکنی ما را از زمرۀ این افراد قرار نده، از جملۀ مفلحین قرار بده، نه از جملۀ خاسرین. حضرت میفرماید ما را بالا ببر در صورتی که عدّهایی را پایین میآوری یعنی مشیّت. خب این خیلی معنا، معنای جالب و عالی بود.آن بنده خدا خیلی دیگر ناراحت شد، از دست اینکه خب آن اولاً روی خود را کرده است به مرحوم آقا و خواسته است که چیز کند و بعد هم این کیفیّت شد، دیگر آقا تا آخر مجلس شروع کرد به گفتن و انداختن نسبت به او و اصلاً مشخص بود.

