نظرلطف و رحمت پروردگار متعال نسبت به همه بندگان
11در اینجا امام سجّاد علیه السّلام به یک نکتهایی میخواهند اشاره بفرمایند و آن نکته این است که خدایا تو در این دنیا با جمال خودت با ما برخورد نما نه با جلال خودت. و با صفات موجبۀ برای مدح با ما برخورد نما، این را دارد تقاضا میکند حضرت. حالا یک وقت اراده و مشیّت او تعلّق میگیرد که صورت مسأله فرق کند. بنابر مصالحی مسأله تفاوت کند. همین امام سجّاد علیه السّلام که الآن اینطور میفرماید و نَوَهّتَ باِسمی کَبیرا. مگر خود حضرت در آن دورانی که برای آن حضرت اتّفاق افتاد مگر در آن دوران حضرت چه وضعی داشتند؟ و چه حالی داشتند؟ یعنی ممکن است که انسان در یک برههایی خدای متعال او را در امتحان رشد و تکاملی خود قرار بدهد، و نباید آن حال را حال ذلّت و مسکنت و پستی بداند. حضرت زینب سلام اللَه علیها وقتی که وارد مجلس ابن زیاد میشدند وارد مجلس یزید میشدند، در کوفه حرکت میکردند، چه وضعیّتی داشتند؟ غُل انداخته بود به گردن حضرت سجّاد و با زنجیر مانند اُسرای ممالک غریبه، آنها را در کوچه و شهر میگردانید. ولی این حالت، حالت ذلّت ظاهری نبود. در همان حال آن حضرت عزیز بود گرچه مردم او را ذلیل بدانند، و از دست رفته بدانند. اطواری که برای انسان، لذا در همانجا شما میبینید، در مجلس ابن زیاد شروع میکند حضرت به صُحبت کردن. در مجلس یزید، أبدا باکی ندارد از اینکه این همینه و این جلال و این عظمت، برای کوبیدن و ایجاد رُعب و وحشت کردن، اصلاً عمداً اینطور بوجود آورده بودند که آنچنان افراد بیایند و جشن بگیرند و اُمرا بیایند و همه بایستند و از این طرف به آن طرف، فلان، غلامان از چپ و از یَسار و از راست و اینها همه، اینها را وارد کنند، یزید هم در آن مصدر نشسته است این جلال و عظمتِ محیط، آنها را بگیرد و آنها را سرافکنده کند و آنها را شرمنده کند در قِبال این موقعیّتی که خب یزید تدارک دیده بود. این میشود چی؟ این میشود این امتحان ظاهری. این همین امتحانی که خب پیش میآید برای انسان و خداوند برای انسان پیش میآورد. در یک همچنین وضعیتی آن مقام عزّتی که مرتبط است با ذات پروردگار و مرتبط است با آن مبدأ و مرتبط است با ام اللَه الواحدُ القهار، آن مقام عزّت میآید و بر همۀ این اعتبارات خاکستر نابودی و نسیان و اضمحلال میپاشد و همه را از بین میبرد و خود بر همۀ اینها حاکم میشود.

