اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

شهرت و تأثیر تکوینی افعال و کردار انسان

کیفیت تأثیر کلام و نوشته بر نفس انسان

14203
سال 1424
نسخه عربی

شهرت و تأثیر تکوینی افعال و کردار انسان

11
  • نه آقا! همه چیز درست است. تو اشتباه کردی؛ می‌خواستی نروی. مطلب را بیان کردند، گوش ندادی؛ راه را برای تو روشن کردند، چشمت را بستی، سرت را پایین انداختی؛ چشمت درآید، دنده‌ات نرم که به حرف عمل کنی! چقدر گفتند: «باید هر کسی را در موضع خودش قرار داد؟!» چقدر گوشزد کردند: «باید هر فردی را در جایگاه خودش نشاند؟!» چقدر آمدند و دلسوزی کردند؟!

  • کجاست گوش شنوا؟! این‌طور کردند, ما هم این‌طور می‌کنیم. آنها این راه را رفتند، ما هم می‌رویم! ما به این حرف‌ها کاری نداریم، ما به آن حرف‌ها کاری نداریم؛ کاری ندارید! نوش جان، مبارکتان باشد، مبارک باشد! این‌قدر ما در روایات داریم، در سخنان بزرگان داریم که:

  • آقا به ظاهرِ کسی نمی‌شود اعتماد کرد. به قدم‌های آهسته رفتن و سربه‌زیرانداختن کسی نمی‌شود اعتماد کرد. به نعلین زرد و عصای دست نمی‌شود اعتماد کرد. به محاسن شانه‌زده و مرسله نمی‌شود اعتماد کرد!1.

  • اما خب مسئله به شکل دیگری است و مطلب به قسم دیگری است. اینها تأثیراتی است که گناه قرار می‌دهد. این‌قدر مطلب دقیق است! این‌قدر مسئله مهم است! یک عمل به محض اینکه انجام بشود[تأثیر خود را می‌گذارد.]

  • إشراف ولیّ‌الهی بر اعمال انسان

  • مرحوم آقا می‌فرمودند: «هر کدام از رفقای ما که هرکاری را انجام بدهند اتوماتیک‌وار چه بخواهیم و چه نخواهیم آن کار در نفس من تأثیر می‌گذارد.» به یک نفر می‌فرمودند: «شما هر کجا می‌خواهی باش، هر عملی می‌خواهی انجام بده، از دیدگان ما دور نیست.» صریحاً, دیگر آب پاکی را روی دستشان ریختند. یعنی مثل یک حالت برنامه‌ریزی‌شدۀ مکانیکی است، که چطور از نقطه‌نظر مکانیک هر عملی یک عکس‌العملی به وجود می‌آورد، همین که او آن را انجام می‌دهد یک نسخه‌اش آنجاست! عمل خیر انجام بدهد یک نسخه‌اش آنجاست، عمل شر انجام بدهد یک نسخه‌اش آنجاست. رفقا هم می‌دانند. و در این زمینه حکایات إلی‌ماشاءاللَه است.2

  • و اگر کسی عمل خیر انجام بدهد، این خیلی پراکنده می‌شود. خود مرحوم آقا در کتاب معاد شناسی باید راجع به این قضیّه [مطالبی] آورده باشند. تأثیرات تکوینی اعمال بر روح مثالی و بر بدن مثالی و بر بدن ملکوتی به چه نحو است. این یک واقعیت است. این عالم، عالم تکوین است؛ عالم اعتباریات که نیست، عالم حقایق است.3

    1. الإحتجاج (للطبرسی)، ج‌٢، ص ٣٢٠؛ التفسیر المنسوب إلی الإمام الحسن العسکری علیه السّلام، ص ٥٣؛ بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‌٢، ص: ٨٤؛ و بالإسناد المُتقدِّم ذِکرُه عن الرِّضا علیه السّلام أنَّهُ قال:
      قال عَلیُّ بنُ الحُسَینِ علیه السّلام: إذا رَأیتُمُ الرَّجُلَ قد حَسُنَ سَمتُهُ و هَدیُهُ و تَماوَتَ فی مَنطِقِهِ و تَخاضَعَ فی حَرَکاتِهِ، فَروَیدًا لا یَغُرَّنَّکُم. فَما أکثَرَ مَن یُعجِزُهُ تَناوُلُ الدُّنیا و رُکوبُ الحَرامِ مِنها لِضَعفِ نیَّتِهِ و مَهانَتِهِ و جُبنِ قَلبِهِ فَنَصَبَ الدّینَ فَخًّا لها فَهوَ لا یَزالُ یَختُلُ النّاسَ بظاهِرِهِ فَإن تَمَکَّنَ مِن حَرامٍ اقتَحَمَهُ. و إذا وَجَدتُموهُ یَعِفُّ عن المالِ الحَرامِ، فَروَیدًا لا یَغُرَّنَّکُم. فَإنَّ شَهَواتِ الخَلقِ مُختَلِفَةٌ فَما أکثَرَ مَن یَنبو عن المالِ الحَرامِ و إن کَثُرَ و یَحمِلُ نَفسَهُ عَلَی شَوهاءَ قَبیحَةٍ فَیَأتی مِنها مُحَرَّمًا. فَإذا وَجَدتُموهُ یَعِفٌ عن ذَلِکَ، فَروَیدًا لا یَغُرَّنَّکُم حَتَّی تَنظُروا ما عُقدَةُ عَقلِهِ، فَما أکثَرَ مَن تَرَکَ ذَلِکَ أجمَعَ ثُمَّ لا یَرجِعُ إلَی عَقلٍ مَتینٍ، فَیَکونُ ما یُفسِدُهُ بِجَهلِهِ أکثَرَ مِمّا یُصلِحُهُ بعَقلِهِ. فَإذا وَجَدتُم عَقلَهُ مَتینًا، فَرویَدًا لا یَغُرَّنَّکُم حَتَّی تَنظُروا أ مَعَ هَواهُ یَکونُ عَلَی عَقلِهِ أم یَکونُ مَعَ عَقلِهِ عَلَی هَواهُ، و کیف مَحَبَّتُهُ لِلرّیاساتِ الباطِلَةِ و زُهدُهُ فیها، فَإنَّ فی النّاسِ مَن خَسِرَ الدُّنیا و الآخِرَةَ؛ یَترُکُ الدُّنیا لِلدُّنیا و یَرَی أنَّ لَذَّةَ الرِّئاسَةِ الباطِلَةِ أفضَلُ مِن لَذَّةِ الاموالِ و النّعَمِ المُباحَةِ المُحَلَّةِ، فَیَترُکُ ذَلِکَ أجمَعَ طَلَبًا لِلرّیاسَةِ حَتَّی إذا قیلَ لَهُ اتَّقِ اللَهَ أخَذَتهُ العِزَّةُ بِالإثمِ فَحَسبُهُ جَهَنَّمُ و لَبِئسَ المِهادُ.
      فَهوَ یَخبطُ خَبطَ عَشوَآءُ یَقودُهُ أوَّلُ باطِلٍ إلَی أبعَدِ غایاتِ الخَسارَةِ. و یَمَدُّهُ رَبُّهُ بَعدَ طَلَبِهِ لِما لا یَقدِرُ عَلَیهِ فی طُغیانِهِ؛ فَهوَ یُحِلُّ ما حَرَّمَ اللَهُ و یُحَرِّمُ ما أحَلَّ اللَهُ، لا یُبالی ما فاتَ مِن دینِهِ إذا سَلُمَت لَهُ رَیاسَتُهُ الَّتی قد شَقیَ مِن أجلِها. فَأولَئِکَ الَّذینَ غَضِبَ اللَهُ عَلَیهِم و لَعَنَهُم و أعَدَّ لهم عَذابًا مُهینًا. و لَکِنَّ الرَّجُلَ کُلَّ الرَّجُلِ نعم الرَّجُلُ هو الَّذی جَعَلَ هواهُ تَبَعًا لِامرِ اللَهِ و قواهُ مَبذولَةً فی رِضا اللَهِ؛ یَرَی الذُّلَّ مَعَ الحَقِّ أقرَبَ إلَی عِزِّ الأبَدِ مِنَ العِزِّ فی الباطِلِ. و یَعلَمُ أنَّ قَلیلَ ما یَحتَمِلُهُ مُن ضَرَّآئِها یُؤَدّیهِ إلی دَوامِ النَّعیمِ فی دارٍ لا تَبیدُ و لا تَنفَدُ و أنَّ کَثیرَ ما یَلحَقُهُ مِن سَرّائِها إنِ اتَّبَعَ هَواهُ یُؤَدّیهِ إلَی عَذابٍ لا انقِطاعَ لَهُ و لا یَزولُ. فَذَلِکُمُ الرَّجُلُ نِعمَ الرَّجُلُ، فَبهِ فَتَمَسَّکوا و بسُنَّتِهِ فاقتَدوا و إلَی رَبِّکُم بِهِ فَتَوَسَّلوا، فَإنَّهُ لا تُرَّدَ لَهُ دَعوَةُ و لا یُخَیَّبُ لَهُ طَلِبَة.؛
      معاد شناسی، ج‌٧، ص ٣٢٠؛ شیخ طبرسی (ره) با سند خود از تفسیر منسوب به امام حسن عسگری علیه السّلام از حضرت امام رضا علیه السّلام از حضرت امام زین العابدین علیه السّلام روایت کرده که آن حضرت فرمودند:
      «اگر مردی را ببینید که طریقه و روش او نیکوست؛ و گفتار خود را آهسته و آرام نموده، و سخن خود را ضعیف و ملایم نشان دهد، و در کارها و حرکاتش خود را خاضع و فروتن جلوه دهد؛ فوراً به او گرایش پیدا نکنید! دست نگاه دارید، توقّف کنید که شما را گول نزند! زیرا چه بسیار کسانی هستند که به علّت سُستی نیّت و پستی هویّت و ترسو بودن دلشان از رسیدن به دنیا و ارتکاب کارهای حرام عاجز مانده‌اند.
      و بدین جهت دین را دام وصول به دنیا و وسیله صیدِ وصول به مادّیّات و شهوات قرار میدهند؛ مردم را به ظاهر آراسته خود می‌فریبند و چنانچه به چیز حرامی دست یابند با تمام مشقّت و تکلّف خود را بدان میرسانند و دست می‌آلایند.
      و اگر دیدند که آن مرد از مال حرام اجتناب میورزد؛ و دست بدان نمی‌آلاید پس باز صبر کنید! و در گرایش به او مبادرت نکنید که شما را فریب ندهد!
      چون خواسته‌ها و تمایلات نفسانی مردم مختلف است؛ زیراکه چه بسیاری از مردم از به دست آوردن مال حرام گرچه فراوان باشد دوری می‌کنند؛ ولیکن اراده خود را از راه زنا و اعمال شنیعه باز نمی‌دارند؛ و نفس خود را بر ورود بر یک زن زشت کَریه المنظَر فرود آورده و از راه حرام با او آمیزش می‌کنند.
      و اگر آن مرد را چنین یافتید که از این عمل زشت هم دوری می‌کند، باز شکیبا باشید! و در گرایش به او شتاب نکنید، که مبادا شما را گول زند! تا خوب بنگرید که گِرِه و بستگی عقلانی او چطور است؟ و مرکز تصمیم گیری تفکیری او چگونه است؟ چون بسیاری از مردم هستند که از روی آوردن به دنیا و ارتکاب مُحرّمات و وصول به اموال حرام و اعمال آمیزشی جنسی خودداری نموده، و عفّت به خرج میدهند؛ ولیکن دارای عقل متین و فکری استوار نیستند.
      و بنابراین مفسده کارهائی را که انجام میدهند بیش از مصلحت آن است، چون بر پایه جهالتی که دارند مفسده ای می‌آفرینند بیشتر از مصلحتی که پدیده عقل و درایتشان است.
      و اگر عقل او را نیز متین و استوار یافتید! باز زود اقدام بر پیروی و تبعیت نکنید! تا آنکه او را بنگرید که آیا با هوای نفس خود متّحد شده و علیه عقلش قیام کرده است؟ و یا آنکه با عقلش متّحد شده و با هم علیه هوای نفس امّاره به پا خاسته‌اند؟ و دیگر ببینید که آیا نسبت به ریاست‌های باطله دنیویّه اشتیاق و رغبت دارد؟ یا آنکه بی رغبت و میل است؟ چون در میان توده مردم افرادی یافت می‌شوند که هم دنیا
      و هم آخرت هر دو باخته‌اند؛ دنیا را برای وصول به دنیا ترک گفته‌اند؛ و پنداشته‌اند که لذت ریاست‌های باطل از لذت اموال حرام و نعمت‌های مباح و حلال بیشتر است؛ و بنابراین برای نیل به ریاست‌های باطل از همه اینها گذشته‌اند.
      و اگر به آنها گفته شود: از خدا بپرهیز! مقام خودخواهی و عزّت کاذب او را به گناه میکشد پس جهنّم برای او بس است و حقّاً جایگاهی است. این‌چنین فردی چون آدم یک چشمی، پیوسته در امور بدون بصیرت و درایت است؛ و اولین گامی که به باطل بردارد، او را به آخرین مراتب خُسران و زیان میکشاند.
      و پس از آنکه نمی‌تواند به منویّات خود برسد، پروردگارش او را در طغیان و سرکشیِ ممتدّ می‌برد؛ و در این‌صورت آنچه را که خدا حرام کرده است حلال میشمرد؛ و آنچه را که خدا حلال کرده است حرام میشمرد؛ و اگر ریاست باطلش که به دنبالش میرود و برای وصول به آن خود را به مهالک انداخته و به شقاوت رسانده است سالم بماند، باکی در از بین رفتن دینش ندارد؛ پس این افراد کسانی هستند که خدا بر آنها غضب نموده؛ و به آنان صَلای دورباش زده؛ و عذاب ذلّت‌آمیز و تحقیر انگیز برایشان مهیّا ساخته است. ولیکن مرد، تمام مرد، نیکو مرد آن کسیست که هوای نفس و درخواست خود را تابع امر خدا نموده است؛ و قوای خود را در راه رضای خدا مبذول داشته است؛
      و ذلّت را با وجود داشتن حقّ به عزّت أبدیّه نزدیکتر می‌یابد از عزّتی که با باطل به دست می‌آید. و به یقین میداند که گرفتاری‌های‌
      کم و ناچیز دنیا که برای رضای خدا آنها را تحمّل می‌کند، او را بدوام نعمت‌های ابدیّه خداوند در بهشتی که خرابی و فناء و نیستی ندارد خواهد رسانید. و نیز میداند که اگر از هوای نفس امّاره خود پیروی کند بسیاری خوشی‌هائی که در دنیا می‌برد او را به عذاب ابدیّه خداوند که زوال و انقطاع ندارد خواهد کشانید. پس بنابراین بدانید که مرد تمام عیار چنین مردی است؛ مرد نیکو و پسندیده و استوار چنین مردی است؛ پس حتماً به او تمسّک کنید! و به رویّه و منهاج و سیره او اقتدا نمایید! و بوسیله او به‌سوی پروردگارتان متوسّل شوید! چون درخواست و دعای او ردّ نمی‌شود؛ و طلب و خواهش او دچار حِرمان نمی‌گردد.»
    2. معاد شناسی، ج ٢، ص ١٨٩؛
    3. معاد شناسی، ج ٢، ص ١٦١ ـ ٢٠٠ و ج٣، ص ١٢٧ ـ ٢١١.