شهرت و تأثیر تکوینی افعال و کردار انسان
9گفت: «نوار است, نوار را بگذار.» اسم نیاورد. ایشان نوار را گذاشت و ایشان شروع کرد به صحبتکردن، تا صحبت کرد دیدم: آخآخ! عجب! او چه کسی است؟! او چه حرفهایی میزند؟! دیدم ده برابر همان ظلمت و کدورتی که در آنموقع هنگام خواندن آن کتاب در نفس خود احساس میکردم، از دهان او بیرون میآید و بر قلب من مینشیند. گفتم اگر اشتباه نکنم, این شخص باید خود همان نویسنده باشد.
گفتم: «آقا، این نوار چه کسی است؟» گفت: «عجب! آقا شما نمیدانید؟!» گفتم: «نه» گفت: «آقای فلان هستند.» گفتم: «بله؛ خیلی ممنون، متشکریم.» بسیار خب. و او هم ادامه نداد، اتفاقاً چند دقیقهای گذشت و نمیدانم چه شد, انصراف پیدا شد و خاموشش کرد. الحمدلله خدا به کمک ما آمد و مسئله فیصله پیدا کرد.
علت اختلاف کلام افراد در تأثیرگذاری
این چرا اینطور است؟ چرا وقتی شما یک نوار, سخن یا صدای مرحوم آقا را میشنوید، چنان زیرورو میشوید که اصلاً میخواهید قطع تعلقات از همۀ افراد کنید و یکسره به همانجا و همان مقصد و همان مبدائی که آنها حرکت کردهاند, حرکت بکنید. حالتان تغییر میکند. چه حساب وکتابی در اینجا و در آن نوار وجود دارد؟! که آنطور ظلمت و کدورت میآورد که حال نماز و همه چیز را از آدم میگیرد؟ این چه حسابی است؟! مگر این دو چه کردهاند؟! درحالیکه بر فرض, یک حرف را هم بزنند. آقا، این چیست؟! این قطع تعلقات از همۀ افراد و حرکت بهسوی مقصد و مبدأ، همان آثار تکوینی عمل و حرکت این شخص در این دنیا و تأثیراتی که این عمل و این فعل در نفس او ایجاد کرده است، میباشد.
و آن ظلمت و کدورت هم آثار تکوینیِ اعمال، کردار، خبث باطن و شقاوت سرّ، که بهواسطۀ اعمال ناشایست انجام داده است، میباشد. و اینگونه کدورت ذاتی پیدا کرده؛ یعنی اصلاً کدورت از مرتبۀ عرَض گذشته و با ذات یکی شده است. ﴿خَتَمَ ٱللَهُ عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ وَعَلَىٰ سَمۡعِهِمۡ وَعَلَىٰٓ أَبۡصٰرِهِمۡ غِشٰوَةٞ﴾1 دیگر خدا بر دلهای اینها مُهر بطلان زده است، این قلب دیگر آمادگی ندارد.
- سورۀ البقرة (٢) آیۀ ٧.

