اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

شهرت و تأثیر تکوینی افعال و کردار انسان

کیفیت تأثیر کلام و نوشته بر نفس انسان

14203
سال 1424
نسخه عربی

شهرت و تأثیر تکوینی افعال و کردار انسان

12
  • حکایتی در مورد اطلاع بزرگان از باطن افراد

  • یکی از افرادی که در این زمینه موقعیتی برای او پیش آمد و امتحان خودش را داد، و بعد برای همگان روشن شد, فردی بود که بعد من از مرحوم آقا [دربارۀ او] شنیدم که می‌فرمودند: «من هر وقت او را می‌دیدم، حالتی از او در من به وجود می‌آمد! و من هیچ آن شخص را قابل برای تصدی این مناصب نمی‌دیدم!»؛ یعنی عبارت و مفاد ایشان این بود، تا اینکه امتحان پیش می‌آید؛ وقتی که امتحان پیش می‌آید بواطن رو می‌شود، آن‌وقت انسان متوجه می‌شود چه خبر است، آن‌وقت برای همۀ افراد منکشف می‌شود: عجب! این فرد همانی بوده که در زمان شاه با دربار رابطه داشته؛ عجب! نمی‌دانستیم، این همان کسی بوده که در زمان شاه با سازمان آن سلطنت و حکومت ارتباط داشته، این همان کسی است که در زمان شاه این کارها را انجام می‌داده! چه شد؟ یک قضیّه و یک زمینه پیش می‌آید، همۀ قضایا رو می‌شود، همۀ مسائل رو می‌شود. اما بقیّۀ افراد چطور توجیه می‌کنند؟! بقیّه چطور این مسائل را [می‌فهمند]؟! آیا کسی می‌فهمد؟! آیا کسی این مطالب را درک می‌کند؟!

  • علامه وحیدی از ارکان مثبتۀ نظام طاغوت و ظلم

  • در همان زمان اوایل انقلاب در مجلسی یک فرد نسبت به اعدام آقای وحیدی ناراحت و عصبانی بود. وحیدی، واقعاً از همین سرسپردگان و از ارکان بسیار مؤثرِ نظام شاهنشاهی بود! او کسی بود که وقتی رضاشاه کشف حجاب کرد، ایشان تازه در آن‌موقع از نجف به کرمانشاه آمده بود. و بسیاری از بزرگان نجف به ایشان اجازۀ اجتهاد داده بودند؛ وقتی که در آنجا آمد, اول کاری که کرد عمامه‌اش را برداشت و بعد زن خود را مُکشَّفه در مجلس جشنی که به این مناسبت در آنجا تشکیل شده بود آورد، و به همگان نشان داد و غیرت خود را به همگان اثبات کرد!

  • اجازۀ اجتهاد از علماء نجف داشت و تا آخر از سرسپردگان بود. از افرادی که مصداق واقعی مفسد بود، واقعاً از ارکانِ واقعی ظلم و تثبیت کنندۀ او بود. این فرد را اعدامش کردند و به حق هم اعدام کردند و او هزار بار بیش از بقیّه مستحق اعدام بود!1

    1. امام شناسی، ج‌٦، ص ١٩٦؛ علامه وحیدی فرزند آقا شیخ ابوالقاسم رئیس العلماء کرمانشاهی و از نوادگان مرحوم آیةاللَه آقا محمد باقر وحید بهبهانی است. خود از طلاّب و فضلاء نجف اشرف و از شاگردان اساتید مبرّزی همچون آقا ضیاء الدّین عراقی است، گویند اجازات متعدّد اجتهاد از علماء دریافت نموده است، در سنه ١٣١٤ شمسی که به دستور رضا شاه مجالس میهمانی زن و مرد تشکیل می‌شد، او و خانمش در کرمانشاه جزء مدعوّین بودند. میزبان منزل آقا سید اصغر شاه بود، و درحالی‌که رئیس نظمیّه و بسیاری از مدعوّین با خانم‌هایشان بدون حجاب در این منزل حضور پیدا کردند، علامه وحیدی که از علماء به شمار می‌رفت، و به لباس روحانیّت و اهل علم ملبّس بود، با خانمش وارد شد. و یک قصیده طولانی در ذمّ حجاب که خود سروده بود و مطلع آن این است: «به شرع أحمد مرسل حجاب لازم نیست» خودش قرائت کرد. و پس از آن شرحی در مدح پهلوی بیان کرد. و از آن پس به تهران آمد و عمامه و قبا و عبا را برداشت و فکل و کراوات و زنّار بست و ریش تراشید، و تا آخر عمر در کمک و مساعدت به خاندان پهلوی دریغ نکرد، و از آخوندهای درباری شد و سال‌ها سناتور و وکیل بود تا بالأخره نتیجه وخامت اعمال او را در گرفت و صاعقه الهی بر سرش فرود آمد. ﴿وَلَا يَزَالُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ تُصِيبُهُم بِمَا صَنَعُواْ قَارِعَةٌ أَوۡ تَحُلُّ قَرِيبٗا مِّن دَارِهِمۡ حَتَّىٰ يَأۡتِيَ وَعۡدُ ٱللَهِ إِنَّ ٱللَهَ لَا يُخۡلِفُ ٱلۡمِيعَادَ﴾ (سورۀ رعد (١٣) آیۀ ٣٩.) وحیدی در مدت پنجاه سال حکومت جابرانه خوش رقصی‌های بسیار کرد، و دین و مذهب و شرف را به دنیا فروخت، و از زمره گدایان و خوشه‌چینان سفره خونین حکّام جور درآمد، تا بالأخره حسرت زده در مقابل تیر غیب الهی قرار گرفت خَسِرَ الدُّنیا و الآخِرَةَ ذلِکَ هو الخُسرانُ المُبینُ یک‌باره سرازیر در دوزخ شد و با موالیان خود محشور شد، ﴿ٱلۡمُنٰفِقُونَ وَٱلۡمُنٰفِقٰتُ بَعۡضُهُم مِّنۢ بَعۡضٖ﴾ (سورۀ توبه (٩) آیۀ ٦٧.) این سزای دنیوی است ببین تا جزای اخروی چه باشد «و لو لَم یَکُن إلّا المَوتُ لَکَفَی، کیف و ما بَعدُ المَوتِ أعظَمُ و أدهَی».