اعتباری بودن دنیا و مسائل آن
14وقتی ایشان در روح مجرد نوشتند که من ناراحت میشوم از این که مردم میآیند دست مرا میبوسند ناراحت میشوم و من در این مجلس عاجزانه از رفقا تقاضا میکنم جدا میگویم واقعا کسی دست من را ببوسد من ناراحت میشوم جدا میگویم و این ناراحتی هم در من اثر میگذارد ولی ممکن است فرض کنید که مرحوم آقا بود و ناراحت هم میشد و [لی] طوریش نمیشد ولی این ناراحتی در نفس من یک اثر منفی میگذارد خب حالا شاید اظهار نکنیم ولی جوری بشود! دست بوسیدن چیست آقاجان؟ چرا؟ چرا؟ مثلا خب انسان پیشانی هم دارد حالا مگر وحی آمده که حتما باید [دست را بوسید؟] یا اصلا به طور کلی خب مصافحه کنید دیگر آقا جان، بیایید با هم مصافحه کنیم. وقتی ایشان میفرمودند به آقای حداد در روح مجرد که آقا دست مرا که میبوسند من ناراحت میشوم آقای حداد به ایشان میفرمودند شما از خدا ببین، واقعا ایشان میگفتند اما بنده که از خدا نمیبینم باید چه بکنم؟ من هر وقت این دست بوسیدن را از خدا دیدم به رفقا میگویم، اگر خواستید ببوسید ولی فعلا نه. این مسائلی که مربوط به ایشان بود اینها مسائل واقعی بود یعنی در عالم واقع خب انسان باید یک کاری انجام بدهد یعنی یک واقعیتی یک حقیقتی یک صدقی، به دیگران چکار داریم؟ حالا دیگران هر کاری میخواهند بکنند به هر راهی بروند به ما چه ارتباطی دارد؟ آن را که ما میفهمیم باید به همان عمل کنیم معروفیتی که بخواهد خارج از تکلیف باشد این معروفیت عواقبی دارد که ظاهرا امشب هم مانند سایر وعدههایی که داده شد ما به این مسئله نتوانستیم برسیم. انشاءاللَه اگر خداوند قسمت کرد و توفیق داد تتمهی مطالب را برای جلسهی بعد انشاءاللَه خدمت رفقا عرض میکنیم.
اللَهم صلی علی محمد و ال محمد

