اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

شهرت ومعروفیت و رابطه آن با جایگاه شخص

14٬308
سال 1424

فقره دعاء: إلهي ربيّتني في نعمك و إحسانك صغيراً و نوَّهت باسمي كبيراً. 1 – شهرت ومعروفیت افراد دلالت بر جایگاه والای شخصیتی ایشان نمی کند. 2 – انجام امور تبلیغاتی و صوری برای جلب آراءمردم در رقابت های انتخاباتی. 3 – وعده ها وتبلیغات کاذب افراد در رقابت های انتخاباتی. 4 – هیچ دستگاهی قابلیّت ثبت اعمال انسانها را آنگونه که ملائکه ثبت می کنند ندارد.

شهرت ومعروفیت و رابطه آن با جایگاه شخص

توضیحات:

فقره دعاء: إلهي ربيّتني في نعمك و إحسانك صغيراً و نوَّهت باسمي كبيراً. 1 – شهرت ومعروفیت افراد دلالت بر جایگاه والای شخصیتی ایشان نمی کند. 2 – انجام امور تبلیغاتی و صوری برای جلب آراءمردم در رقابت های انتخاباتی. 3 – وعده ها وتبلیغات کاذب افراد در رقابت های انتخاباتی. 4 – هیچ دستگاهی قابلیّت ثبت اعمال انسانها را آنگونه که ملائکه ثبت می کنند ندارد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

شهرت ومعروفیت و رابطه آن با جایگاه شخص

14
  • یک وقت ما در خدمت مرحوم آقا بودیم صحبت از مطالب و کراماتی بود که بعضی از بزرگان گذشته مانند مرحوم حاج آقا شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی یا مثل آیت اللَه آقا سیدمرتضی کشمیری و امثال ذلک در نجف یا در مشهد یا این طرف، افرادی بودند از صلحا، از بزرگان. محل مراجعه‌ی مردم، من به مرحوم آقا گفته بودم که آقا یک کتابی است درآمده من در آن جا خواندم هر روز صف طویلی از مراجعین دم خانه‌ی مرحوم آقا شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی در مشهد جمع می‌شدند آن یکی قرض داشت نمی‌دانم چه می‌کرد آن یکی دل درد گرفته بود چه می‌شد آن یکی نظمیه پسرش را گرفته بود زندان بود آن یکی چه و چه و مرحوم پدر ما [هم‌] حکایاتی از ایشان به اصطلاح نقل می‌کردند بعد من رو کردم به ایشان، گفتم آخر آدم بیکار بلند می‌شود بیاید وقت خودش را بگذارد برای این که دل‌درد خوب کند و سردرد و گوش درد درست بکند و نمی‌دانم کک و مک و نمی‌دانم از این حرفهایی که به مردم ...! مرحوم آقا فرمودند بله آقا! بله آقاجان! آدم رند خودش را دست مردم نمی‌اندازد آدم رند دنبال یک فراغتی است که حالی داشته باشد و این مردم که تقاضاهای ایشان تمامی‌ندارد همین مرحوم آقای اصفهانی اگر می‌گفت هر کسی می‌آید این جا دیگر خبری نیست، دل درد داری داشته باش، برای خودت داشته باش، قرض داری به من چه مربوط است؟ من هم قرض دارم، نمی‌دانم چی داری فلان ...، بیاید این جا صحبت کنیم آن صف پانصد متری به پنج متر نمی‌رسید، پنج متر، پنج متر کجا؟ یک متر هم نمی‌رسید! خودش می‌نشست و چند نفری حالا توفیق قسمتشان شده بود و دو کلمه ای را بشنوند

  • این برای چیست؟ بخاطر همین است دیگر آقا! سطح فکر مردم در آن حدی نیست که موجب راحتی انسان شوند بلکه موجب دغدغه‌ی فکر و تشویش خاطر یک انسان می‌شوند، این است مسئله، همین. و این قدر در این زمینه تجربه وجود دارد که شما بهتر از من هم شاید بدانید، هر کسی به اندازه‌ی خودش و به وضع خودش. تا وقتی که اسم و رسمی‌از طرف نیست سالها می‌گذرد یک نامه به یک شخص نمی‌دهند همین که شخص یک اسمی‌پیدا می‌کند سیل نامه است که می‌آید برای انسان! این خب همین است که در خانه نشسته بود همین است فرقی نکرده، علمش همین است تقوایش اگر بوده همین است انتسابش به پدر و مادر و قوم و خویش همین است تفاوتی نکرد چه بود پس؟ چرا تا به حال خبری از او نمی‌گرفتی؟ چرا تا به حال سراغ او نمی‌رفتید؟

/ 222