اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

شهرت ومعروفیت و رابطه آن با جایگاه شخص

14٬308
سال 1424

فقره دعاء: إلهي ربيّتني في نعمك و إحسانك صغيراً و نوَّهت باسمي كبيراً. 1 – شهرت ومعروفیت افراد دلالت بر جایگاه والای شخصیتی ایشان نمی کند. 2 – انجام امور تبلیغاتی و صوری برای جلب آراءمردم در رقابت های انتخاباتی. 3 – وعده ها وتبلیغات کاذب افراد در رقابت های انتخاباتی. 4 – هیچ دستگاهی قابلیّت ثبت اعمال انسانها را آنگونه که ملائکه ثبت می کنند ندارد.

شهرت ومعروفیت و رابطه آن با جایگاه شخص

توضیحات:

فقره دعاء: إلهي ربيّتني في نعمك و إحسانك صغيراً و نوَّهت باسمي كبيراً. 1 – شهرت ومعروفیت افراد دلالت بر جایگاه والای شخصیتی ایشان نمی کند. 2 – انجام امور تبلیغاتی و صوری برای جلب آراءمردم در رقابت های انتخاباتی. 3 – وعده ها وتبلیغات کاذب افراد در رقابت های انتخاباتی. 4 – هیچ دستگاهی قابلیّت ثبت اعمال انسانها را آنگونه که ملائکه ثبت می کنند ندارد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

شهرت ومعروفیت و رابطه آن با جایگاه شخص

17
  • وقتی که آمده همه چیز است دیگر، همه چیز است. آن دیگر دنیا است آن دیگر آخرت است آن دیگر مافوق دنیا است آن دیگر مافوق آخرت است آن دیگر تمام وجود است آن دیگر اصل و حقیقت‌ وجود است همه چیز است دیگر. بایزید شش سال در خدمت امام صادق علیه السلام بود بایزید بسطامی، بایزید بزرگ، از عرفای معروف، شش سال در خدمت امام صادق بود و سقایی امام صادق را می‌کرد یعنی می‌رفت آب می‌آورد آن موقع این آبها خوب نبود آب چاه و فلان واین چیزها بود می‌رفتند آب از شط یا از چشمه، جایی بود از آن جا آب می‌آوردند محفظه هایی داشتند آب شربشان را آن جا قرار می‌دادند. ایشان مسئول خانه‌ی امام صادق بود که آب می‌آورد و منزل حضرت هم خب محل رفت و آمد بود جلسه بود افراد می‌آمدند اصحاب می‌آمدند مرتب آب تمام می‌شد دیگر، احتیاج به یک سقایی بود که همین طور دائما آب بیاورد. آمده بود سرش هم به کار خودش، به هیچی هم کار نداشت همین که قبرش الان در بسطام در نزدیکی شاهرود است. بعداز شش سال، یک روز امام صادق علیه السلام فرمودند فلان چیز را از آن بالا بیاور، گفت کجا؟ حضرت فرمودند این بالا است مگر تو نمی‌بینی؟ این هر روز جلوی چشمت است! گفت از وقتی که در این خانه آمدم به غیر از شما چشمم به جایی نیفتاد! خیلی عجیب است! از وقتی در این خانه آمدم ... دروغ نگفته است ها

  • من یادم می‌آید بعضی از وقتها که من پیش مرحوم آقا بودم بعضی که می‌آمدند دیدن ایشان، قبل از این که بخواهند بیایند منزل را یک وارسی می‌کردند طاقچه آن چه جور است؟ فرض کن که لامپها چه جور است؟ فرض کن حیاط چند متر است؟ تا مرحوم آقا می‌آمدند، بعد هم می‌گفتند آمدیم استفاده کنیم! این یکی. ایشان شش سال در منزل امام صادق بود و رف را که آن بالا بود ندیده بود. حضرت فرمودند خب حالا وقتش اشت حالا وقتش است که از آن چیزهایی که داریم به تو بدهیم و خب به او دادند و دادند و دیگر شد بایزید دیگر! بایزید دیگر به این جا رسید.

/ 613