شهرت ومعروفیت و رابطه آن با جایگاه شخص
12المرء لنفسه مالم یعرف فاذا عرف فلغیره مال غیر میشود، دیگر نه خواب دارد و نه بیداری دارد و نه فکر دارد و نه فکر دارد و نه فراغت دارد و نه آرامش دارد و نه میتواند دو رکعت نماز با حضور قلب بخواند! چرا؟ چون مردم در دواعی خود، افراد مختلفی هستند همه که درست فکر نمیکنند همه که درست نمیاندیشند و همه که از یک فرهنگ بالایی برخوردار نیستند با آن فرهنگ میخواهند سراغ انسان بیایند خب نتیجه چه میشود؟ نتیجه چه میشود؟ الان شما ببینید مردم در چه حال و هوایی هستند! موقع غروب و افطار که شد بلند میشوند راه میافتند در خیابانها، بلند میشوند میروند این را ببینند آن را ببینند بگویند بخندند بخورند زولبیا شیرینی چای قَه قَه چَه چَه فلان این حرفها تا نزدیکهای اذان صبح بلند شوند بیایند خانهی خودشان، سحری بخورند! تازه این مومنین هستند. آنهایی که روزه نمیگیرند جای خود راحتند شب و روز ندارند. مؤمنین این هستند!
حالا ما الحمدلله، رفقا خیلی خدا لطف کرده وضعیت ما، حالمان، بیا و بروی ما، به نحوی شده که مسائل هر کدام در جای خودش قرار گرفته. شما نگاه به مردم بکنید، همین که افطاری را [خوردند] اگر خانم باشد چادرش را سر میکند اگر آقا باشد کت و شلوارش را میپوشد و کفش و یا اللَه! برویم، خانه این برویم خانه آن برویم آن جا برویم آن جا بیاییم کجا برویم پارک فلان خیابانها را بگردیم چکار بکنیم! آقا شب ماه رمضان مال این است؟ واقعا شب ماه رمضان برای این است؟ آن وقت اگر آدم نرود اینها کی هستند؟ اینها مال زمان سه هزار سال پیش هستند! اینها معلوم نیست از کدام کره افتادند در این جا، آمدند کرهی زمین، جا را تنگ کردند! اینها اصلا کارشان با آدمیزاد نمیرود آقا! اینها اصلا چطوری زندگی میکنند؟ اصلا به چه خوش هستند؟ یعنی واقعا نمیفهمند! یعنی مردم واقعا نمیفهمند که برای چه اصلا زنده هستند و برای چه زندگی میکنند؟ بعد هم هیچی، ماه رمضان صبح این قدر میخورند که شب که میشود تازه باید غذای صبحشان هضم بشود تازه بلند میشوند میروند سراغ افطار بعدی، اصلا نه از ماه رمضان چیزی میفهمند نه از روزه چیزی میفهمند یا درخواب هستند یا در خوردن هستند یا این که به گشت و گذار، ماه رمضان تمام میشود خب الحمدلله تمام شد، راحت شدیم! الحمدلله تمام شد راحت شدیم!

