شهرت ومعروفیت و رابطه آن با جایگاه شخص
13اما بزرگان و اولیای خدا ماه رمضان ایشان چطوری سپری میشد؟ هر روز که از ماه رمضان میگذشت مصیبت از دست دادن یک روز را داشتند ای داد یک روز گذشت! آیا میشود تکرار میشود؟ آیا میشود این ماه رمضان تمدید شود؟ وقتی که ماه رمضان تمام میشد بر سر سفرهی عید الهی آن حضور خودشان را که احساس میکردند و آن «مواعد المستطعمین مُعدَّه» که خداوند برای روزهداران قرار داده بودند [را] میدهند وقتی این طور [شد] آن وقت شکرانه این مطلب را، زیارت مراقد مطهرهی اولیای خدا میدانستند، این نحوه آنها روزه گرفتند این نحوه هم ما، آمدن و گفتن و خندیدن و گذراندن و با فامیل سرکردن و هر روز هم این جا بودن و هر روز هم آن جا بودن و بعد هم تمام شد رفت! از شرّش هم راحت شدیم و تمام شد و یک ماهی هم گذشت و مسئله تمام شد
لذا همیشه با اعتراض مسئله توأم هست با طرز فکر همیشه قضیه توأم است و این مطلب مطلب مهمیاست. چرا آنها نباید مثل یک فرد عاقل و عقلایی عمل کنند؟ چرا ما باید مثل آنها باشیم؟ کی گفته؟ چرا مردم نباید راهی را که بزرگانِ طریق، در پیش گرفتند، آنها عمل کنند؟ چرا ما را مجبور میکنند به راه آنها بیاییم؟ این بی انصافی است! چه کسی همچنین حرفی زده؟ مردم در تخیلات و در تصورات خودشان هستند و باکی هم به ایشان نیست کاری انسان به آنها ندارد خودشان میدادند همین ها با همین افکار و تخیلات بلند میشود میآیند سراغ آدم، همینها، با همین وضعیت، بلند نمیشوند که بیایند دو کلمه یاد بگیرند! بلند نمیشوند که بیایند دو تا معارف یاد بگیرند! و بدترین چیز و خطرناکترین خطر برای یک سالک این است که معروف بشود شناخته شده بشود این بالاترین چیز است
اگر کسی شناخته شده شود دیگر نمیتواند قدم از قدم بردارد دیگر نمیتواند کار انجام بدهد دیگر نمیتواند فکر و حواسی داشته باشد دیگر نمیتواند حالی داشته باشد. کی بلند میشود بیاید سراغ انسان و از درد درونش از انسان بپرسد؟ غیر از یک چند نفری کیست؟ الان در منزل شما یک تابلو بزنند، آی ایها الناس در این منزل اگر کوری بیاید شفا پیدا میکند دل دردی بیاید خوب میشود چلاغی بیاید خوب میشود کمردردی بیاید شفا پیدا میکند مرض کذا و کذا بیاید درست میشود در این جا دعا داده میشود، یک تابلو بزند، به جان شریف سرکار، از دم منزلتان تا فلکهی طهران صف میکشند! تا آن فلکهی طهران! میدان جهاد است؟ چه میگویند؟ اما اگر دم منزلتان یک تابلو بزنند اگر کسی این جا بیاید دو کلمه معرفت پیدا میکند دو تا مطلب میشنود امراض درونی خودش بهبود پیدا میکند به مرضهای درونی خودش اطلاع پیدا میکند راه خودش را میشناسد و شما پشت در بنشینید یک میز بگذارید میز که نه! روی فرش بنشینید تکیه بدهید تا شب همین طور چند نفر وارد میشوند! اگر مسخره نکنند همین طوری میآیند رد میشوند و عبور میکنند! این مردم هستند این مردم همین هستند

