شهرت ومعروفیت و رابطه آن با جایگاه شخص
15مرحوم آقا میفرمودند مرحوم قاضی مرحوم آقای حداد را از نجف فرستاد در کربلا، که در کربلا ایشان جدای از سایر افراد به کارش بپردازد و به راهش بپردازد و کسی سراغ او نرود و کسی با او کاری نداشته باشد و بتواند خلوت خودش را نگه دارد و بتواند با خدای خودش، همراه باشد حالا اگر آقای حداد من باب مثال آن حالاتی که در آن موقع داشت افراد عادی میفهمیدند، اگر افراد عادی میفهمیدند ایشان در آن زمان موت اختیاری دارد اگر افراد میفهمیدند که ایشان مستجاب الدعوه است همان کورهی آهنگری ایشان تا حرم حضرت ابالفضل صف میایستاد برای حاجات و برای چی و چی و برای رسیدگی به حاجات، اما وقتی که بیایند نگاه کنند که ای بابا این آقایی که دم کوره آهنگری هست گاهی اوقات پول برای غذای شب را ندارد آن وقت کسی بلند میشود بیاید؟ میگویند اگر میتوانست برای خودش دعا میکرد! نوه خودش فوت میکند و همین طور نگاه میکند و اشک میریزد بر این تألمیکه پیدا شده برای او، میگوید این اگر میتوانست دعا کند نوه خودش را اول شفا میداد خب مردم این طور هستند دیگر
در فلسفهی ظهور حضرت، یادم میآید در همان جلسات گذشته، سالها قبل، این مطلب را عرض کرده بودم که الان اگر امام زمان بیاید و به مردم اعلان کند که مردم! من اگر بیایم همین مرگ و میر به جای خودش هستها، دست به آن نمیزنم همین مرضهایی که دارید به جای خودش هست من کسی را خوب نمیکنم مگر من دکتر هستم؟ آسپرین بدهم و ویتامین ث بدهم و آمپول بدهم؟ من امام هستم، مسئله میخواهید بپرسید بیاید بپرسید دیگر مسئله را بدون واسطه و اجتهاد میگویم بدون اجرای اصل برائت و احتیاط و ....! امام زمان هم بیاید اصل جاری میکند یا نه؟! حذف سند و ارسال و اینها که دیگر نمیکند! آن چه را که هست میگوید.

