اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

شهرت ومعروفیت و رابطه آن با جایگاه شخص

14301
سال 1424

شهرت ومعروفیت و رابطه آن با جایگاه شخص

16
  • از من مسئله می‌خواهید من هم مسئله‌ی شرعی را می‌گویم، راجع به مسائل باطنی و راه، از من سوال می‌کنید بسیار خب این مقدار را هم می‌گویم اما سردرد دارید به من مربوط نیست بروید قرص‌ بخورید خوب شدید شدید، نشدید به من چه مربوط است؟ دل‌درد دارید نبات بخورید روغن کرچک بمالید، آن دیگر ارتباطی به بنده ندارد پا درد دارید بلند شوید بروید نمی‌دانم چکار کنید آرتروز دارید هر کار می‌کنید بکنید، هیچ ارتباطی به من ندارد قرض دارید می‌خواستید درست کار کنید قرض پیدا نکنید، حالا هم بلند شوید بروید کار کنید قرضتان را بپردازید ناراحتی دارید دعوا دارید، هان از همه بهتر، دعوا دارید اختلافات دارید اختلاف خانوادگی دارید خب دیگر چه می‌شود کرد؟ این دیگر اصلا از دست من کاری برنمی‌آید! بروید یک کاری برای خودتان کنید اخلاقتان را خوب کنید راه بیایید مدارا کنید با هم بسازید، فلان، یابن رسول اللَه هر کاری می‌کنیم نمی‌شود چکار کنیم؟ حضرت می‌فرماید واللَه در پرونده‌ی من از همه جنس هست این یک جنس دیگر در پرونده‌ی ما پیدا نمی‌شود بروید دیگر دست به دامن خدا بشوید

  • اگر امام زمان بیاید بگوید من هیچ کاری به کارتان ندارم فقط یک مسئله شرعی را برای شما می‌گویم دوم آن چه که مربوط به راه و حرکت و سیرتان است آن را می‌گویم تمام این یابن الحسن‌ها همه تخته می‌شود! واقعاها! تمام این در سرزدن های هیآت همه می‌روند پی کارت ای بابا! تمام این دادو بیدادهایی که لباسشان را می‌خواهند پاره کنند واقعا وقتی که داد می‌زنند! آدم می‌گوید اینها چقدر طالبند واقعا؟ امام زمان بیاید ...! همه‌ی اینها می‌رود پی کارش. حضرت می‌ماند و چند نفر والسلام! چند نفر. چرا؟ چون مسیر حضرت، مسیر حق است دنیا که نیست مسیر حضرت، مسیر واقع است حضرت نمی‌گوید تو بیا از اصحاب من شو که من دنیای تو را آباد کنم! نه! تو بیا اصحاب من شو که من قرضت را بپردازم! شاید بیایی اصحاب من بشوی صد برابر هم قرض پیدا کنی، قرض پیدا کنی! آخر از این مسائل هست، حضرت از این فایلها دارد، به اندازه کافی، هیچ ما نباید نگران باشیم اصلا، به حضرت هم نباید یاد بدهیم خودش می‌داند. به اندازه کافی، زیاد، هر چی. خب شما چه می‌خواهی؟ قرض می‌خواهی؟ سردرد می‌خواهی؟ سرطان می‌خواهی؟ چه می‌خواهی؟ کدام را به تو بدهم؟ بگو یکی از آنها را برایت دربیاورم. چه می‌گویید؟ کیست این وسط بگوید که هر چه شما خواستی؟ این مردی که پایش را بگذارد این وسط مردانه و بگوید هرچه شما خواستید او را من می‌خواهم! چند نفرند؟ هان همین الان این طور باشیم، همین الان باشیم. نگذاریم برای وقتی که حضرت می‌خواهد بیاید. نگذاریم برای وقتی که آن وقت می‌خواهد بیاید بگوید حضرت آمد.