شهرت ومعروفیت و رابطه آن با جایگاه شخص
8معمولا افراد را به سه قسمت تقسیم میکنند یا به چهار قسمت، بعضی ها هستند حافظهی ایشان خوب است ولی استعدادشان کم است هوششان کم است اینها حدود ٣٧ درصد اشخاص هستند، بعضیها هستند که استعدادشان زیاد است و حافظهی ایشان کم است اینها بیشتر هستند. حدود ٦٦ یا ٦٧ درصد میگویند، بعضی ها هستند که هر دو تایش کم است نه حافظه دارند نه استعداد، اینها میگویند ٧ درصد هستند، بعضیها هر دو را بالا دارند که خب اینها از نوابغ به حساب میآیند.
مرحوم آقا هر دو را داشتند یعنی هم حافظهی ایشان خیلی زیاد بود، من یادم است اواخر عمرشان اشعاری که در دوران طلبگی [خوانده بودند که] اشعار نحو بود و به عنوان شاهد مثال میخوانند، [در اواخر عمرشان آنها را] به عنوان شاهد مثال میخواند نه در حالتی که مراجعهی بعدی [هم] نداشتند. این را هم بدانید اگر بیست سی سال پیش یکی به ایشان یک حرف را زده بود میدانستند این بیست سال پیش چه گفته یعنی در نظرشان مانده بود. در حافظه خیلی عجیب بودند ها استعدادشان هم خیلی استعداد بالایی بود.
ایشان میگفتند ما به امام زمان توسل کردیم و گفتیم این موهبت ها را شما به ما دادید، ما که از پیش خودمان نیاوردیم. این استعداد این حافظه این اهتمام، اینها از طرف شما آمده. نمیخواهیم در روز قیامت یک وضعی پیدا کنیم که بر این استعداد و امکاناتی که از دست رفته است و اگر ما در جای دیگر صرف کنیم موجب خسران ما و از دست دادن سعادت ما است، نمیخواهیم حسرت بخوریم، داریم به شما واگذار میکنیم شما چه برای ما تشخیص میدهید؟ ایشان میفرمود به دلم افتاد که از مسائلی که برای من قرار دادند شروع کنم و استخاره کنم وبه حضرت واگذار کنم هر استخارهای که کردم در نهایت بدی و نهایت نفرت آمد، رفتن به خارج عجیب بد آمد، چه کردند، فقط و فقط و فقط تنها استخارهای که بسیار خوب آمد و سعادت ابدی در آن بود و خلاصه نهایت رضای پروردگار، وارد شدن در علوم و معارف الهی بود. فهمیدم هان! خدا به کسی که این استعداد را میدهد این باید این استعداد را قدر بداند، قدر دانستن به چیست؟ وقتی انسان یک گوهری دارد نمیآید [با] خرمهره عوض کند! نمیآید این استعداد و امکاناتش را به نخودچی و پفک و آب نبات مبادله کند.

