اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

شهرت ومعروفیت و رابطه آن با جایگاه شخص

14301
سال 1424
نسخه عربی

شهرت ومعروفیت و رابطه آن با جایگاه شخص

9
  • علی کل حال این استعداد و این امکانات یک حساب و کتابی دارد بیخود داده نشده حالا یک وقت یک کسی استعداد ندارد، در روز قیامت حسرت هم نمی‌خورد، او نه! او راحت است. چرا؟ چون به همین مقدار که در این جا از مسائل ادراک می‌کند روز قیامت هم همین مقدار ادراک می‌کند نه بیشتر که حسرت بخورد. حسرت کسی می‌خورد که بالاتر را ببیند، بالاتر را ببیند و ببیند نمی‌تواند برود، این‌ شخص حسرت می‌خورد.

  • فرض کنید که الان در هنگام افطار که همه آماده برای افطاری روز ماه مبارک رمضان هستند و سفره هم پهن شده در آن جا، یکدفعه بیایند انسان را به این ستون ببندند! حالا که وقت افطار و وقت غذاخوردن هست، همه جور هم غذا بیاورند و بچینند حلوا و نمی‌دانم چه و کذا و اینها بیاورند در این جا قرار بدهند، همین که انسان می‌خواهد غذا بخورد می‌گویند نخیر! باید شما را به این ستون ببندیم، یک قدری برای شما خوب است! این بنده خدا را ببندند یک عده همین طور بنشینند و این غذا را بخورند و سفره را جمع کنند وقتی جمع کردند تازه این را بازش کنند، این دیگر آه از نهادش به بالا می‌رود! حالا اگر کسی قبلا خودش افطار کرده بود حالا یا همین غذا یا [غذای دیگری،] فرقی نمی‌کند، دیگر میلی به غذا ندارد هرچه به او می‌گویند بیا سر سفره، می‌گوید من اصلا میل ندارم اصلا نگاه نمی‌کند

  • آیا این هم حسرت می‌خورد؟ ای کاش مثلا فرض کن .... نه! می‌گوید همین غذا را ما خوردیم این که دیگر حسرت ندارد. مرغ بریان به چشم مردم سیر کمتر از برگ تره بر خوان است وان که را دستگاه و قُوَّت نیست شلغم پخته مرغ بریان است. به چشم مردم سیر دو جور می‌شود معنا کرد، یا مردمی‌که چشم و گوششان سیر است یا مردمی‌که سیرند یعنی نیاز به غذا ندارند البته معنای اول به نظر بهتر می‌رسد تا [معنای‌] دوم، دومیش هم اگر باشد اشکالی ندارد.