قیّمومیت دین در انحصارامام زمان علیه السلام
10از آن طرف، آمدند گفتند آقا! شما در چه وضعیتی هستید؟ آقای کذا یکی از آقایان معروف طهران ایشان در آن جا اعلان عید کرده، جلوی افراد دیگر خودش غذا خورده، مرحوم آقا فرمودند این زخم معده دارد، این دو سوم معده او را برداشتند اصلا روزه نمیگیرد که حالا آمده جلوی بقیه شروع کرده آب خوردن! هی آمدند به آقای بروجردی ... خب ثابت نشده دیگر، مرجع نمیتواند تا ثابت نشده حکم بکند، برخلاف حکم خدا حکم بکند. خلاصه به شما بگویم این قدر آمدند پیش آقای بروجردی و گفتند آقا الان آبروی اسلام در خطر است اگر شما حکم به امروز نکنی با توجه به این که بعضی از آقایان در این طرف و آن طرف روزه خوردند و اعلام کردند. این آبروی اسلام میرود ایشان را مجبور کردند که آن روز ساعت ٤ بعدازظهر اعلان عید کند والا کجا؟ عبارت مرحوم پدر ما این بود: ایشان را اطرافیان مجبور کردند با توجه به این که برای ایشان ابدا ثابت نشده بود که امروز روز عید است، ثابت کردند و ایشان هم حکم داد! مرحوم آقا هم فرمودند خیلی خب، ایشان مرجع تقلید است و حکم کرده، البته ایشان رفته بودند بیرون و چیز کرده بود و از باب این که مرجع تقلید حکم کرده است مسئله را بر عهدهی ایشان گذاشتند و حالا احتمالا هم بعد شاید روزی را قضا کرده باشند یا نه، این دیگر حالا بسته به نظر فقهی است که آیا اگر یک مجتهد فقهی حکمیبدهد آیا تبعات و آثار عدم تحقق حکم واقع هم مترتب میشود یا نه؟ این حالا یک مطلب [دیگری است.] ایشان میفرمودند ما ساعت چهار و نیم بعدازظهر رفتیم مسجد قائم و نماز عید خواندیم، بعد از این که آقای بروجردی حکم کردند بر این که امروز روز عید است این مسئله است این قضیه است
مسئله سر این است که آقا بیا و نمیدانم اسلام در خطر است، اسلام در خطر است، باشد، به جهنم که اسلام در خطر است اسلام صاحب دارد صاحب اسلام به من گفته که آقا بیا این کار را انجام بده؟ قیم اسلام به من گفته؟ امام زمان به من گفته؟ امام زمان به من بگوید روز پانزدهم ماه رمضان عید اعلام کن من میآیم آن یک مطلب دیگر است. چطور یک همچنین ... آن وقت اینها میآیند، این شیاطینی که دور انسان هستند، اینها میآیند و انسان را در محذور قرار میدهند آقا اگر نکنی آن میشود، آقا اگر نکنی این میشود، آقا اگر نکنید آبرو میرود، آقا حیثیت به خطر میافتد، حیثیت شما هم به خطر میافتد، شما متوجه این مسائل هستید؟ کم کم کم کم آن صلابت ابتدایی، کم کم جای خود را به یک نوع دلهره و دغدغه و تشویش و کم کم تبدیل به یک نوع خوف و هراس و کم کم به ول دادن و مسئله را رها کردن و همرنگ جماعت شدن، مطلب به آن جا منتهی خواهد شد. لذا افرادی که در این گونه مسائل زرنگ هستند اینها نمیآیند

