قیّمومیت دین در انحصارامام زمان علیه السلام
12لذا مرحوم آقا میفرمودند اصلا داب و دِیدَن بزرگان بر این بود که همیشه خاموش باشند همیشه حال عزلت را در پیش بگیرند و این برای افراد متفاوت است، تا وقتی انسان به مرتبهای از پختگی و صلابت و تکامل و ثبات نرسد به هر مقدار که معروف بشود برای او ضرر خواهد بود به هر مقدار که شهرت پیدا کند برای او ضرر خواهد بود. مرحوم آقای خویی رحمت اللَه علیه ایشان مرد خوبی بود داستان و حکایت ایشان با مرحوم آقای قاضی معروف بود ما حالا دیگر به آن مسائل نمیخواهییم بپردازیم ایشان میرود پیش مرحوم قاضی قبل از این که به مرجعیت برسد و معروفیت پیدا کند. مرحوم قاضی به ایشان دستورات سلوکی میدهند که از جملهی آن چهارصد مرتبه ذکر یونسیه بود بین صبح تا به ظهر در سجده و مسائل دیگر. ایشان مدتی که به این اذکار قیام میکند حالاتش تغییر میکند و مسائل و مکاشفاتی میبیند یک روز در حین سجدهی یونسیه مکاشفه میبیند که تمام دوران زندگی و عمر خود را به او نشان دادند از هنگامیکه متولد شد این قضیه اتفاق افتاده، برای خیلی از دوستان مرحوم آقا هم این مسائل اتفاق افتاده از ابتدایی که پا به عرصه وجود گذاشتند تا هنگام وفات خودشان را دیدند و مسائلی که بعدا اتفاق میافتد و حالاتی که بعدا اتفاق میافتد، اینها را همه را دیدند، ایشان دیدند که چطور به دنیا آمدند حتی آنهایی که او را گرفتند و در قنداق کردند و به اصطلاح آماده کرده بودند، اینها را همه را دید و دوران رشد خودش را دید بزرگ شدن را دید تا وضعیت فعلی و بعد همین طور تا این که به مرجعیت میرسد و مرجعیت به ایشان انحصار پیدا میکند حتی این را هم ایشان دید که از همه معروفتر میشود و از همه مشهورتر میشود و حتی بعد هم دیدکه در بالای مأذنههای حرم امیرالمومنین (علیه السلام) صدا میزنند که سید خویی از دنیا رفته و برای تشییع او چه بشود که عربها میگویند صلاه میکشند آن جا را هم به اصطلاح مشاهده کرد

