
قیّمومیت دین در انحصارامام زمان علیه السلام
فقره دعاء: إلهي ربيّتني في نعمك و إحسانك صغيراً و نوَهت باسمي كبيراً. 1 – معروفیّت مرحوم انصاري بعد از مرحوم قاضي رضوان اللَه عليهما از طرف خدا بود. 2 – انتقال جنازه از مکانی به مکان دیگر غیر از عتبات عالیات ومکانهای مقدس جائز نمی باشد. 3 – رحلت مرحوم ملا صدرا در بصره در هنگام سفر به مکه مکرمه. 4 – حكايت فتواي شيخ مفيد رضوان اللَه عليه در ارتباط با دفن زن مرده با بچۀ زندهاي كه در رحم داشت و جلوگيري امام زمان عليه السلام از اجرای فتوا. 5 – قيّم دين امام زمان عليه السلام بوده وآنچه بر عهدۀ سایر افراد می باشد عمل بر طبق وظیفه وتکلیف است. 6 – انسان نبايد سعادت خودش را براي خشنودي ديگران از بين ببرد. 7 – امام جماعت نماز را باید اول وقت بخواند و نبايد منتظر افراد باشد. 8 – استقامت مرحوم علامه طهراني رضوان اللَه عليه در مسجد قائم طهران. 9 – مرحوم علامه طهرانی در سال هایی که شب قدر در آنها به طور مشخص معلوم نبود ،شش شب را به احیاء می پرداختند. 10 – حكايت ثابت نشدن عيد فطر براي آية اللَه بروجردي طاب ثراه و خواندن نماز عيد در اكثر مساجد مگر مسجد قائم.
قیّمومیت دین در انحصارامام زمان علیه السلام
9یک سال یادم است ایشان شبهای احیاء را شش شب گرفتند یعنی شب نوزدهم دو شب شب بیست و یکم دو شب شب بیست و سوم! گفتند آقا مگر میشود؟ گفت آقا شما که سه شب را میگیرید سه شب را بیدار باش به کجا برمیخورد؟ به کجا برمیخورد؟ این شبهای ماه رمضان که بزرگان از نیمههای ماه رمضان به بعد را شبها بیدار بودند حالا شما فوقش سه شب اضافه کن، بابا این که دیگر چیزی نیست یعنی شش شب آمدند برای احیاء خب از باب احتیاط و تا آخر ماه رمضان به این کیفیت بود. یک سال مسئله خیلی مشکل شد یعنی قضیه همین طور مبهم ماند ماند ماند تا آخر ماه رمضان، قضیه همین طوری مبهم ماند. آخر ماه رمضان خب روز عیدفطر است دیگر، قضیه مشکل میشود، خب همه جا اعلام کردند روز عید است زمان مرحوم آقای بروجردی بود رفتند گفتند مسجد آقا عزیزاللَه طهران نماز عیدفطر خواندند ایشان فرمودند برای ما ثابت نشده ما نماز عید نمیخوانیم، حالا مردم آمدند در مسجد، هی منتظر هستند امام جماعت بیاید نماز بخواند، آقا هم نمیآمد، در خانهاش نشسته بود آن موقع منزلشان در همان میدان شهدای طهران بود میدان شهدا که قبلا اسمش میدان ژاله بود هی آمدند از طرف مسجد، آقا مردم منتظرند! گفت منتظرند بفرمایند در منزلشان، چه را منتظرند؟ وقتی روز عید نیست بنده بیایم نماز چه بخوانم؟ عین معاویه که روز چهارشنبه رفت نمازجمعه را خواند همهی مردم هم اقتدا کردند جالب این جا است! روز چهارشنه نماز جمعه! گفتند بیخود کردند بلند شوند بروند
قرار شد یک عده تماس بگیرند [با قم] من یادم است همه دوستان آن موقع به رحمت خدا رفتند، خدا همهی آنها را رحمت کند. رفته بودند در تلفن خانه، همین میدان سپه فعلی در طهران، آن جا محل تلفن و تلگراف و اینها بود، تلفن کنند به دفتر آقای بروجردی، تلگراف کردند یا تلفن کردند و جواب آمد که نخیر هنوز برای ایشان ثابت نشده، تا ظهر هم ثابت نشده بود. همین طور هم مردم منتظر، حالا یک نفر رفته در مسجد قائم، در نبود ایشان، خدا بیامرزد آن مرحوم آقای کیوان بود آدم خوبی بود خیلی خوش نفس بود این شروع کرده بود این دعای روز عید را خواندن، این تهلیلات اللَه الاکبر لا اله الّا اللَه و اللَه اکبر و اللَه اکبر و لله الحمد و ... و بعد هم شروع کرده بودن نان روغنی پخش کردن یکی هم سر چهارراه سید علی [بود که] نان روغنی میآورد میداد پخش میکرد مرحوم آقا صدا کردند گفتند که به شما گفته تهلیلات روز عید فطر را بخوانید؟ گفت آقا بنده قصد قربت کرده بودم! گفتند چرا دیروز قصد قربت نکردی؟ رجاءً خواندم، یک رجاء یاد گرفته بود رجاءً خواندم! بعد به آن گفتند آقا تو چرا برداشتی نان روغنی دادی؟ گفت من نان روغنی دادم ولی گفتم مردم نخورید! هنوز برای آقا ثابت نشده! آن هم میخواست [نان] روغنیش تمام شود! آن هم دنبال تمام شدن نان روغنیش بود! التفات کردید؟ خلاصه، یعنی این مسائل بود، ائمه [جماعات] با این قضایا روبرو بودند. خلاصه مرحوم آقا میفرمودند تا ساعت ٤ بعدازظهر برای مرحوم آقای بروجردی ثابت نشد
