
حبّ ریاست و خطرات آن
فقره دعاء: فيا من ربّاني في الدنيا باحسانه و تفضّله و نعمه و أشار لي في الاخرة إلي عفوه و كرمه معرفتي يا مولاي دليلي عليك و حبّي لك شفيعي إليك. 1 – در دنیا افراد تنها نسبت به قوانین اجتماعی مورد باز خواست قرار می گیرند نه در مسائل شخصی در حالی که در روز قیامت انسان نسبت به همۀ امور فردی و اجتماعی مورد سوال و بازخواست قرارمی گیرد. 2 – انسان عاقل دنبال رياست و حكومت نميرود. 3 – خواجه ربیع بن خثیم پس از نپذیرفتن دستور امیرالمؤمنین علیه السلام نسبت به فرمانداری حوالی شام ،به فرمانداری خراسان منصوب می شود. 4 – فرستادن مالك اشتر به فرمانداري مصر توسط حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام. 5 – تدريس عهدنامۀ مالك اشتر در دانشگاه هاروارد آمریکا. 6 – بیان تفاوت میان مالک اشتر و خواجه ربیع بن خثیم درحالی که هر دو فرماندار امیرالمؤمنین علیه السلام بودند. 7 – راه کار شناخت حبّ به ریاست در نفس انسان 8 –بیان فرمایش علامه طهراني رضوان اللَه عليه خطاب به مرحوم آية اللَه خميني در سال 1342 شمسی. 9 – نامۀ مرحوم آية اللَه خميني به مرحوم علامه طهراني رضوان اللَه عليه در سال 1342 شمسی. 10 – حكايت شخصي كه براي برگزاري جشن نيمه شعبان دو شبانه روز نماز نخوانده بود.
حبّ ریاست و خطرات آن
توضیحات:
فقره دعاء: فيا من ربّاني في الدنيا باحسانه و تفضّله و نعمه و أشار لي في الاخرة إلي عفوه و كرمه معرفتي يا مولاي دليلي عليك و حبّي لك شفيعي إليك. 1 – در دنیا افراد تنها نسبت به قوانین اجتماعی مورد باز خواست قرار می گیرند نه در مسائل شخصی در حالی که در روز قیامت انسان نسبت به همۀ امور فردی و اجتماعی مورد سوال و بازخواست قرارمی گیرد. 2 – انسان عاقل دنبال رياست و حكومت نميرود. 3 – خواجه ربیع بن خثیم پس از نپذیرفتن دستور امیرالمؤمنین علیه السلام نسبت به فرمانداری حوالی شام ،به فرمانداری خراسان منصوب می شود. 4 – فرستادن مالك اشتر به فرمانداري مصر توسط حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام. 5 – تدريس عهدنامۀ مالك اشتر در دانشگاه هاروارد آمریکا. 6 – بیان تفاوت میان مالک اشتر و خواجه ربیع بن خثیم درحالی که هر دو فرماندار امیرالمؤمنین علیه السلام بودند. 7 – راه کار شناخت حبّ به ریاست در نفس انسان 8 –بیان فرمایش علامه طهراني رضوان اللَه عليه خطاب به مرحوم آية اللَه خميني در سال 1342 شمسی. 9 – نامۀ مرحوم آية اللَه خميني به مرحوم علامه طهراني رضوان اللَه عليه در سال 1342 شمسی. 10 – حكايت شخصي كه براي برگزاري جشن نيمه شعبان دو شبانه روز نماز نخوانده بود.
حبّ ریاست و خطرات آن
7لذا اینجا است که در عالم وجود و در عالم تربیت، تربیت خارجی، دیگر معروفیت و غیرمعروفیت هر دو میشود یکی، هیچ تفاوتی نمیکند هیچ تفاوتی ندارد منتهی هر کسی باید به وظیفهی خودش عمل کند هر کسی باید به حساب و کتاب خودش عمل کند اگر شما رفتی سر کار و سر پست و مقام و شما را بیرون انداختند، جلوی افراد سرفکنده بودی بدان کلاه سرت رفته! اگر رفتی سر کار و تو را بیرون انداختند، سربلند بودی بدان که نه! آقا میشود رویت حساب کرد، میشود رویت ..... اگر تو را بیرون انداختند، مجبور بودی برای این بیرون انداختن توجیه درست کنی بدان کلاه سرت گذاشتند. مجبور بودی تأویل کنی مجبور بودی توجیه کنی مجبور بودی به این و آن بپری، توی مجالس دوتا به این بگویی و سهتا به این بگویی مجبور بودی گناه را گردن این و آن بیاندازی مجبور بودی کارهای خودت را جلوی مردم به خاطر حفظ آبرو توجیه کنی بدان این چند سال کلاهت پس معرکه بوده اما اگر بیرونت کردند گفتند چرا؟ هِرهِر خندیدی! گفتی ای کاش چند سال پیش این کار را کرده بودند، اگر گفتند چرا آمدی بیرون؟ صاف نگاه کردی گفتی به به خدا خیرتان بدهد دستتان را هم ببوسم خدا خیرشان بدهد.
خدا رحمت کند مرحوم آقا رضوان اللَه علیه، در آن وقتی که در بیمارستان بودند برای ناراحتی کبدشان، کیسه صفرایشان، یک دکتری بود دکتر معالجشان خدا رحمتشان کند خیلی به مرحوم آقا علاقهمند بود دکتر منوچهر محمدزاده لاری در مشهد بود متخصص خون بود متخصص داخلی و خون بود، ایشان پزشک داخلی مرحوم آقا بود یعنی این بیماری بعد البته کار ایشان به آن دکتر توسلی که جراح بود به او منتقل شد یک روز این دکتر لاری ما در آنجا خدمت ایشان بودیم راجع به بعضی از قضایایی که خب طبعا اتفاق میافتد و حالا طرف خیال میکند که بله! دارد کار مهمی انجام میدهد ضربهای میخواهد بزند مثلا انتقامی بخواهد بگیرد یک کاری بکند ولی نمیداند که دارد خدمت میکند راجع به این قضیه داشت صحبت میکرد میگفت آقا فلان رفیق ما ایشان یک مسئولیتی داشت در همین دانشگاه و از همین اطبا و اینها بود و با مسئولیتش داشت کار میکرد بعضی از این آقایان و افراد، اینها خلاصه نسبت به ایشان آمدند کم لطفی کردند و ایشان را از آن پست و مقام انداختند، آقا نمیخواهیم بلند شو برو منزلت، خیلی ممنون و متشکر، حالا با تقدیر و یا بیتقدیر، طرف را روانه خانهاش کردند.
