
کیفیت تربیت خداوند متعال و اولیاء الهی
فقره دعاء: فيا من ربّاني في الدنيا باحسانه و تفضّله و نعمه و أشار لي في الاخرة إلي عفوه و كرمه معرفتي يا مولاي دليلي عليك و حبّي لك شفيعي إليك. 1 – دیدگاه های متفاوت افراد در ارتباط با کتاب گرانسنگ وظیفه فردمسلمان در حکومت اسلامی تألیف علامه طهرانی 2 – انتقاد های سست و بی پایه برخی از افراد نسبت به کتاب وظیفه فرد مسلمان. 3 – ذکر نامه مرحوم علامه طهرانی به استاد خود مرحوم انصاری با ذکر احوالات درونی خود و پاسخ مرحوم انصاری به ایشان. 4 – تفاوت در جات تقوي و قدس در بين علماء و روحانيون. 5 – اگرسالك راه خدا به حال خود و اعمال و كردار خويش بنگرد تفاوت میان خود و اهل دنیا را می یابد. 6 – ذکر سخنی عجیب از مرحوم علامه طهرانی مبنی بر توجه استاد کامل نسبت به شاگرد در رفع موانع . 7 – تعجب يكی از افراد طالع بین از زنده ماندن یکی از شاگردان مرحوم علامه طهرانی با وجود تلاش فراوان برخی برای ازبین بردن او. 8 – خطاب «ألَم يجدك يتيماً فآواي و وجدك ضالّاً فهدي» براي همه افراد بشر است واختصاص به پيامبر اکرم صلي اللَه عليه و آله و سلم ندارد. 9 – تمام علوم و معجزات اختصاص به پروردگار متعال دارد وانبیاء و ائمه علیهم السلام تنها مجرای فیض از ناحیه پروردگار می باشند. 10 – فرمایشات متفاوت امام علیه السلام بر اساس لحاظ دو جنبه وجودی آنحضرت می باشد.
کیفیت تربیت خداوند متعال و اولیاء الهی
توضیحات:
فقره دعاء: فيا من ربّاني في الدنيا باحسانه و تفضّله و نعمه و أشار لي في الاخرة إلي عفوه و كرمه معرفتي يا مولاي دليلي عليك و حبّي لك شفيعي إليك. 1 – دیدگاه های متفاوت افراد در ارتباط با کتاب گرانسنگ وظیفه فردمسلمان در حکومت اسلامی تألیف علامه طهرانی 2 – انتقاد های سست و بی پایه برخی از افراد نسبت به کتاب وظیفه فرد مسلمان. 3 – ذکر نامه مرحوم علامه طهرانی به استاد خود مرحوم انصاری با ذکر احوالات درونی خود و پاسخ مرحوم انصاری به ایشان. 4 – تفاوت در جات تقوي و قدس در بين علماء و روحانيون. 5 – اگرسالك راه خدا به حال خود و اعمال و كردار خويش بنگرد تفاوت میان خود و اهل دنیا را می یابد. 6 – ذکر سخنی عجیب از مرحوم علامه طهرانی مبنی بر توجه استاد کامل نسبت به شاگرد در رفع موانع . 7 – تعجب يكی از افراد طالع بین از زنده ماندن یکی از شاگردان مرحوم علامه طهرانی با وجود تلاش فراوان برخی برای ازبین بردن او. 8 – خطاب «ألَم يجدك يتيماً فآواي و وجدك ضالّاً فهدي» براي همه افراد بشر است واختصاص به پيامبر اکرم صلي اللَه عليه و آله و سلم ندارد. 9 – تمام علوم و معجزات اختصاص به پروردگار متعال دارد وانبیاء و ائمه علیهم السلام تنها مجرای فیض از ناحیه پروردگار می باشند. 10 – فرمایشات متفاوت امام علیه السلام بر اساس لحاظ دو جنبه وجودی آنحضرت می باشد.
کیفیت تربیت خداوند متعال و اولیاء الهی
13اگر میخواست جای امیرالمؤمنین را عوض بکند با یکی دیگر میتوانست، ابن ملجم بشود امیرالمؤمنین، امیرالمؤمنین بشود ابن ملجم مرادی، میتوانست. امیرالمؤمنین که دارد میگوید، الهی انت الغنی و أنا الفقیر، دارد این معنا را میفهمد که خدایا تو میتوانستی مرا ابن ملجم کنی، میتوانستی، عین این آب خوردن که من این لیوان را برمیدارم حتی از این راحتتر، بله یک مقداری چند کالری انرژی صرف شد تا اینجا آمد دیگر، یک دو سه کالری صرف شد اما برای خدا یک کالری هم صرف ندارد، تا إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيئاً أَنْ يقُولَ لَهُ كنْ فَيكونُ یس، ٨٢ همین قدر که امرش تعلق بگیرد شده، دیگر آن سلسله علل و اسباب، خود به خود در خارج محقق میکند، فقط امرش تعلق بگیرد. پس امیرالمؤمنین راست میگوید مناجاتش در مسجد کوفه راست است دروغ نیست بازی نمیخواهد دربیاورد.
این هنرپیشهها دیدید؟ میخواهند بیایند در شکل یکی دیگر [بازی] کنند اصلا شخصیت خودشان را به طور کل کنار میگذارند و شخصیت دیگری را در وجود خودشان پیاده میکنند، تقریبا یک سن پیتی، یک تبدل شخصیت، تبدل شخصیت برای ایشان پیدا میشود، اصلا کار او را میکنند. آدم نگاه میکند میبیند عجب آدمی است مثل یک لات میماند بابا اینکه قشنگ حرف میزد حرفهای خوبی میزد حالا رفته عین لاتها دارد حرف میزند این چه شده؟ این سن پیتی برایش پیدا شده، الان دارد آن شخصیت را اجرا میکند، عینا، اصلا آنهایی که ماهر هستند اصلا واقعا خیلی! بعضیها خیلی استاد هستند یعنی چنان در حال و هوای آن سوژه میروند که انسان خیال میکند واقعا خود آن شخص در آن واقعه قرار گرفته.
امام سجاد که این نبود امیرالمؤمنین که این نیست امیرالمؤمنین که دارد میگوید الهی انت المولا و انا العبد فهل یرحم العبد الا المولا، شخصیت عوض نکرده آن واقعیت دارد، واقعیت را دارد میبیند، امیرالمؤمنین، آن یا من ربانی فی الدنیا باحسانه را دارد با تمام وجودش لمس میکند که او پرورش داد و علی را علی کرد، آن کرد و الا همین امیرالمؤمنین یک برادری هم داشت عقیل، یک برادری داشت عقیل، در زمان خود امیرالمؤمنین رفت پیش معاویه، آدم خوبی بود عقیل، خیلی هم امیرالمؤمنین دوستش داشت از امیرالمؤمنین هم بزرگتر بود چون امیرالمؤمنین از همه کوچکتر بود چهارتا جعفر و طالب و عقیل و علی، امیرالمؤمنین، این چهارتا بودند دیگر، آن بزرگتر طالب بود که به پدرشان ابوطالب میگفتند امیرالمؤمنین از همه کوچکتر بودند و عقیل را هم خیلی دوست داشتند ولی عقیل امیرالمؤمنین نمیشود علی علی است این عقیل بلند میشود پیش معاویه برود البته وقتی معاویه از او درخواست میکند که به مطالب خلاف برود قبول نمیکند قبول نمیکند و قهر میکند و برمیگردد ولی بالاخره تو بلند شدی رفتی پیش معاویه، این را دیگر نمیتوانی انکارش کنی، رفتی.
