قابلیت رسیدن به بالاترین مدارج کمال برای همه انسان ها
15در مسائلی که پیش آمده بود از زمان بعد از زمان مرحوم آقا رضوان اللَه علیه و قضایا، بسیاری از افراد این مطلب را یک بار مطرح میکردند، آقا مگر مثل شما هم نبودند؟ چطور شما این مطالب را میفهمی؟ گفتم ذلِك فَضْلُ اللَه يؤْتِيهِ مَنْ يشاءُ، ما میفهمیم و باید عمل کنیم حالا ما بقیه را نمیدانیم، هر کسی یک وظیفهای یک مسئولیتی دارد، خب کاری نداریم به کسی، ما اصلا به کسی کار نداریم، ما که میفهمیم عمل میکنیم به کسی هم کاری نداریم. وقتی انسان یک چیزی را میفهمد خب این منت الهی شامل حال او شده و لطف الهی شامل حال او شده خب البته باید دعا کند که این لطف شامل همه هم بشود از این نعمت هم دیگران بهرهمند بشوند اما نباید در این قضیه بایستد چرا آنجا نشد؟ چرا آنجا نشد؟ چرا آنجا نشد؟ بابا قسمت تو که شده همین را بگیر و برو دیگر، معطل دیگر نکن، اینجا است که انسان همه دریچهها را به روی خود بسته میبیند و فقط یک دریچه را باز میبیند و آن دریچه دریچه عالم رُوح و ریحان و عالم تجرد و عالم ولایت است. تمام عوامل را به روی خود بسته میبیند فقط عالم طمأنینه و سکونت و عالم انس را باز میبیند. تمام اتکاها را پوچ و خیالی میداند فقط اتکا را این میداند.
یکی از رفقا و دوستان ما، نسبت به درس و این حرفها خب خیلی قوی بود و مجدّ بود و جدی بود و این حرفها، بارها به من میگفت که آقا ما یک نحوه دیگری، یک کار دیگری بکنیم به عبارت دیگری طرحی نو دراندازیم و بیاییم و چه بکنیم و برویم و با این مسائل امروز و خلاصه بپردازیم به کارهای خلاصه خارج از کارهای مسائل طلبگی، طلبه بود، در اینجا برویم فلان کار را بگیریم در آنجا برویم فلان کار را بگیریم من دیدم این دارد از محدوده فکری خودش و محدوده مسائل خودش دیگر دارد کم کم بیرون میآید، یک مقداری نصیحتش کردیم که آقاجان خداوند به شما استعداد داده، باید این استعداد را در راهش مصرف کنی، شما الان داری بیراهه میزنی فلان میکنی، دیدیم نه! نمیخواهد نسبت به این مسائل پایبند باشد و بعد خلاصه یک مطالب دیگری. هنوز چند صباحی از فوت مرحوم آقا نگذشته بود که یک مرتبه مبتلا شد مبتلا و تمام، تمام شد تمام شد پرونده بسته شد.

