به دست آوردن دل پدر و مادر، كلید راه خدا ومعرفت الهى
14خب چرا دیگر دست به شرارت میزنید؟ چرا دیگر آدم میکشید؟ چرا حمله به قرآن میکنید؟ این کارهایتان دیگر چیست؟ چرا جلوی راه و کاروان را میگیرید؟ این کارها را که کردند حضرت گفت نه دیگر، اینها مفسد هستند و باید دفع فساد بشود. آمدند و آنها را قلع و قمعشان کردند.
حالا ما هی بنشینیم آقاجان ذکر بگوییم هی بنشینیم تهجد کنیم و هی دلمان را خوش کنیم به این چیزها؟ نه! این فایده ندارد. ذکر میآید و بر آن عملی که گچ کار و معمار و بنا کرده است جلا میبخشد. شما قبل از اینکه این دیوار را رنگ کنید اگر بدانید که این دیوار نم دارد هرچه رنگ کنید میدانید فایده ندارد، اول باید نم دیوار گرفته بشود اول باید این باطن درست بشود قیرگونی باید بکنید نم را باید بگیرید وقتی خشک شد مطمئن که شدید، آن وقوت مشغول بشوید و رنگ کنید آن وقت این اتاق جلا پیدا میکند جمال پیدا میکند زیبا میشود و خب از نظر ظاهر تفاوت میکند. اما اگر باطن را درست نکردی ما هی بیاییم رنگ کنیم فردا دوباره پوسته میکند دوباره پس فردا رنگ کنیم هی پوسته میکند قضیهی ذکر هم همین است هرچه به گوشمان در روز .... شب کار میکنیم نماز میخوانیم ذکر میگوییم صبح تمام آنها صاف میشود غلتک، اینها که آسفالت میکند، صاف میکند همه را میبرد دوباره روز بلند میشویم شب بلند میشویم نمیدانم ذکر میگوییم سجده میگذاریم بیداری شب تحمل میکنیم دوباره روز در ارتباط با این و آن، همان تشویش و خاطرات و همان .....، صاف دوباره غلتک را صدا میکنیم بیا بابا .....، همه را صاف میکند میرود، دوباره پس فردا شب و پس فردا شب و همین طور هی میآید میرود جلو، ماه رمضان تمام میشود، صاف، ما هم صافیم، یر به یر، برابر شدیم، نه بالا رفتیم حالا به پایین آن کار نداریم بالاخره برابریم، گذشته.

