اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

به دست آوردن دل پدر و مادر، كلید راه خدا ومعرفت الهى

0
سال 1424

فقره دعاء: فيا مَن ربّاني في الدنيا بإحسانه و تفضّله و نعمه و أشار لي في الاخرة إلي عفوه و كرمه معرفتي يا مولاي دليلي عليك و حبّي لك شفيعي إليك. 1 – بیان دو مطلب مهم و اساسی درارتباط با جایگاه انسان براساس این فقرۀ شریفه از کلام امام سجاد علیه السلام 2 – ذکر قضیه ای در ارتباط با عملکرد نادرست معلّم مرحوم علامه طهرانی با ایشان. 3 – ملكيّت خداوند متعال بر همه امور حقيقي بوده و ملكيّت سایر موجودات اعتباري و زوال‌پذير. 4 – علامه طهرانی می فرمودند:كليد راه خدا و كليد معرفت الهي، به دست آوردن دل پدر و مادر است . 5 – پدر و مادر انسان در هر مسلك و مرامي که باشند بايد با آنها به محبت و لطف رفتار نمود. 6 – سالكي كه به پدر و مادر خود توجه نداشته باشد از سلوك ساقط مي‌شود. 7 – بیان حكايت كسي كه زن حامله‌اش را در حالي كه به او نياز داشت رها كرد و به زیارت کربلا مشرّف گردید. 8 – سخن مرحوم علامه طهرانی در ارتباط با فردی که مورد قهر وغضب ایشان واقع شده بود: من او را با دست خودم به قعر جهنم می اندازم 9 – سالكين دروغين چه افرادی می باشند. 10 – ذکر حکایتی در ارتباط با شخص مسلمانی که در اثر تبلیغات به دین مسیحیت گرویده است.

به دست آوردن دل پدر و مادر، كلید راه خدا ومعرفت الهى

2
  •  

  •  

  • أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم‌

  • بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم‌

  • وصلَّى اللَه عَلَى سیدنا و نبینا أبى‌القاسم مُحَمّدٍ

  • وعلى آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَى أعدائِهِم أجمَعینَ‌

  •  

  •  

  • معرفتى یا مولاى دلیلى علیک و حبى لک شفیعى إلیک و انا واثق من دلیلى بدلالتک و ساکن من شفیعى الى شفاعتک.

  • شناخت من ای مولای من، دلیل من به سوی تو است دلیل من بر تو است و حُبِّ من به تو، شفیع من به سوی تو است.

  • در شب گذشته خدمت رفقا عرض شد که معرفت برای انسان التزام می‌آورد کسی که معرفت دارد نمی‌تواند خود را از التزام بیرون بیاورد این جمع بین متنافیین است. تا وقتی انسان شناخت نداشته باشد یک تکلیف دارد و اگر شناخت داشت تکلیف او فرق می‌کند. بعضی‌ها می‌گویند خب ما از اول شناخت پیدا نمی‌کنیم تا کارمان مشکل نشود، نه این‌طور نیست دیگر، خب از اول به دنبال مطلب نمی‌رویم از اول به دنبال فهم نمی‌رویم از اول به دنبال .....! دیدید مردم می‌گویند آقا برای چه مسئله را می‌پرسی؟ تا نمی‌دانی کسی به تو کاری ندارد وقتی می‌پرسی کارت مشکل می‌شود! مردم می‌گویند دیگر. تا حکم را نمی‌دانی کسی کاری به تو ندارد وقتی که بدانی مطلب مشکل می‌شود، باید دیگر به آن عمل کنی! ولی مسئله این‌طور نیست. آن در جای خودش و این در جای خودش.

  • در شناخت موضوعات و ترتب احکام بر موضوعات در مواردی انسان احساس می‌کند که شارع مقدس سهل و آسان گرفته، خیلی متّه به خشخاش نگذاشته، اگر به این حکم پی بردی باید این کار را انجام بدهی اگر به این موضوع پی بردی باید این کار را انجام بدهی اگر متوجه شدی این‌جا نجس است باید آب بکشی اما شارع نگفته برو بگرد ببین این نجس است یا طاهر است؟ این حرف را نزده. اگر احساس کردی که این‌جا شبهه‌ناک است باید امساک کنی اما شارع نگفته منزل هر کسی می‌روی از او بپرسی آقا خمست را می‌دهی یا نمی‌دهی؟ آیا اموالی که به دست می‌آوری ربوی است یا نه؟ آقا این پولی که امروز به دست آوردی جیب مردم را زدی یا این‌که از مال حلال به دست آوردی؟ نه! این را از ما نخواستند این را از ما نخواستند. بله انسان احتمال شبهه را بدهد آن هم احتمال عقلایی، نه احتمال صرفاً در عالم تخیل و در عالم اعتبار، به آن احتمال عقلایی تکلیف متناسب با خودش تعلق می‌گیرد.