توضیح فرمایش امام سجاد علیه السلام «معرفتى یا مولاى دلیلى علیك»
14آن کسی که....، شروع شد، یعنی یک دفعه تغییر پیدا کرد و عجیب و فلان. رفتیم این را گرفتیم آن را گرفتیم این زمین را گرفتیم آن را فلان کردیم خیلی کارمان گرفت و هیچ چی، میگفت ما دیدیم این دیگر نیامد مسجد، دیگر مسجد نیامد و رفت که رفت. میگفت هشت ماه بعد، نه ماه بعد آمد منزل ما، یک جعبه شیرینی آورده بود یک کیلویی، از این نانهای اینقدری. این تشکر، این رفع گرفتاری که حاج آقا برای ایشان انجام دادند، این را گذاشت و رفت، میگفت: ایشان هم گرفت و میخندیدها، میگفت: اهل دنیا را نگاه کن. اهل دنیا را. آنی که نمازش پشت سر ما ترک نمیشد. حالا که دیگر کار [ش درست شده] یک جعبۀ یک کیلویی شیرینی آورده است که تشکر بعد هم گذاشت رفت، همین برود خوش باشد. میگفت حالا من میتوانم یک کاری بکنم، یک چیزی بکنم همه دوباره برگردد ولی نه، بگذار همان خوش باشد و در همان وضعیّت اصلاً سراغ ما نیاید، من دیگر چشمم به اینها نیافتد. نمیخواهم اصلاً بیفتد. مردم اینطورند. آن طرف، اما خدا نه اینطور نیست.
هم در گرفتاری سراغ آدم است هم در انسباط سراغ آدم میآید، در همه جا. در یُسر باشی بگویی یا اللَه میگوید لبیک، در عُسر باشی بگو یا اللَه بیشتر میگوید لبیک. چون توجّه بیشتر است. توجّه بیشتر است. آن فقط توجّه را میخواهد، آن فقط التفات را میخواهد، فقط همین را میخواهد و بَس. اما اینطرف را نگاه کنیم میبینیم نه، اینجور نیست. آنچه را که در جنبۀ وحدت و در جنبۀ حقّ و در جنبۀ توحید در نظر میگیریم، خلافش را و مقابلش را شما در این طرف در نظر بگیرید. آنجا حقّ است اینجا ظلم است. آنجا عدل است اینجا بیانصافی است آنجا رحمت است اینجا قساوت است. آنجا رأفت است اینجا جلب توجّه به سمت خود است آنجا توحید است اینجا انانیّت است. هر چی، هر چی. هر چه در آنجا صفات پروردگار را در نظر بگیرید وقتی که میآیید در میان مردم میبینید نه. در میان مردم خِلافش است و فرقی هم در این قضیه نمیکند آقا، بین معممش و غیر معممش و بین تاجرش و بین بازاری، بین دکتر و بین مهندس و....، هیچ فرقی نمیکند، ابداً فرقی نمیکند. تا این نفس باقی است این مقابله باقی است. نفس از میان برداشته بشود هر دو با هم یکی میشود، هر کسی میخواهد باشد. هر کسی میخواهد باشد و در هر جا میخواهد باشد. این مقابله برداشته میشود.

