
اهمیت مساله رفیق در مسیر سیر و سلوک
فقره دعاء: معرفتي يا مولاي دليلي عليك و حبّي لك شفيعي. 1 احساس نياز، انسان را به سمت مطلوب ميكشاند و اين احساس بر اساس شناخت و معرفت پيدا ميشود. 2 – اهميت دادن علامه طهراني رضوان اللَه عليه به برگزاري مجالس اعياد اسلامي به خصوص نيمه شعبان و عيد غدير. 3 – مرحوم علامه طهرانی رضوان اللَه علیه بعد از خود هیچ فردی را بعنوان وصیّ خود در امور طریقت و عرفان معیّن نکردند. 4– تلاشهاي بی وقفۀ استاد طهرانی برای خاموش کردن فتنه ایجاد شده بعد از رحلت مرحوم علامه طهرانی وحفظ مرام ومسلک ایشان . 5 – تأکید اولیاءالهی بر داشتن رفیق در حرکت و سیر بسمت پروردگار متعال. 6 – اگر انسان رفيق راه نداشته باشد با نارفيق عمر خود را به بطالت خواهد گذراند. 7– خطر نداشتن رفیق و همراه در مسیر حرکت بسوی پروردگار متعال بمراتب بیشتر است از داشتن رفیقی که دارای عیب است. 8 – در صورتی نماز شب اثر مطلوب را برروی نفس می گذارد که شخص میان خود وشخصی که خوابیده است تفاوتی نبیند.
اهمیت مساله رفیق در مسیر سیر و سلوک
توضیحات:
فقره دعاء: معرفتي يا مولاي دليلي عليك و حبّي لك شفيعي. 1 احساس نياز، انسان را به سمت مطلوب ميكشاند و اين احساس بر اساس شناخت و معرفت پيدا ميشود. 2 – اهميت دادن علامه طهراني رضوان اللَه عليه به برگزاري مجالس اعياد اسلامي به خصوص نيمه شعبان و عيد غدير. 3 – مرحوم علامه طهرانی رضوان اللَه علیه بعد از خود هیچ فردی را بعنوان وصیّ خود در امور طریقت و عرفان معیّن نکردند. 4– تلاشهاي بی وقفۀ استاد طهرانی برای خاموش کردن فتنه ایجاد شده بعد از رحلت مرحوم علامه طهرانی وحفظ مرام ومسلک ایشان . 5 – تأکید اولیاءالهی بر داشتن رفیق در حرکت و سیر بسمت پروردگار متعال. 6 – اگر انسان رفيق راه نداشته باشد با نارفيق عمر خود را به بطالت خواهد گذراند. 7– خطر نداشتن رفیق و همراه در مسیر حرکت بسوی پروردگار متعال بمراتب بیشتر است از داشتن رفیقی که دارای عیب است. 8 – در صورتی نماز شب اثر مطلوب را برروی نفس می گذارد که شخص میان خود وشخصی که خوابیده است تفاوتی نبیند.
اهمیت مساله رفیق در مسیر سیر و سلوک
16همۀ ما گیر داریم ولی صُحبت در این است آیا ما با همین گیرها بهتریم یا افراد دیگری که اصلاً هیچ ارتباطی ندارند؟ کدام؟ در کفّۀ ترازو وقتی این دو مسأله را قرار بدهیم کدام ترجیح دارند؟ کدام میچربند؟ وانگهی خُب هر کسی با آن کسی که از نظر سنخیّت، از نظر افکار، از نظر چی، بیشتر اُنس بگیرد بسیار خُب، حالا انسان فرض کنید که صد تا رفیق دارد، دویست تا رفیق دارد با چهارتای از آنها بیشتر گرم میگیرد، با چهار تا از آنها بیشتر اُنس دارد، نه اشکال ندارد. همیشه بوده زمان مرحوم آقا هم بوده. اُنس بیشتر طرد رفافت را که نمیکند، رفیق است سر جایش محفوظ. یک رفیقی هست حرف انسان را نمیفهمد یعنی سِعۀ فهم او پایینتر است خُب مسلم انسان نباید با او این حرف را بزند در عین رفاقت. شما به بچّۀ خودتان در خانه هر چه بخواهید میگویید؟ نمیگویید، تحمّل ندارد، به بچّۀ بزرگتان میگویید ولی به آن بچّۀ پنج سالتان نمیگویید، آن تحمّل ندارد، آن تحمّل دارد. سِعۀ افراد در این مسأله متفاوت است، این طرد رفاقت را نمیکند.
خُب حالا ما بلند شویم بیاییم بگوییم که این که اینطور، این که این عیب را دارد، بابا خودت هم صد عیب بدتر از آنها داری. هیچ به خودت رسیدی که همان عیبی که داری به بقیّه میگیری بقیّه هم دارند به تو میگیرند؟ به این فکر کردی؟ یا نه، تا میخواهد قضیّه به خودت بیاید، نه من یک همچین چیزی نیستم بیخود کردند غلط کردند. عیبی که من به آنها میگویم درست است. به من عیب اصلاً تعلّق نمیگیرد. رفقا! نفس اجازه نمیدهد که ما عیب بخود بگیریم، این خطر است. آنی را که ما داریم نسبت به افراد دیگر به عنوان منقصت میشماریم، ده برابرش متوجّه خود ماست. منتهی چون نفس مبارک خیلی در مقام عزّت و استعلاء تشریف دارند و خود را مبرّی و منزّه از هر رین و شین و عیب میدانند، لذا تمام تیرها را متوجّه این کرده است. این، این است، این، این است این میگویند فلان میکند. آن، آن میکند. آن نسبت به من این حرف را میزند آن نسبت به من این را میگوید آن اشتباه میکند آن چی میکند؟
