
لزوم معرفت به تکالیف و عمل بر اساس آن
مرحوم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در این جلسه به مسئله لزوم معرفت به تکالیف شرعی در سیر و سلوک پرداخته است و به این نکته اشاره دارد که لزومی ندارد افراد به تمامی جزئیات احکام وسواس داشته باشند. ایشان تحقیق و بررسی های وسواسگونه را یکی از موانع در راه سالک الی الله میداند و در ضمن افراد را از هرگونه لاابالیگری در انجام و آموختن تکالیف منع میکند. مرحوم استاد حسینی طهرانی با ذکر نمونههایی از تاریخ اسلام و سیره اولیای الهی، تبیین میکند که اصل اساسی در سلوک، مراقبه است و پرداختن به اوراد و اذکار صرفا بخشی از آن میباشد.
لزوم معرفت به تکالیف و عمل بر اساس آن
توضیحات:
مرحوم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در این جلسه به مسئله لزوم معرفت به تکالیف شرعی در سیر و سلوک پرداخته است و به این نکته اشاره دارد که لزومی ندارد افراد به تمامی جزئیات احکام وسواس داشته باشند. ایشان تحقیق و بررسی های وسواسگونه را یکی از موانع در راه سالک الی الله میداند و در ضمن افراد را از هرگونه لاابالیگری در انجام و آموختن تکالیف منع میکند. مرحوم استاد حسینی طهرانی با ذکر نمونههایی از تاریخ اسلام و سیره اولیای الهی، تبیین میکند که اصل اساسی در سلوک، مراقبه است و پرداختن به اوراد و اذکار صرفا بخشی از آن میباشد.
لزوم معرفت به تکالیف و عمل بر اساس آن
15حضرت میفرماید: تا مادامی که حتّی تَجِدُ لَکَ سبیلًا تا وقتی که برای او یک راهی مییابی، یک محملی پیدا میکنی چرا گمان بد میبری؟! این گمان بد بردن، شرِّ اولش به خود ما برمیگردد! دل ما را بر میگرداند، نفس ما را بر میگرداند، آشوب به وجود میآورد [و در نتیجه] دیگر نمازمان نماز نیست، قرآنمان فقط یک لقلقۀ زبان است. نماز شبمان فقط یک خم شدن و رکوع است، ذکرمان فقط یک عادت است. همین عادت! ده سال هم میگذرد هیچ خبری هم نیست! هیچ! چرا؟! چون عمل نشده است، عمل نشده است!
سلوک یعنی مراقبه
هزار بار گفتم و بیش از هزار بار از بزرگان شنیدم که فرمودند: «سلوک فقط ذکر نیست آقا جان! سلوک نماز شب نیست، سلوک قرآن نیست. سلوک یعنی مراقبه.» این [نوع رفتار در قبال افراد] مراقبه است. ذکر و نماز شب و وِرد و قرآن و امثالذلک میآید مراقبه را تثبیت میکند. تثبیت میکند.
آن کسی که ذکر میگوید و افتخار میکند که اهل ذکر است و اهل نماز و امثالذلک، وقتی یک خبر از یک جایی میشنود، بدون آنکه صاحب آن خبر را ببیند، قبل از اینکه با او ملاقات کند، بلند میشود میرود این طرف و آن طرف [مطلب را نقل میکند]. اولاً خودش مثل سماور به جای صد درجه، هفتصد درجه جوش میآورد و بعد هم بلند میشود این طرف و آن طرف میرود نقل میکند[که]: فلانی پشت سر من این را گفت، فلانی پشت سر من این را گفته، فلانی آمد علیه من در آن مجلس این مطلب را گفت، بعد وقتی که یکدفعه معلوم میشود که اصلاً یک همچنین چیزی دروغ محض و کذب محض بودهاست، خُب حالا بنشین هِی ذکر بگو، [به جای] چهارصد دفعه یونسیه چهار هزار دفعه بگو، چهل هزار دفعه بگو، چهارصد هزار دفعه بگو، لا اله الا الله هزار تا را یک میلیون در روز بگو! چه شد؟! هیچ! لذا میبینیم هیچ فایدهای ندارد. کسی که زحمت یک تلفن به خودش نمیدهد و بدون اینکه اطلاع [دقیق داشته باشد حرف میزند، ذکر گفتنش فایدهای ندارد]. پس این دستورات برای کیست؟! این دستورات واقعاً برای چیست؟
