اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهمیت تحصیل علم همراه با تهذیب نفس و مراقبه

0
سال 1426

فقره دعاء: معرفتي يا مولاي دليلي عليك و حبّي لك شفيعي إليك. 1 – میزان تعهّد والتزام افراد بر اساس مقدار معرفت وشناخت ایشان می باشد. 2 – از اسرار سلطان كسي باخبر است كه معرفت او از همه بيشتر و نزد سلطان مقرب‌تر باشد. 3 – تحصیل علوم وبدست آوردن معلومات بدون تهذیب نفس ومراقبه منجرّ به رشد وتکامل انسان نمی شود. 4 – هدف از مطالعه وخواندن اشعار ومطالب اولیاءالهی چه می باشد. 5 – مطالب واشعار اولیاءالهی همچون اشعارحافظ شیراز ومولانا جلال الدین از طرف امام علیه السلام برقلب ایشان افاضه والهام شده است. 6 – بیان تفاوت جوهری میان اشعار حافظ شیراز واستاد سخن سعدی.

اهمیت تحصیل علم همراه با تهذیب نفس و مراقبه

7
  • یک دفعه در همان زمانی که مرحوم آقای حداد تشریف آورده بودند ایران، یک شب یکی از این رفقا ایشان را دعوت کرد منزلش. البته تقصیر نداشت چون. خب ایشان رفقای خاصّی داشتند مرحوم آقا بودند رفقای خاصّ و اینها، رفته بود یک شخصی را یک شیخی را که نمی‌دانم الآن فوت کرده یا نه؟ ظاهراً فوت کرده، این را هم دعوت کرده بود. یعنی اصلاً ارتباطی نداشت به این، به صرف اینکه بعضی از اوقات با آقا یک سلام و علیکی دارند آمده بود او را هم دعوت کرده بود در آن مجلس. این وقتی آمد، عجب آدم بی‌تربیتی! رو کرد به آقا و آقای حداد به خصوص آقای حداد، رو کرد به ایشان، گفت یک زحمتی کشیده شده است در امشب، غذایی طبخ شده است، پولی صرف شده، خرجی شده است، مجلس را به نحوی قرار بدهیم که این صرفها حرام نشود، عجب آدم نفهم! سوالی مطرح کنیم بحث علمی مطرح کنیم در اینجا که از این مجلس استفادۀ علمی برده بشود و خلاصه این زحمت حرام نشود، این همین‌طوری زحمت کشیده شده. خدا بیامرزد این مرحوم حاج اسماعیل دولابی، آن موقع آنجا بود، گفت: سوالی دارید از من بکنید چرا می‌خواهید از آقای حداد بکنید؟ گفت من می‌خواهم از ایشان سوال کنم. گفت تو جواب سؤالت را می‌خواهی چکار داری کی جواب می‌دهد؟ هیچی! آن هم دیگر اصلاً به طور کلّی.

  • حالا او تصوّر می‌کرد حالا به خیال خودش، حالا اگر یک مجلس به سکوت بگذرد این بطالت است، این دیگر خلاصه...! آن نمی‌فهمید که در سکوت این اولیاء خدا آن چه را که می‌دهند شاید خیلی بیشتر از صحبت و آمدن و نشستن و هی حرف زدن و آقا اینجامان گیر دارد و آقا آنجامان گیر دارد و...! بله؟ از این چیزها. خیلی مرحوم آقا عصبانی شدند، خیلی عصبانی شدند، و بعد به آن صاحب خانه گفتند که به چه حقّی تو آمدی این را دعوت کردی؟ برای چه آمدی این را دعوت کردی؟ ما تصوّر می‌کنیم حالا شبها بیاییم اینجا و حرف نزنیم، شبهای ماه رمضان به بطالت می‌گذرد! نه آقاجان! آنقدر که رفقا از خواندن قرآن و دعای افتتاح نصیب می‌برند از مطالب بنده نصیب نمی‌برند، صاف دارم به شما می‌گویم. می‌خواهید قبول بکنید می‌خواهید نکنید. حالا اگر من تصوّرم این باشد که بالأخره بیاییم با رفقا بنشینیم و خلاصه وقتی که ماه رمضان تمام می‌شود می‌گویند که بله این آقا هم برایمان صحبت کرد و ما هم توی دل خودمان خوشحال که این ماه رمضان این صحبتها را کردیم. این نیّت که بیاید این کار من می‌شود تئاتر، می‌شود هنرپیشگی والسلام. هیچ شوخی نداریم. امام سجاد با کسی شوخی ندارد.