شرط اول در حرکت الی اللَه معرفت و یقین به راه
12امّا ولیّ خدا چه؟ آرام است ساکن است ساکن است. تمام عالم، ایران که سهل است افغانستان و عراق و قفقاز و ترکمنستان هم بیاید ضمیمه بشود که بشود، تمام آسیا، خاورمیانه، استرالیا، آمریکا، اروپا همه بیایند دست به دست هم بدهند یک مطلب را بگویند این نشسته میگوید، نخیر! نیست، نخیر. همچین آرام و محکم و بدون دغدغۀ خاطر، چرا میگوید نه؟ مشخص است قضیّه، مطلب روشن است، مطلب برایش واضح است. الآن همه بیایند بگویند آقا این چراغها همه خاموش است این پنکهها همه کار نمیکند، ساکن است، همه بیایند بگویند آقا، شما میگویید چه؟ میگویید اگر خاموش است چطور داریم همدیگر را میبینیم؟ این همسایه بیاید بگوید آقا شما اشتباه میکنید این چراغ خاموش است تاریک مطلق است، آن یکی هم بیاید آن یکی هم بیاید همه بیایند. شما میگویید چه؟ میگویید این عقلش را از دست داده، نمیگویید من اشتباه کردم. خطا را میبرید روی مخاطب، به خود نمیگیرید، اگر آمدید به خود گرفتید باختید. به جای اینکه روی مخاطب و روی متکلّم، یعنی روی متکلّمی که این مطالب را میگوید آن افراد، این افرادی که از امتحان سر بر آوردند اینها کسانی بودند که صد برابر هم میشد این اوضاع باز میگفتند اینها اشتباه میکنند. این مسأله اشتباه است. مطلب این نیست، مسأله به این کیفیت نیست.
امیرالمومنین علیه السّلام، حضرت دارد میآید میگوید: این جناب عثمان را دستش نزنید، بگذارید همینطور باشد، بگذارید باشد تا عمرش را بکند حالا خدا هر چه خودش میکند، یک آجر بیاورد از سقف [بخورد در سرش و] بمیرد، شما نکشیدش، حصبه و وبا بگیرد بمیرد، شما کاریش نداشته باشید. ولی نیست ظلم است، نیست جور است، نیست ظالم بوده، نیست خراب کرده بوده، نیست فساد راه انداخته بوده، جوّ آن زمان و جریانات مساعدِ براندازی و کودتا، این جریانات باعث شد که کلام امیرالمومنین روی زمین باشد. کودتا بود دیگر، جریان جریان کودتا بود. قضیّه روی زمین بماند. شما مگر نمیخواهید به راه خدا بروید؟ خب علی اینجا نشسته به عهدۀ او، به تو چه مربوطه؟ میخواهی چکار کنی؟ میخواهی حکومت اسلامی بکنی؟ این که خودش صاحب حکومت اسلامی است میگوید نکن، این که خودش غصب شده است، خودش مظلوم است، حق این را الآن گرفتند، خودش الآن مسلوب الاختیار و مسلوب الآنتخاب [است]، خود این دارد میگوید نکن. میگوید انجام نده. ما میگوییم نه! ما بهتر از تو میفهمیم! بعضیها امروزه در آمدند میگویند نه! علی گرچه به حسب ظاهر میگفته نه، ولی در باطن تحریک میکرده! همان حرف معاویه را که شما زدید! شما هم که همان حرف معاویه را زدید! پس معاویه راست میگفته که علی قاتل عثمان است، راست میگفت دیگر. اینها هم همان آدمها هستند، همانهایی که این مقاله را مینویسند، همانی که این حرف را میزند، این هم همان احساس همان موقع را دارد که اگر امیرالمومنین الآن بیاید، حرف امیرالمومنین را الآن میگذارد کنار، میگوید نه. اگر پیغمبر بیاید حرف پیغمبر را میگذارد کنار میگوید نه، همان تقصیر میکند حلق نمیکند، همین همین است. منتهی الآن دارد مقاله مینویسد الآن دارد کتاب مینویسد الآن دارد درس میدهد، این همان است. منتهی آن هزار و چهارصد سال پیش بود این هزار و چهارصد سال بعد آمده، تفاوتی نمیکنند. و الاّ توی آنها هم عالم بودند، نه! افراد فاضل و اینها هم در آن زمان بودند دیگر.

