شرط اول در حرکت الی اللَه معرفت و یقین به راه
14پس بنابراین راهی که انسان میرود باید این راه با یقین باشد یک قدم با یقین ـ مرحوم آقا میفرمودند، رضوان اللَه علیه از هزار قدم با شک جلوتر است! یک قدم با یقین. نماز میخوانید، نماز اگر نمازِ با شک باشد فایدهای ندارد. روح ندارد. نماز باید با یقین باشد با اطمینان باید نماز باشد. آدم وسواسی چرا نمازش فایده ندارد؟ همهاش با شک است، طاهرم یا نیستم؟ لباسم نجس است یا پاک است؟ رو به قبله هست یا نیست؟ والضالین، ضادش از آنجا در میآید یا از بالاتر در میآید؟ آن از حلق است یا از زیر حلق است؟ همین! تمام دائماً در حال شک و اینها. هیچ فایدهای ندارد هیچ ارزشی ندارد. اصلاً ارزش ندارد. نماز باید درست باشد. نماز باید با حال آرامش باشد. الآن خدا از من این تکلیف را خواسته، همین را من انجام میدهم و هیچ کار دیگر هم نمیکنم. یک قدم با یقین از هزار قدم با شک بالاتر است چرا؟ چون در شک قصد نیست، تردد است. نمیدانم است. نمیدانم. وقتی نمیدانم باشد این نمیدانم میآید یک حجابی میشود روی قلب، وقتی آن حقیقت و باطنِ عمل میخواهد بیاید وارد قلب بشود به این حجاب که میرسد میایستد. هزار رکعت نماز با شک بخوانید به اندازۀ یک بسم اللَه الرحمن الرحیمِ بدون شک ارزش ندارد. یک بسم اللَه، هزار رکعت بخوانید، هزار قدم بروید ولی بدون اجازه باشد، هیچ ارزش ندارد. هزار سال عبادت کنید.
مگر امام صادق علیه السّلام نفرمود: کسی که تمام دهر را روزه بگیرد عمر نوح را بکند بین صفا و مروه بمیرد، فلان بکند، ولایت ما اهل بیت را نداشته باشد یک ذرّه برای او اینها ارزش ندارد چرا؟ پوست است. پوست که قیمت ندارد. عمل بدون قرآنِ ناطق که ارزش ندارد، عمل بدون ولایت که ارزش ندارد. لذا اینهایی که میگویند بیایید حالا فردا ببینید چه میشود، خواهید دید، همین مکتبهای درویشها و فلان و این چیزها، اینها که بوده و هست و مردم را اغفال میکنند مردم را گمراه میکنند مردم را به تخیّلات و اعتبارات و اینها میبرند همۀ اینها هباءً منثورا است. هیچ ارزش علمی ندارد و هیچ ارزش راه ندارد.

