اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

شرط اول در حرکت الی اللَه معرفت و یقین به راه

14822
سال 1426
نسخه عربی

شرط اول در حرکت الی اللَه معرفت و یقین به راه

16
  • در کتاب روح مجرّد که رفقا دیدند، چرا مرحوم آقا به مرحوم آقای مطهری یا به آقای کرمانشاهی ـ سَلَّمَهُ اللَه ـ ایشان می‌فرمایند: برو پیش ایشان و با ایشان ملاقات کن، با آقای حداد، و امتحان کن و هر مطلبی داری در میان بگذار، با این ضرس قاطع، هر مطلبی داری در میان بگذار آن موقع تصمیم بگیر. چرا این مطلب را گفتند؟ چون می‌دانند که اینطرف چه خبر است، می‌دانند چه خبر است. اگر مرحوم مطهری می‌رفت پیش ایشان و از ایشان راجع به راهش و مسأله‌اش و مطالبش سوال می‌کرد و او نمی‌توانست جواب بدهد و جواب نمی‌داد یا در جواب می‌ماند، آنوقت مرحوم آقا چه جوابی به آقای مطهری داشتند که بدهند؟ ایشان می‌گفت بابا رفتیم و امتحان هم کردیم و اینطور هم نبود. آنوقت باز مرحوم آقا می‌گفتند برو، حالا برو فردا می‌بینی حالا برو بعد می‌بینی، حالا تو برو، حالا برو دستور بگیر حالا تو....، می‌گوید آقا ما را سر کار گذاشتی؟ شما اول می‌آیید می‌گویید برو امتحانش کن حالا که امتحان کردیم خراب شد قضیه، حالا باز هم می‌گویید برو؟ یعنی چه؟ یعنی چه برو؟ یعنی چه؟ اینکه با این ضرس قاطع می‌گوید برو و امتحان کن و هر چه می‌خواهی بپرس برای چیست؟ برای اینکه حجیّت حجیّت ذاتیست. این دیگر نیاز به سفارش ندارد، اینکه دیگر نیاز به واسطه ندارد. آقا هست، آن، الآن این چراغ روشن است. حجیّت شعاع برای این چراغ حجیّت ذاتیست چون نیاز به واسطه ندارد. نیاز ندارد شما بیایید به من بگویید آقای طهرانی نگاه کنید این روشن است. بنده به واسطۀ حرف شما بگویم بله چشم چشم روشن است، نه، خودم نگاه، چشمم را باز می‌کنم می‌بینم، واسطه نمی‌خواهد پیغام نمی‌خواهد. حجیت این چراغ برای خود و دلالتش دلالت ذاتیست. اینی که می‌گوید برو پیش آقای حداد چرا؟ چون آقای حداد خورشید است، چراغ است، نمی‌تواند انکار کند، بخواهد هم نمی‌تواند. لذا تمام زورش را به کار می‌برد، از تمام معلوماتش بهره می‌گیرد، از تمام امکاناتش استفاده می‌کند، تمام آن چه را که در ذهنش می‌تواند به عنوان ضعف به آقای حداد نسبت بدهد همۀ آنها را می‌آورد جلو و بسته می‌شود. دیگر هیچی نمی‌ماند، وقتی نماند دیگر ول می‌دهد، قضیه را ول می‌دهد.