شرط اول در حرکت الی اللَه معرفت و یقین به راه
17و الاّ اگر باز هم توی ذهنش یک ضعفهایی بود میآمد میگفت بله بله ایشان مرد بزرگی است و خلاصه با ایشان ما صحبت کردیم، امّا هنوز یک نکاتی در....، ایشان میگفتند چه؟ خب باز هم برو، برو اینقدر برو تا ضعفت تمام شود. نمیگفتند نه! ضعفت را بگذار کنار احساس نقص را بگذار کنار و قبل از اینکه ضعف و نقص و توهم اینها مرتفع شده باشد برو پیششان، اگر میگفتند کار ایشان اشتباه بود. اگر مرحوم آقا این حرف را میزدند این عمل خطا بود. بدون برو برگرد، یعنی بنده فرزند ایشان حکم به بطلان و به خطا نسبت به ایشان میکردم چرا؟ چون ما اینطوری یاد نگرفتیم. منطق اینطور حکم نمیکند. مکتب امیرالمؤمنین و مکتب رسول اللَه و مکتب امام صادق این نیست. مکتب امام زمان این نیست. امام زمان حق است و مکتب او هم حق است. در مکتب امام زمان شک راه ندارد، شبهه راه ندارد، شبهه راه ندارد.
آقای خسروشاهی کرمانشاهی هم همینطور، نسبت به ایشان هم همینطور. میگویند آقا شما که داری از اسفار از ایشان میپرسی، شما که از فصوص محیی الدّین داری میپرسی، از خود محیی الدّین و صدرالمتألهین که ایشان بهتر دارد جواب میدهد. پس دیگر چه میخواهی؟ میگوید پس این حرفهایی که راجع به عرفا میزنند چه؟ اِه اِه اِه! چه شد؟ خیلی ببخشید خیلی ببخشید اگر حالا یک عده بیایند راجع به خود سرکار یک حرفهایی بزنند شما به حرفهای آنها استناد میکنید؟ بیایند بگویند آقای فلان این است شما چه میگویید؟ اگر مرحوم آقا همان موقع در میآمدند به او میگفتند آقا پس اگر یک عده بیایند راجع به شما بگویند ایشان فلان و فلان و فلان است خب پس بپذیریم دیگر، ما دیگر قبول کنیم دیگر. چون آنها میگویند! آنها میگویند آقای مثلاً کذا این است، آنها میگویند آقای کذا اینطور است. خودت اینجا اهل علمی، آقا داری امتحان میکنی، به حرف این و آن چکار داری؟ راجع به عرفا این را میگویند! خب راجع به عرفا چه میگویند؟ میگویند وحدت وجودی هستند؟ خب آقای حداد میگوید بله بنده وحدت وجودیم وحدت وجود مگر چه چیزیش هست؟ عرفا چه هستند؟ چکار کردند آخه که حالا شما دارید میگویید؟ خود این را داری میبینی نمازش را داری میبینی روزهاش را داری میبینی سجدهاش را داری میبینی غذایش را داری میبینی خوابش را میبینی همه را خودت داری میبینی توی خانهاش هستی. اینجاست که انسان دیگر باید واقعاً به خدا پناه ببرد. خورشید در مقابل و ما چشمانمان را میبندیم. حق در مقابل و ما به وساوس و احساسات و اینها متشبث میشویم. خیلی مسأله مهم است، خیلی مسأله مهم است.

