شرط اول در حرکت الی اللَه معرفت و یقین به راه
3یک نفر آمده بود در اینجا، چند ماه پیش، به من میگفت که شما حالا بیا حرف فلان شخص را گوش بده، گفتم خب چرا بیایم حرف آن را گوش بدهم حرف شما را گوش میدهم. شما چه امر میفرمایید؟ هر چه امر میفرمایید میگذاریم [روی چشم]، اگر قرار بر این هست که بدون دلیل شما به من....، کی این حرف را میزد آقا؟ کسی که خودش ادعای اجتهاد میکند، کسی که خودش ادعای استنباط میکند. و بعید هم نیست مجتهد باشد، و مجتهد هم هست یعنی تقلید نمیکند. ولی میخواهم این را بگویم که چقدر ما پایه و اساسمان سست است و چقدر ما نسبت به مطالب داریم سست برخورد میکنیم و بی تأمّل داریم نگاه میکنیم. آقا بیا حرف فلانی را حالا گوش بده خیرش را میبینی. خب میروم حرف این بقّال سر کوچه را گوش میدهم! همین طوری بهش گفتم، گفتم که خب اگر قرار است بدون دلیل من یک چیز را گوش بدهم خب این چند تا بقّال و آهنگر و چند نفر هستند، میروم یکی یکی میگویم آقا راجع به فلان قضیه نظر حضرت عالی چیست؟ اول یک خورده به ما نگاه میکند، آخه اینها که این حرفها را سر در نمیآورند.
یک دفعه ملانصرالدّین داشت از یک جایی گذشت، دید یک دهاتی هیزم بار الاغش کرده دارد میآورد، رفت جلو گفت این حطب مرتب، حطب یعنی هیزم، این حطب مرتب بر حمار أسْوَدُ اللَّوْن را هر رطل شرعی به چند درهم در معرض بیع و شراء در میآوری؟ دهاتی نگاهی به او کرد گفت اگر میخواهی هیزم بخری منی اینقدر، اگر میخواهی دعا کنی مسجد آنجاست. حالا ما بلند شویم، اگر قرار بر این است که همینطوری یک چیزی بپرانیم و آن هم یک چیزی بگوید ما هم گوش بدهیم، خب پا میشویم میرویم از این قصاب و بقال و آهنگر و حلبیساز گرفته، میگوییم آقا نسبت به این قضیّه....؟ میگوید چه میگویی آقا؟ چه هست؟ اصلاً حرفت چیست؟ آقا شما به بنده دستور سلوکی بدهید. میگوید سلوک چیست؟ دولوک چیست؟ این حرفها چیست میزنی؟ شما به من برنامۀ کذا بدهید، تفکّر در نفس بدهید. میگوید آقا این حرفها ما سرمان نمیشود اگر گوشت میخواهی بخری کیلویی اینقدر است، با استخوانش اینقدر است بیاستخوانش اینقدر است. اینها هم همین است.

