شرط اول در حرکت الی اللَه معرفت و یقین به راه
6حالا امیرالمؤمنین هر چه فریاد بزند که کلام اللَه ناطق منم، قرآن ناطق منم، منم که این آیات را برای شما تفسیر میکنم، منم که این آیات را برای شما معنا میکنم. منی که این آیات را دارم معنا میکنم میگویم این قرآنها را بزنید، میگویند اِ! مگر میشود؟ آن وقت کاغذ و مرکّب را بر حقیقت و معنا و باطن قرآن آمدند ترجیح دادند. کاغذ، همین کاغذی که کاه است، پنبه است پوست است، چوب است، مرکب است. قرآن بدون امیرالمومنین کاه است، کاه، کاه، چوب است چوب درخت است. آن قرآنی برای انسان معجزه است که پشتش امیرالمؤمنین باشد. او بیاید بگوید مقصود این آیه چیست مقصود آن آیه چیست. و این قرآن آن وقت برای ما ارزش دارد. قرآنی برای ما مفید است که امام صادق این قرآن را برای ما تفسیر کند. نه ابوهریره و نه کعب الاحبار و نه ابوحنیفۀ که بغض اهل بیت را تا دم مرگش در سینۀ خود حفظ کرد و نگه داشت. اینقدر این مرد معاند بود. همین ابوحنیفه، که امروزه الحمداللَه خیلی طرفدار پیدا کرده. به عنوان مفاخر اسلام و به عنوان شخصی که مدافع هست و مقالاتی امروزه دارند راجع به او مینویسند، به عنوان حامی مکتب اسلام الآن دارند معرفیش میکنند و به عنوان عجیب! محبّ امام صادق! این دیگر خیلی عالی است. یعنی شب را روز، روز را شب، سیاهی را سفیدی، دارند اینطور معرفی میکنند. ولی خب تاریخ که عوض نمیشود، اصلاً بگویید ابوحنیفه از امام صادق ـ نعوذ باللَه ـ بالاتر است! مبارکتان باشد. خدا شما را با همان ابوحنیفه محشورتان کند دست ما را هم از دامن امام صادق کوتاه نکند.
این قرآن برای ما ارزش دارد. قرآنی که اهل بیت به ما بگویند بخوان و اینطور معنا کن و اینجور معنا کن، این قرآن برای ما اهمیّت و ارزش دارد. و الاّ کاغذ است این همه کتاب چاپ شده، یکیش هم قرآن. این همه کتاب عربی چاپ شده یکیش هم قرآن. کتابهای عربی، روزنامه، مجلّه، فلان، این حرفها. چون امام علیه السّلام باطن قرآن است. حالا امیرالمومنین علیه السّلام میفرماید: باطن قرآن منم، حقیقت قرآن منم، تو به من باید سر بسپری تا این کتابُ اللَه در نفس تو جای بگیرد. به من سر سپردی آن وقت آیات قرآن برای تو نور میآورد. الآن این سنّیها نیستند که همۀ قرآن را همین شبها توی نمازهایشان یک جزء قرآن را از حفظ میخوانند، تمام قرآن را حفظند، نیستند؟ مگر نیستند الآن؟ دارند میخوانند. نمازی که پیغمبر این نماز را، صلوة تراویح را، به طور انفرادی تشریع فرمود. اینها میآیند به خاطر سنت سیّئه و بدعت خلیفۀ ثانی برخلاف دستور صریح پیغمبر، به جماعت میخوانند. آنوقت قرآن وسطش میخوانند و صدایشان را بالا میبرند و تجوید را رعایت میکنند و اینطرف میکنند و آنطرف میکنند، و از اینطرف و آنطرف افراد میآیند، اسمش را میگذارند شکوه و عظمت اسلام، همه با هم به مسجد میروند همه با هم میآیند. من از بسیاری از افراد، حتی بعضی از همین افراد آشنایان و رفقا شنیدم که میگفتند ما میرفتیم در آن پشت بام مسجدالحرام و به این نمازِ باشکوه و عظمت که نگاه میکرد[یم] حال و هوایی پیدا میکردیم! گفتم: ای بیشعور! نمازی که برخلاف دستور رسول خدا خوانده میشود این موجب جلال و جمال و نور و بهاء و مجد و عظمت است؟ این نمازیست که برخلاف دستور اسلام خوانده میشود، به کمرتان بزند. این کجایش عظمت دارد؟ این کجایش جمال دارد؟ کجای این نماز جلال دارد؟ کجایش بهاء دارد؟ آقا برویم ماه رمضان را در مکّه، چه شبهایی دارد! چه نمازهایی دارد! بیخود میکنید بروید، بنشینید در جایتان و در همان جا نمازهای شبهای ماه رمضان را اگر خدا توفیق داد بخوانید و فرادا هم بخوانید آن موقع دنبال اهل بیت هستید. دنبال اهل بیت یعنی همین.

