
حقیقت تعلیم اسماء و جایگاه وجودی ملائکه
فقره دعاء: معرفتي يا مولاي دليلي عليك و حبّي لك شفيعي إليك. 1 – دامهایي که شيطان براي سالكين الي اللَه قرار می دهد بسيار دقيقتر و ظريفتر است از دامهايي كه براي غير سالكين الی اللَه قرار می دهد. 2 – افراد نبايد فریب تهجّد و گريه و ابتهال اشخاص را بخورند. 3 – اولیاءالهی براساس خصوصیات واستعدادات هر فردی بنحوی اورا تربیت می کنند که از أنانیّت ومنیّت خارج شود. 4 – مطالعۀ كتابهاي مرحوم علامه طهراني رضوان اللَه عليه شرط اساسي براي دلالت بر مقصود است. 5 –رشد و كمال ملائكه در حركت وجنبۀ طولي نيست بلکه فقط در جنبۀ عرضي می باشد. 6 – بیان تشبيه جالب در توضیح سير طولي و عرضي ملائكه. 7 – سعۀ وجودي ملائكه كمتر از سعۀ وجودي انسان است.
حقیقت تعلیم اسماء و جایگاه وجودی ملائکه
توضیحات:
فقره دعاء: معرفتي يا مولاي دليلي عليك و حبّي لك شفيعي إليك. 1 – دامهایي که شيطان براي سالكين الي اللَه قرار می دهد بسيار دقيقتر و ظريفتر است از دامهايي كه براي غير سالكين الی اللَه قرار می دهد. 2 – افراد نبايد فریب تهجّد و گريه و ابتهال اشخاص را بخورند. 3 – اولیاءالهی براساس خصوصیات واستعدادات هر فردی بنحوی اورا تربیت می کنند که از أنانیّت ومنیّت خارج شود. 4 – مطالعۀ كتابهاي مرحوم علامه طهراني رضوان اللَه عليه شرط اساسي براي دلالت بر مقصود است. 5 –رشد و كمال ملائكه در حركت وجنبۀ طولي نيست بلکه فقط در جنبۀ عرضي می باشد. 6 – بیان تشبيه جالب در توضیح سير طولي و عرضي ملائكه. 7 – سعۀ وجودي ملائكه كمتر از سعۀ وجودي انسان است.
حقیقت تعلیم اسماء و جایگاه وجودی ملائکه
15مرحوم آقا میگفتند ما گفتیم آقا این اینکه اسماء نشد. گفتند نه! آیات ظهور در همین دارد دلالت آیات دلالت میکند اسماء همین است. اسماء یعنی همین اسامی زید و عمر و بکر و خیار و گوجهفرنگی و از این حرفها مثلاً. گفتند: آخه این آن مقامیست که انسان بخواهد بر ملائکه تفضیل پیدا بکند؟ فهمیدن اسم کدو و بادمجان این شرافت دارد برای چیز که بیاید خدا فخر بفروشد؟ افتخار بفروشد؟ ای جبرائیل تو بادمجان نمیدانی به چه میگویند. میگوید نه آقا خوب هم میدانم به چه میگویند، میخواهی برایت بیاورم؟ تو خربزه و هندوانه نمیدانی به چه میگویند. نه بابا! اینقدر ریخته بیا به تو نشان بدهم، این مزرعه پر از هندوانه است. چی چی نمیدانم؟ میدانم. خلاصه میگفتند بحث بین ما و ایشان در گرفت و ایشان نتوانستند و محکوم شدند. میگفتند که ما رفتیم منزل، فردا صبح آمدن منزل ما، به اتفاق دو سه نفر دیگر، گفته بودند این آقا کیست؟ نبوده؟ گفتند که بله یک شخصی آمده. آمدند و گفتند آقای آقا سید محمد حسین این حرفها را شما از کجا آمدید دیشب نقل کردید؟ ببینید، از کجا آمدی دیشب این حرفها را زدی؟ ایشان فرمودند: حرف حق است یا حق نیست حالا از هر جا گفتم؟ ایشان فرمودند ما حالا با آن کار نداریم. ایشان فرمودند این حرف علامۀ طباطبایست. آنجا دیگر ایشان فهمیدند خلاصه این قصّه به کجا میرسد و به کجا قضیّه چیز میشود. ببینید قضیّه کجاست که یکی مثل علامۀ طباطبایی میآید و میگوید منظور از اسماء این است. یکی هم میآید میگوید منظور چیست؟ چغندر و خیار است. ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا؟
خب دیگر ساعت ده گذشته و رفقا هم ما را معذور میدارند، همینطور است دیگر جناب آقای....؟ اجازه میفرمایید ما دیگر بحث را امشب....؟ ان شاء اللَه امیدواریم که خداوند توفیق بدهد و بتوانیم در شبهای بعد این مطلب را ادامه بدهیم. خداوند متعال ما را در این شبهای مبارک بینصیب نگذارد و از مواهب علمی خودش و آن رزق معنوی که واقعاً همان رزق علمی و فهم و ادراک و شناخت ولایت و توحید است ما را محروم نفرماید، که به قول مرحوم آقا میفرمودند: هر چه کمتر از این بخواهی باختی! به کمتر از توحید اگر، چون خدا میدهد، نه واقعاً اگر بخواهیم خدا میدهد برای او کاری ندارد. از این آبی که ما الآن داریم میخوریم برای او راحتتر است.
