حقیقت تعلیم اسماء و جایگاه وجودی ملائکه
5در زمان سابق که مرحوم آقای حداد تشریف آورده بودند ایران، بعضیها با شاگردانشان آمده بودند در دور آقای حداد در منزل مرحوم آقا و به شاگردانشان هم توصیه میکردند پیش ایشان بروید استفاده کنید، خلاصه با ایشان باشید، ولی چهار چشمی هوای شاگردها را داشتند که خلاصه از حیطۀ اینها قضیّه در نیاید، این را ما میدیدیم. میگفتند برو پیش آقای حداد، برو اینجا استفاده کن ولی بُرویی که ما پشت سرت باشیم، نه بُرویی که بُرو! برو نبود، برویی که ما میگوییم، تا جایی که ما اجازه میدهیم. این در نفس دارد اینها را میبرد، در نفس دارد اینها را حرکت میدهد بر محور خود دارد حرکت میدهد. وقتی که ایشان آمدند اگر میگویی برو، خب بفرستشان دیگر، خب برو، برو دیگر چکارشان داری؟ خب ولشان کن دیگر. خب جای بدی که نفرستادی که دنبالشان هستی که حالا چپ میروند راست میروند چکار میکنند. اگر واقعاً میگویی برو پیششان استفاده بکن پس دیگر چرا هوایش را داری؟ چرا یک جوری صحبت میکنی دو پهلو؟ چرا یک قسمی حرف میزنی که جایگاه خودت را حفظ کنی؟ نتیجه چه میشود؟ نتیجه این میشود که وقتی، آن مرد مردبزرگ است آن به این حرفها کاری ندارد اگر آمدند قبول میکند نیامدند صدهزار سال نیایند. خودشان ضرر کردند. ولی ضرر را کی میکند؟ ضرر را تو بدبخت میکنی که تا یک تقی به توقی میخورد و یک خورده اوضاع عوض میشود مسائلی در محیطۀ حکومت و محیط ارادت و ارشاد تو که پیش میآید بلند میشوی دست به کارهایی میزنی که افراد عادی هم آن کارها را انجام نمیدهند این به خاطر چیست؟ به خاطر اینست که تو تا به حال بر محور نفست حرکت میکردی. تا الآن یک قضیهای پیش میآید یک محکی پیش میآید یک دفعه آن نفسانیات بروز و ظهور میکند و طلوع میکند. خب حالا گیرم بر اینکه مکاشفه هم داری، گیرم بر اینکه از یک امر غیبی هم اطلاع داری، خب این که چیزی نیست، آدم خواب هم میبیند که چند روز بعد یک اتّفاقی میافتد این که هنر نیست. توی کتابها هم فضایلت را مینویسند، ایشان اینطور بود، در فلانجا این کار را کرد در فلانجا یک خبر غیبی داد در فلانجا یک امر غیرعادی از او سر زد، دعا کرد فلان مرض شفا پیدا کرد خوب شد ولی همۀ اینها چیست؟ همۀ اینها در محوریّت نفس است.

