اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت تعلیم اسماء و جایگاه وجودی ملائکه

0
سال 1426

فقره دعاء: معرفتي يا مولاي دليلي عليك و حبّي لك شفيعي إليك. 1 – دامهایي که شيطان براي سالكين الي اللَه قرار می دهد بسيار دقيقتر و ظريفتر است از دامهايي كه براي غير سالكين الی اللَه قرار می دهد. 2 – افراد نبايد فریب تهجّد و گريه و ابتهال اشخاص را بخورند. 3 – اولیاءالهی براساس خصوصیات واستعدادات هر فردی بنحوی اورا تربیت می کنند که از أنانیّت ومنیّت خارج شود. 4 – مطالعۀ كتابهاي مرحوم علامه طهراني رضوان اللَه عليه شرط اساسي براي دلالت بر مقصود است. 5 –رشد و كمال ملائكه در حركت وجنبۀ طولي نيست بلکه فقط در جنبۀ عرضي می باشد. 6 – بیان تشبيه جالب در توضیح سير طولي و عرضي ملائكه. 7 – سعۀ وجودي ملائكه كمتر از سعۀ وجودي انسان است.

حقیقت تعلیم اسماء و جایگاه وجودی ملائکه

2
  •  

  •  

  • أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

  • بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم

  • و صلَّی‌ اللَه عَلَی سیّدنا و نبیّنا أبی‌القاسم مُحَمّدٍ

  • و علی آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَی أعدائِهِم أجمَعینَ

  •  

  •  

  • مَعرِفَتی یا مَولای دَلیلی عَلَیکَ وَ حُبّی لَکَ شَفیعی إلَیکَ 

  • عرض شد خدمت رفقا که معرفت، شرط اساسی نیاز است و نیاز و احتیاج بدون معرفت معنا ندارد و بدون معرفت، حرکت حرکتِ کورکورانه است و علی العمیاء است، مانند کسی که در شب تار بدون هیچ‌گونه شناخت از مسیر و هیچ‌گونه ادراک، همین‌طور حرکت می‌کند و راهی را در پیش می‌گیرد و نمی‌داند که در این حرکت به مقصد می‌رسد یا به مهالک؟ و مواجه با وحوش و خطرات [می‌شود یا نه؟] راه وصول به خدای متعال [هم] از این قاعده مستثناء نیست. انسان باید با یقین در آن راه قدم بردارد و باید اتکاء به یقینیّات داشته باشد. زیرا آنچه که راجع به سایر راهها و پیمودن مسیرها در امور اجتماعی و یا در مسائل علمی به او توجه می‌شود و گفته می‌شود، در سیر الی اللَه هزارها برابر است و خطرات الی ما شاء اللَه است. و آن دامهایی که شیطان برای سالکین الی اللَه می‌گستراند بسیار دقیق‌تر و ظریف‌تر از آن خطراتیست که برای غیر این افراد در طول سیر و در مسائل اجتماعیِ آنها پیدا می‌شود. و انسان نمی‌تواند تشخیص بدهد، یک فرد عادی نمی‌تواند تشخیص بدهد که این راه صحیح است یا نه؟ این شخص شخص متأهلی هست و اهل برای این مسأله هست یا نه؟

  • انسان نگاه می‌کند می‌بیند ظاهر بسیار آراسته‌ای دارد عبادت او از افراد متعبد کم نمی‌آورد تهجّد او بیش از حدّ متعارف است ابتهال و گریه و زاری او از حدّ متعارف بیشتر است. یک وقت من رفتم دیدن یک شخصی، صبح بود، نگاه کردم دیدم این چشمهایش قرمز است مشخص بود که دیشب مثلاً حالا این ابتهال داشته، گریه زیاد داشته و خلاصه بیدار بوده، نخوابیده بوده، شب یکی از شب اعیاد بود، شب عید غدیر بود ظاهراً، من روز عید رفته بودم برای دیدن این شخص، یکی از افرادی که در آنجا بود به من گفت: که دیشب ما صدای گریۀ ایشان را دو ساعت به اذان صبح می‌شنیدیم و تا اذان صبح همین‌طور مناجات و گریه و اینها داشت و راجع به تهجد او و شب زنده‌داری او و نماز شب او و اموری که یک فرد ظاهر الصلاح و متعبد، آن امور را باید انجام بدهد حکایتها نقل می‌کردند و می‌کنند. در حالی که برای ما بعد روشن شد که خیلی مسائلِ پشت پرده وجود دارد که ما از آنها هیچ اطّلاع نداشتیم و هیچ خبر نداشتیم و گرفتاریهای نفس و انانیّتها و خود محوریها و مسائلی را که یک فرد در آن مسائل به نحوی گرفتار است که هیچ کس نمی‌تواند او را نجات بدهد، دامن‌گیر او شده بود. خب حال چطور ممکن است یک فرد با وجود رؤیت و مشاهدۀ این مسائل متئاتر نشود؟ چطور ممکن است؟ چطور ممکن است؟ خب ما با چشم خودمان دیدیم، ما با چشم خودمان دیدیم حالا اگر یک شخصی هم در همان نزدیکی‌ها شب بوده، خب آن حالات را مشاهده می‌کرده، آن وضعیت را می‌دیده.