اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت تعلیم اسماء و جایگاه وجودی ملائکه

0
سال 1426

فقره دعاء: معرفتي يا مولاي دليلي عليك و حبّي لك شفيعي إليك. 1 – دامهایي که شيطان براي سالكين الي اللَه قرار می دهد بسيار دقيقتر و ظريفتر است از دامهايي كه براي غير سالكين الی اللَه قرار می دهد. 2 – افراد نبايد فریب تهجّد و گريه و ابتهال اشخاص را بخورند. 3 – اولیاءالهی براساس خصوصیات واستعدادات هر فردی بنحوی اورا تربیت می کنند که از أنانیّت ومنیّت خارج شود. 4 – مطالعۀ كتابهاي مرحوم علامه طهراني رضوان اللَه عليه شرط اساسي براي دلالت بر مقصود است. 5 –رشد و كمال ملائكه در حركت وجنبۀ طولي نيست بلکه فقط در جنبۀ عرضي می باشد. 6 – بیان تشبيه جالب در توضیح سير طولي و عرضي ملائكه. 7 – سعۀ وجودي ملائكه كمتر از سعۀ وجودي انسان است.

حقیقت تعلیم اسماء و جایگاه وجودی ملائکه

4
  • ولی انسان کیس و زیرک و مواظب، این اینطور نیست. آن به فکر آن حالتیست که پس از گذشت سالیان سال وقتی که برای او آن ندامت و آن پشیمانی پیش می‌آید از الآن مواظب است. حالا که باید ده سال دیگر پشیمان بشود از الآن به دنبال مطلب هست. نمی‌گذارد کار به آنجا برسد، بعد بیاید به آقا بگوید آقا این که نشد، یا این مسأله به این کیفیت شد، این خطر اینطور به وجود آمد. بسیاری از افراد که اینها بدون توجه، در تحت تربیت فردی قرار گرفتند سر از جنون درآوردند. ناراحتیهای غیر متعارفی برای آنها بوجود آمده. خب این برای چیست؟ برای این است که آن شخص آن اطلاع کافی را بر خصوصیات و ضمیر و سرّ مخاطب ندارد و علی العمیاء یک دستوری را به او می‌دهد و یک برنامه‌ای را به او می‌دهد، بدون اینکه متوجه عواقب او باشد. و این قضیّه خیلی عجیب است. یعنی راجع به این قضیه انسان هر چه بگوید کم گفته‌ است. چقدر در تاریخ تجربه راجع به این مسأله وجود دارد، چه حکایت‌ها راجع به این مطلب گفتند چقدر راجع به این نکته مسأله بیان شده، چقدر راجع به این صحبت شده؟ راجع به خصوصیات و مسائل نفس و نفسانیّات چقدر حرف زده شده.

  • لذا امام سجّاد علیه السّلام می‌فرماید: معرفتی یا مولای دلیلی علیک من اول شناخت نسبت به تو پیدا کردم، تو را شناختم و راه به سوی تو را یافتم و این شناخت من موجب شد که به سمت تو حرکت کنم. دلیل من شد به سوی تو، راهم را از چاه تشخیص دادم، بیراهه را از راه فهمیدم. بیراهه را از راه تشخیص دادم. مهالک را از غیر مهالک شناختم، حرکتم حرکت به سوی تو بود، نه حرکت در خود و در نفس خود، حرکت حرکت به سوی تو بود.

  • الآن هستند در خیلی از جاها، افرادی هستند کار کرده اهل مراقبه مطالبی هم به دست می‌آورند به مسائلی هم می‌رسند از نظر عادی هم کارهای غیر عادی انجام می‌دهند. ولی وقتی که انسان آنها را می‌بیند یا مطالب آنها را مطلّع می‌شود می‌بیند تمام اینها در حرکت نفس به این مسائل رسیدند. خود را نتوانستند کنار بگذارند. در خود حرکت کردند و به هر نکته‌ای که رسیدند باز در خود است. یک محک به آنها بزنی یک دفعه می‌بینی همه چیزشان به هم می‌ریزد زیر و رو می‌شوند و می‌خواهند دمار از روزگار انسان دربیاورند. این برای چیست؟ بخاطر اینکه آن چه را که بر آن اساس و بر آن محور حرکت کرده، نفس اوست. حالا شما می‌خواهید نفس او را از او بگیرید همه چیزش را گرفتید. این نورانیّت ندارد، این نورانیّت ندارد.