
حقیقت تعلیم اسماء و جایگاه وجودی ملائکه
فقره دعاء: معرفتي يا مولاي دليلي عليك و حبّي لك شفيعي إليك. 1 – دامهایي که شيطان براي سالكين الي اللَه قرار می دهد بسيار دقيقتر و ظريفتر است از دامهايي كه براي غير سالكين الی اللَه قرار می دهد. 2 – افراد نبايد فریب تهجّد و گريه و ابتهال اشخاص را بخورند. 3 – اولیاءالهی براساس خصوصیات واستعدادات هر فردی بنحوی اورا تربیت می کنند که از أنانیّت ومنیّت خارج شود. 4 – مطالعۀ كتابهاي مرحوم علامه طهراني رضوان اللَه عليه شرط اساسي براي دلالت بر مقصود است. 5 –رشد و كمال ملائكه در حركت وجنبۀ طولي نيست بلکه فقط در جنبۀ عرضي می باشد. 6 – بیان تشبيه جالب در توضیح سير طولي و عرضي ملائكه. 7 – سعۀ وجودي ملائكه كمتر از سعۀ وجودي انسان است.
حقیقت تعلیم اسماء و جایگاه وجودی ملائکه
5در زمان سابق که مرحوم آقای حداد تشریف آورده بودند ایران، بعضیها با شاگردانشان آمده بودند در دور آقای حداد در منزل مرحوم آقا و به شاگردانشان هم توصیه میکردند پیش ایشان بروید استفاده کنید، خلاصه با ایشان باشید، ولی چهار چشمی هوای شاگردها را داشتند که خلاصه از حیطۀ اینها قضیّه در نیاید، این را ما میدیدیم. میگفتند برو پیش آقای حداد، برو اینجا استفاده کن ولی بُرویی که ما پشت سرت باشیم، نه بُرویی که بُرو! برو نبود، برویی که ما میگوییم، تا جایی که ما اجازه میدهیم. این در نفس دارد اینها را میبرد، در نفس دارد اینها را حرکت میدهد بر محور خود دارد حرکت میدهد. وقتی که ایشان آمدند اگر میگویی برو، خب بفرستشان دیگر، خب برو، برو دیگر چکارشان داری؟ خب ولشان کن دیگر. خب جای بدی که نفرستادی که دنبالشان هستی که حالا چپ میروند راست میروند چکار میکنند. اگر واقعاً میگویی برو پیششان استفاده بکن پس دیگر چرا هوایش را داری؟ چرا یک جوری صحبت میکنی دو پهلو؟ چرا یک قسمی حرف میزنی که جایگاه خودت را حفظ کنی؟ نتیجه چه میشود؟ نتیجه این میشود که وقتی، آن مرد مردبزرگ است آن به این حرفها کاری ندارد اگر آمدند قبول میکند نیامدند صدهزار سال نیایند. خودشان ضرر کردند. ولی ضرر را کی میکند؟ ضرر را تو بدبخت میکنی که تا یک تقی به توقی میخورد و یک خورده اوضاع عوض میشود مسائلی در محیطۀ حکومت و محیط ارادت و ارشاد تو که پیش میآید بلند میشوی دست به کارهایی میزنی که افراد عادی هم آن کارها را انجام نمیدهند این به خاطر چیست؟ به خاطر اینست که تو تا به حال بر محور نفست حرکت میکردی. تا الآن یک قضیهای پیش میآید یک محکی پیش میآید یک دفعه آن نفسانیات بروز و ظهور میکند و طلوع میکند. خب حالا گیرم بر اینکه مکاشفه هم داری، گیرم بر اینکه از یک امر غیبی هم اطلاع داری، خب این که چیزی نیست، آدم خواب هم میبیند که چند روز بعد یک اتّفاقی میافتد این که هنر نیست. توی کتابها هم فضایلت را مینویسند، ایشان اینطور بود، در فلانجا این کار را کرد در فلانجا یک خبر غیبی داد در فلانجا یک امر غیرعادی از او سر زد، دعا کرد فلان مرض شفا پیدا کرد خوب شد ولی همۀ اینها چیست؟ همۀ اینها در محوریّت نفس است.
