
دیدگاه عرفای الهی و علماء ظاهر در مساله توحید و ولایت
فقره دعاء: معرفتي يا مولاي دليلي عليك و حبّي لك شفيعي إليك. 1 – بیان دیدگاه ونقد نظریه ای که معتقد است معرفت به پروردگار متعال و اسماء وصفات او به میزان عامیانۀ آن کافی بوده وبیش از آن امری لغو وبیهوده است. 2 – ذکر حکایتی جالب از تعلّق و میل بی حدّ فردی نسبت به یکی از مأکولات حتّی در حال احتضار. 4 – تأثير منبرهاي افرادی همچون حاج شيخ عبداللَه ترك برشخصیت مرحوم علامه طهراني رضوان اللَه عليه در ايام جواني. 5 – خواندن فلسفه اعتقاد فرد را نسبت به حقیقت ولايت پایدارتر ومتقن تر ميكند . 6 – جايي كه علماي سنّي در كتب خود از إخبار غيبي ائمه و مخصوصاً اميرالمؤمنين علیه السلام روايت ميآورند چرا بعضي از علماي شيعه علم غيب امام را قبول ندارند. 7 – مرحوم صاحب جواهردر مبحث آب کُر از کتاب جواهر می فرماید:امام علیه السلام بدلیل عدم احاطه بر مسائل حساب و ریاضی در بیان مقدارآب کر اشتباه کرده است. 8 – ذکر ادله ای در اثبات علم غيب براي امام عليه السلام. 9 – علّت خواندن فلسفه در بيان علامه طباطبائي رضوان اللَه عليه. 10 – آية اللَه خويي رحمة اللَه علیه ميفرمودند: در شبي كه مرحوم قاضي رحلت نمودند ديدم ستارگان از آسمان به زمین فرود می آمدند. 11 – دشمنيها و تكفيرهاي بيمورد نسبت به مرحوم قاضي رضوان اللَه عليه در نجف. 12 – مرحوم علامه طهرانی ميفرمودند: امام علیه السلام آن فردی است كه در همۀ مراتب کمالی امام وپیشوای افراد است.
دیدگاه عرفای الهی و علماء ظاهر در مساله توحید و ولایت
توضیحات:
فقره دعاء: معرفتي يا مولاي دليلي عليك و حبّي لك شفيعي إليك. 1 – بیان دیدگاه ونقد نظریه ای که معتقد است معرفت به پروردگار متعال و اسماء وصفات او به میزان عامیانۀ آن کافی بوده وبیش از آن امری لغو وبیهوده است. 2 – ذکر حکایتی جالب از تعلّق و میل بی حدّ فردی نسبت به یکی از مأکولات حتّی در حال احتضار. 4 – تأثير منبرهاي افرادی همچون حاج شيخ عبداللَه ترك برشخصیت مرحوم علامه طهراني رضوان اللَه عليه در ايام جواني. 5 – خواندن فلسفه اعتقاد فرد را نسبت به حقیقت ولايت پایدارتر ومتقن تر ميكند . 6 – جايي كه علماي سنّي در كتب خود از إخبار غيبي ائمه و مخصوصاً اميرالمؤمنين علیه السلام روايت ميآورند چرا بعضي از علماي شيعه علم غيب امام را قبول ندارند. 7 – مرحوم صاحب جواهردر مبحث آب کُر از کتاب جواهر می فرماید:امام علیه السلام بدلیل عدم احاطه بر مسائل حساب و ریاضی در بیان مقدارآب کر اشتباه کرده است. 8 – ذکر ادله ای در اثبات علم غيب براي امام عليه السلام. 9 – علّت خواندن فلسفه در بيان علامه طباطبائي رضوان اللَه عليه. 10 – آية اللَه خويي رحمة اللَه علیه ميفرمودند: در شبي كه مرحوم قاضي رحلت نمودند ديدم ستارگان از آسمان به زمین فرود می آمدند. 11 – دشمنيها و تكفيرهاي بيمورد نسبت به مرحوم قاضي رضوان اللَه عليه در نجف. 12 – مرحوم علامه طهرانی ميفرمودند: امام علیه السلام آن فردی است كه در همۀ مراتب کمالی امام وپیشوای افراد است.
دیدگاه عرفای الهی و علماء ظاهر در مساله توحید و ولایت
7این همه از اخبار غیبی امیرالمؤمنین و ائمه که در کتب خودِ اهل سنت آمده است، اهل سنت معاند ما، آنهایی که معاند با ما هستند، این اخبار را آقایان چه میکنید؟ اینها که دیگر شیعه نبودند، اینها که دیگر اهل سنت هستند، این را چه میگوئید؟ نه! کِه گفته است سیدالشهداء در شب عاشورا....؟ اصلاً این حرفها را در آوردهاند، کِه گفته است سیدالشهداء گفته است که:«خُطَّ الْمَوْتُ عَلَی وُلْدِ ءَادَمَ مَخَطَّ القِلادَۀِ عَلَی جِید الْفَتَاۀِ... کأنّی وَ أوْصَالِی یَتَقَطَّعُهَا»1، در آن خطبهای که حضرت میخوانند راجع به موت و در وقتی که فرزدق آمد حضرت را در بین راه دید، در مکّه خواندند، در چیز خواندند، در کلمات امیرالمؤمنین از صفّین بر میگشتند، در کربلا نزول پیدا کردند، حضرت چرت زدند بلند شدند گفتند الآن میبینم این صحرا پُر از خون شده است، چی شده است، فرزندم...، همۀ این حرفها همه کشک و دروغ و همه را افراد غالی و مفرط برای ائمه در آوردهاند! فقط شما یکی راست میگوئید! اینها همه مال چه است؟ چون معرفت نیست آقاجان.
وقتی انسان به امام معرفت پیدا کند، آنوقت میفهمد آقا، این حرفها که سهل است، این حرفها را بچه مکتبیهای این راه بلدند بزنند نه امام امیرالمومنین! اوائل این افراد میتوانند این مطالب را بگویند. اینکه چیزی نیست، بنده صدها مورد از اخبار مغیبات از دوستان در زمان پدرم از آنها خودم شنیدهام. با اینکه اینها نه امام بودند، نه امیرالمؤمنین بودند، نه پیغمبر بودند، نه امام حسین بودند، یک افراد عادی بودند دیگر. جدای از آن مطالبی که از مرحوم پدرمان شنیدهام، خوب چه میفرمائید آقا؟ این که دیگر پیغمبر نیست، این که دیگر پیغمبر نبود، این که دیگر لو کنتُ اعلم الغیب، نمیدانم فلان و لاستکثرت و از این حرفها نبود. از کجا این مطالب را بدست آورد؟ چرا او بدست آورد و تو بدست نیاوردی؟ چرا؟
- مثیر الأخران، ص ٤١.
