معرفت نسبت به راه خدا، لازمه حرکت به سمت خداوند
6آن کسی که سه ساعت به نماز بلند میشود، دو ساعت به نماز بلند میشود و تمام فکرش و ذکرش و صحبتش در محوریّت عبودیّت و التجاء و تضرّع و ابتهال به محبوب دارد دور میزند، با آن کسی که مثل این به حَسَب ظاهر، به حَسَب اجتماع و به حَسَب ظواهر فریبندۀ اجتماع و بلکه بالاتر، امّا تا صبح به مجلس لهو و لعب و غیبت و تهمت و حرف زدن و خوردن شیرینی و آجیل و گعده و کشیدن غلیان و این مسائل در شبهای ماه رمضان دارد میگذرد، بین اینها فرقی نیست؟ تفاوت نمیکند؟ او میتواند معرفت داشته باشد بر این راه؟ او میتواند راهنما باشد؟ او میتواند دست انسان را بگیرد؟ کدام یک از این دو؟ مسأله خیلی واضح است، خیلی قضیّه، قضیّه روشن است.
وقتی که آقای خوئی پیغام دادند برای مرحوم قاضی که ما شنیدیم عرفا مطالب خلافی دارند، مطالب اشتباهی دارند، حرفهایشان حرفهای خلاف است، مشی و مرامشان خلاف است، آقای قاضی پاسخ داد: شما دیگر چرا؟ شما که اهل علمید، شما که فاضل هستید چرا به حرف دیگران بدون تحقیق و تأمل دارید نظر میدهید؟ خب بلند شوید بیائید ببینید، آقا در را که بروی شما نبستهایم، خوب در بزنید باز میکنیم، اگر باز نکردیم، خودمان را قایم کردیم، مخفی کردیم از شما، آنوقت یک چیزی بگوئید. درِ ما که باز است شما نمیآئید، همین طور نشستهاید و همین طور هرّی میگوئید، خب بلند شوید بیائید، آقا دو قدم طوریتان نمیشود. یک چند قدم راه بروید برای چربیتان هم خوب است، یک خورده، پنج دقیقه راه بیائید، اینی که راجع به عرفا میگویند چه است؟ خب بنده اینجا حیّ حاضر نشستهام، چطور شما در مسائل اصول و مسائل فقه به حرف دیگران توجّه نمیکنید و استنباط خودتان را [مدنظر قرار میدهید]، مرحوم قاضی به ایشان میگویند، ببینید چقدر کلام متین و محکم و متقّن، شما بهتر از این حرف اصلاً سراغ دارید؟ میگویند شما که در مطالب استنباط و اجتهادتان، در مطالب اصولی، فقهی، روایات، امثال ذلک، به حرف این و آن گوش نمیدهید فهم خودتان را بکار میبرید، چطور در اینجا دارید میگوئید که فلانی این حرف را میزند؟ بلند شوید بیائید ببینید، ببینید کجای حرف ما اشتباه است؟ کجای حرف ما مخالف مکتب اهل بیت است؟ کجای حرف ما با شریعت در تنافی است؟ ما شرب خمر داریم میکنیم؟ خدای نکرده کار خلاف شرع داریم انجام میدهیم؟ چکار داریم میکنیم؟ خب بیائید ببینید بگوئید. همین طور از دور نشستهاید هی سنگ میاندازید. خب اینکه کار یک آدم عالم نیست، یک آدم فاضل نیست، اینکار کار افراد عَجَزه است، اینها که میگویند که فرض کنید که این آن است، این آن است، عرفا این هستند چی چی هستند، اینها فلان، خب کدامیک از کار عرفا خلاف است؟ خب بیا بگو باباجان!

