معرفت نسبت به راه خدا، لازمه حرکت به سمت خداوند
9شبهای ماه رمضان هم بیا دعای ابوحمزه را هم بخوان هر شب، تو که فکرت این هست، چه معرفتی داری؟ چه معرفتی داری؟ عمامه سرت است، محاسن هم بسیار طویل، اهل بیا و برو، اهل منبر، اهل مسجد، اهل تفسیر، اهل چیز، ولی چقدر معرفت داری جناب؟ [چقدر] شناخت داری؟ چقدر این حقایقِ دین در قلب تو روسخ پیدا کرده است؟ نوار که کاری ندارد آقا، کاری ندارد، امروز یکی از این رفقا عصر اینجا آمده بودند برای عقد. یک نواری به ما داد از همین نوارهایی که توی کامپیوتر میگذارند، سی دی. من وقتی که مطالعه کردم دیدم تمام کتب را دیگر گذاشتهاند این تو، یعنی ما از یک [سیدی] بیشتر معلومات داریم؟ خب بفرما، این هست، حالا این نوار چه ارزشی دارد؟ چه ارزشی دارد؟ ارزشش چقدر است؟ هزار تومان، دو هزار تومان. چقدر ارزش دارد؟ چقدر از این مطالب در این نوار رسوخ پیدا کرده است؟ چقدر رسیده است؟ صفر! هیچ، هیچ، بر میدارند تق میشکنند، میاندازنش بیرون. خواندن مطالب و حفظ کردن، با ضبط کردن در این نوار هر دو یکیست، هیچ تفاوتی ندارد. هیچ فرقی ندارد، این نوار را میگذراند در دستگاه صدایش در میآید. خطوطش ظاهر میشود، این نوار هم میآید در ذهن و بواسطۀ زبان و بواسطۀ قلم مطالبش مطرح میشود و روشن میشود. هر دو یکی است، تفاوتی ندارد. این مقصود امام سجّاد نیست.
معرفت یعنی شناخت من، درک من از مطلب. احساس من از مسأله، آن احساسی که من از تو دارم و آن مطلبی را که از تو در جان من هست، این مرا ول نمیکند، این من را رها نمیکند. این مرا دنبال میکند. این مرا آرام نمیگذارد. راحت نمیگذارد هر کاری دلم بخواهد بکنم، دائماً بالا سر من است مرا ول نمیکند، هر جا باشم در کنار من است. این شناخت همیشه با من است. از منزل میآیم بیرون، این شناخت با من است. با افراد برخورد میکنم، این شناخت با من است به مغازه میروم این شناخت با من است، نه اینکه به مغازه میروم این شناخت را درِ مغازه میگذارم بعد میروم توی مغازه، هر کاری دل من بخواهد میکنم وقتی بیایم دوباره این را میگذارم تو کیفم میآورم، نه! این شناخت با من است، به منزل میآیم این با منست، میخوابم با منست، بر میخیزم با منست، نماز میخوانم با منست، هر کاری انجام بدهم این با منست و مرا رها نمیکند. این راهنمای من بر توست، این احساسی که نسبت به تو دارم، این راهنمای من بر توست. سختی ببینم ول نمیکنم، خوشی ببینم ول نمیکنم. ول نمیکنم مسأله را. چرا؟ چون به معرفت رسیدهام.

